۱۳۹۳ فروردین ۳۰, شنبه

فوری: اسامی زندانیان سیاسی منتقل شده به سلول‌های انفرادی


درپی ضرب‌و شتم بی‌سابقه زندانیان سیاسی ۳۲نفر از محبوسین بند ۳۵۰ زندان اوین به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.
بنابر اخبار رسیده به «خودنویس» اسامی زندانیان سیاسی و امنیتی منتقل شده به انفرادی به شرح زیر است:
عبدالفتاح سلطانی
محمدامین هادوی
محمد صدیق کبودوند
محمد داوری
هوتن دولتی
مهدی خدایی
بهزاد عرب گل
مصطفی ریسمان باف
مصطفی عبدی
علامرضا خسروی
ابوالقاسم فولادوند
مهرداد آهن خواه
سهیل عربی
رضا اکبری منفرد
امیر دوربین قاضیانی
اسدالله هادی
اسدالله اسدی
مجید اسدی
بهنام ابراهیم زاده
سعید متین پور
سهیل بابادی
سروش ثابت
علی عسگری
داور حسینی وجدان
سعید حایری
سمکو خلقتی
یاشار دارالشفاء
رضا همیاری
محمد شجاعی
امیر رضازاده

به‌گفته یکی از زندانیان بند ۳۵۰، این درگیری‌ها که به‌دلیل حمل دوربین توسط ماموران از پیش‌ طراحی شده بود، زمانی آغاز شد که ماموران به بهانه بازرسی اتاق‌های بند با باتوم شیشه‌ها را شکستند و ترکش شیشه‌ها را به سر و صورت بچه‌ها زدند تا جاییکه دست یکی از زندانیان به نام «امید بهروزی» دچار خونریزی شدید شد. علاوه بر این سر اکبرامینی نیز بر اثر ضربات باتوم ماموران در تونل وحشتی که گارد ضدشورش زندان ساخته بودند، دچار شکستگی شده است. 
گفتنی‌ست در این درگیری‌ها علاوه بر ضرب و شتم دکترعلیرضا رجایی با باتوم یکی دیگر از زندانیان به سی‌سی‌یو منتقل شده که بنابر اخبار رسیده به «خودنویس» حال وی وخیم گزارش شده است.
این شاهد عینی از ذکر نام زندانی منتقل شده به سی‌سی‌یو اجتناب کرد.

۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

احمد شهید: حکم اعدام ریحانه جباری ناروا و غیرعادلانه است

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، حکم اعدام ریحانه جباری به جرم قتل یک مامور پیشین اطلاعاتی را ناروا خوانده و خواستار بازنگری پرونده و محاکمه مجدد او شده است.
Reyhane Jabbari
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، از اعترافات اجباری و نادیده گرفتن شواهد تبرئه متهم از سوی دادگاه، ابراز نگرانی کرده است.
وی خواستار بررسی دوباره پرونده ریحانه جباری و محاکمه مجدد این دختر ۲۶ ساله با اتکاء به حق تضمین شده دادرسی داخلی و بین‌المللی شده است.
احمد شهید از مستندات معتبری نام برده که ریحانه جباری را از اتهام قتل عمد مبرا می‌کنند. او به دفاع ریحانه جباری در برابر قصد تجاوز جنسی یک مامور اطلاعاتی اشاره کرده و افزوده که این پرونده باید به دادگاه دیگری ارجاع شود. او تصریح کرده که رسیدگی دوباره به این پرونده باید مطابق موازین قانونی داخلی و هنجارهای حقوقی بین‌المللی باشد.
ریحانه جباری متهم به قتل مرتضی عبدالعلی سربندی، یک مامور پیشین وزارت اطلاعات ایران است و از هفت سال پیش در زندان به سر می‌برد.
احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل
احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل
مقتول به دلیل ضربه چاقو به کتفش و خونریزی درگذشته و این در حالی است که ریحانه جباری پس از فرار از محل حادثه، آمبولانس خبر کرده است.
احمد شهید به وجود یک لیوان آب میوه حاوی ماده آرام‌بخش در محل جرم اشاره کرده که نشان می‌دهد قصد تجاوز جنسی با برنامه قبلی بوده است.
احمد شهید یادآوری کرده که اگر ادعاهای ریحانه جباری صحت داشته باشند، او دو مرتبه قربانی شده است: بار نخست از سوی فرد متجاوز و بار دوم از سوی سیستم قضایی که علی‌القاعده باید از افراد در برابر تعدی جنسی و جسمی حراست کند.
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع ریحانه جباری به خبرگزاری "ایرنا" گفته است که حکم اعدام موکلش صادر شده و چنانچه خانواده مقتول رضایت ندهند، تا یکماه دیگر اجرا خواهد شد.
محسنی اژه‌ای، دادستان کل ایران روز دوشنبه (۲۵ فروردین/ ۱۴ آوریل) در پاسخ به سوالات خبرنگاران مبنی بر اعدام قریب‌الوقوع ریحانه جباری به این اکتفا کرد که بگوید: «ایشان اعدام نشده است.»
شاکیان خصوصی پرونده ریحانه جباری، مادر و سه فرزند مقتول هستند. در حال حاضر کمپینی از سوی هنرمندان و فعالان اجتماعی برای نجات جان ریحانه جباری و جلب رضایت شاکیان پرونده به راه افتاده که هزاران نفر آن را امضا کرده‌اند. بخشی از این امضاها برای احمد شهید، دبیر کل سازمان ملل و کاترین اشتون فرستاده شده‌اند.
اصغر فرهادی، کارگردان سینما نیز نامه‌ای به خانواده مقتول نوشته و با اشاره به حضور ریحانه جباری در ایام خردسالی در یکی از فیلم‌هایش، از شاکیان پرونده خواسته که گذشت کنند و این دختر جوان را ببخشند.

۱۳۹۳ فروردین ۲۵, دوشنبه

آمریکا: عدم صدور ویزا برای ابوطالبی تاثیری بر مذاکرات اتمی ندارد

سامانتا پاور، سفیر آمریکا در سازمان ملل، اعلام کرد که عدم صدور روادید برای حمید ابوطالبی به روند مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ خللی وارد نخواهد کرد. همزمان ایران نیز از پیگیری شکایت خود در سازمان ملل خبر داد.
سامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد
سامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد
سامانتا پاور، سفیر و نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، در روز یک‌شنبه (۲۴ فروردین/۱۳ آوریل) در گفت‌وگویی تلویزیونی اعلام کرد که آمریکا مایل به ادامه مذاکرات اتمی با ایران است و "اختلاف موجود تاثیری" بر روند گفت‌وگو‌های شش قدرت جهانی و ایران نخواهد داشت.

آمریکا حمید ابوطالبی را به همکاری با "دانشجویان پیرو خط امام" در اشغال سفارت ایالات متحده در تهران در سال ۱۳۵۸ متهم کرده است. اما حمید ابوطالبی شرکت خود در اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری کارمندان آن را رد می‌کند.پاور در مصاحبه‌ای با تلویزیون "ای بی سی" تاکید کرد که ایالات متحده "با تمرکز بر روی مذاکرات اتمی" مایل به پیشبرد گفت‌وگوها است. سفیر آمریکا گفت که موضوع ابوطالبی "دارای ضرورت‌هایی است که البته بر همگان روشن است".
نماینده آمریکا در سازمان ملل افزود: «ما در هفته پیش با مقامات ایران گفت‌وگو داشتیم و در ماه‌های آینده نیز این گفت‌وگوها ادامه خواهند یافت. کارشناسان ما (ایران و گروه ۱+۵) روزانه با یکدیگر ملاقات دارند و تا کنون شاهد خللی در روند مذاکرات نبوده‌ایم.»
حمید ابوطالبی می‌گوید نقشی در اشغال سفارت آمریکا در تهران نداشته است


شکایت ایران به سازمان ملل
مرضیه افخم، سخنگوی وزارت امورخارجه ایران، در یک نشست خبری در روز دوشنبه (۲۵ فروردین) گفت: «پیگیری موضوع و شکایت ایران نسبت به عدم صدور روادید از سوی دولت آمریکا برای سفیر و نماینده دائم پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک از طریق ساز و کارهای رسمی موجود برای رسیدگی به این موضوع فعال شده و در دست اقدام است.»
مقامات وزارت امور خارجه ایران اقدام آمریکا در عدم صدور ویزا برای حمید ابوطالبی را "نقض مقررات بین‌المللی" و "برخلاف قرارداد مقر بین سازمان ملل متحد و دولت آمریکا" می‌دانند.
افخم درباره روند رسیدگی به شکایت ایران افزود: «ساز و کارهای موجود در سازمان ملل شامل رجوع موضوع به کمیته ارتباط با دولت میزبان که وظیفه نظارت بر اجرای قرارداد مقر را دارد در دستور كار است و دستورالعمل لازم در این زمینه به نمایندگی کشورمان در نیویورک داده شده كه از فردا و متعاقب شروع هفته کاری اقدامات لازم از سوی نمايندگی كشورمان بعمل آمده و با جدیت و حساسیت روند کار دنبال می شود.»
گرچه آمریکا بر طبق توافقات با سازمان ملل متحد موظف به صدور روادید برای نمایندگان کشورهای جهان است، اما در مواردی که امنیت ایالات متحده مطرح باشد می‌تواند از صدور ویزا خودداری کند. آمریکا در حال حاضر نیز تردد و سفر سفیران کشورهایی نظیر ایران، کره‌شمالی و سوریه را در خاک خود محدود کرده است.
پیشتر نمایندگان کنگره آمریکا از دولت این کشور خواسته بودند که از صدور روادید برای حمید ابوطالبی خودداری کند. ایران نیز گفته است که گزینه‌ی دیگری به جز حمید ابوطالبی برای نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد ندارد.

۱۳۹۳ فروردین ۲۰, چهارشنبه

محاکمه هادی اسماعیل زاده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر


arm.jpg
کانون مدافعان حقوق بشر در پی تحت تعقیب قرار دادن هادی اسماعیل زاده، عضو شورای عالی نظارت این کانون اطلاعیه ای صادر کرد. 26 فروردین ماه 1393 به عنوان زمان محاکمه آقای اسماعیل زاده در دادگاه انقلاب تعیین شده است.
کانون مدافعان حقوق بشر در اطلاعیه خود با بیان خدمات آموزشی و حقوق بشری آقای اسماعیل زاده، به فشارهای نهادهای امنیتی بر او برای استعفا از کانون مدافعان حقوق بشر اشاره کرده است.
بنابراین این سازمان مردم نهاد با محکوم کردن برخوردهای صورت گرفته با آقای اسماعیل زاده، توجه مقام های مسئول را به تعهدات دولت ایران در حمایت از مدافعان حقوق بشر جلب کرده است.
تا کنون برای اکثر اعضای شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر و افراد مرتبط با این کانون احکام سنگین زندان صادر شده است که در حال حاضر سید محمد سیف زاده و عبدالفتاح سلطانی، دو عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر در زندان به سر می برند.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن اطلاعیه کانون مدافعان حقوق بشر که در تاریخ 20 فروردین ماه 1393 صادر شده، به شرح زیر است:

دکتر هادی اسماعیل زاده، عضو شورای عالی‌ نظارت کانون مدافعان حقوق بشر در دادگاه انقلاب تحت تعقیب قرار گرفته است. بر این اساس قرار است که او روز ۲۶ فروردین ماه 1393 محاکمه شود.
دکتر اسماعیل زاده که از بسیاری از متهمان سیاسی و عقیدتی‌ به رایگان دفاع کرده است، بعد از یورش مأموران امنیتی به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و پلمپ آن به دفعات مورد بازجویی مأموران امنیتی قرار گرفت و چون پیشنهاد همکاری با آنان و استعفا از کانون مدافعان حقوق بشر را نپذیرفت، به خواست وزارت اطلاعات در سال 1388 از موسسه عالی‌ بانکداری ایران که سال ها در آن تدریس می‌‌کرد، اخراج شد.
این استاد برجسته حقوق همچنین از سال ۱۳۸۹ به تدریس در دانشگاه آزاد شهر بم پرداخت اما بعد از دو سال تدریس و پس از آنکه درخواست نهاد‌های امنیتی مبنی بر استعفا از کانون مدافعان حقوق بشر را رد کرد، کلاس درس او را تعطیل کردند. هر چند که وی به دلیل زحمات قابل تقدیرش در اسفند ماه ۱۳۸۹ طبق مصوبه شورای شهر بم، عضو افتخاری شهر بم شده بود.
مجددا پس از اخراج دکتر اسماعیل زاده از دانشگاه آزاد شهر بم، بار دیگر به وی مراجعه و پیشنهاد استعفا از کانون مدافعان حقوق بشر را مطرح کردند که چون باز هم مورد قبول دکتر اسماعیل زاده قرار نگرفت، او را تهدید به حبس طویل المدت کردند. این مرتبه دادستان، دکتر اسماعیل زاده را به اقدام علیه امنیت ملی‌ و تبلیغ علیه نظام متهم ساخته و قرار است که در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای او در روز ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ محاکمه ای‌ تشکیل شود. این در حالی‌ است که به وکلای وی اجازه مطالعه پرونده را نداده اند تا بتوانند لوایح دفاعی خود را آماده سازند.
کانون مدافعان حقوق بشر با استناد به اعلامیه مربوط به مدافعان حقوق بشر مصوب ۱۹۹۸ مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد که بر حمایت همه جانبه از مدافعان حقوق بشر تاکید دارد و با توجه به اینکه دولت ایران به کنوانسیون‌های بین المللی حقوق بشر ملحق و متعهد اجرای آن شده است، چنین رفتاری با دکتر هادی اسماعیل زاده را محکوم کرده و امیدوار است تا با صدور حکم برائت در دادگاه، خط بطلانی بر اقدامات فراقانونی مأموران امنیتی کشیده شود.
متاسفانه نظیر رفتار فوق در مورد بسیاری از مدافعان حقوق بشر و وکلای دادگستری مشاهده می‌‌شود که از آن جمله می‌‌توان به عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده و مصطفی دانشجو اشاره کرد.
بنابراین کانون مدافعان حقوق بشر یاد آور می‌‌ شود که نگاه امنیتی توام با سوء ظن مأموران وزارت اطلاعات به کنشگران حقوق بشر و سعی‌ در به انفعال کشاندن آنها به هر نحو ممکن و همچنین ایجاد نهاد هایی که به صورت ظاهر به فعالیت در رشته‌های مختلف حقوق بشری فعال هستند اما در نهایت تحت هدایت وزارت اطلاعات قرار دارند، نه تنها هرگز در مقابله با امواج برخاسته از بطن جامعه مدنی، تاب مقاومت نداشته بلکه به بحرانی تر کردن شرایط می انجامد.

آخرین خبرها از کمپین نجات ریحانه جباری

جلسه صلح و سازش در مورد پرونده ريحانه جباری روز دوشنبه در تهران برگزار شد

درحالی‌که اعتراض به حکم اعدام ریحانه جباری و برگزاری راه‌پیمایی و تجمع در نقاط مختلف دنیا ادامه دارد، جلسه صلح و سازش در تهران با حضور هنرمندان و فعالان غير‌دولتی عليه اعدام در تهران تشکيل شد.
به گزارش کمپین «نجات ریحانه»، جلسه صلح و سازش در تهران با حضور هنرمندان و همکلاسی‌ها و استادان و فعالين سازمان‌های غير دولتی عليه اعدام در تهران تشکيل شد. هم‌چنین یک نماینده پارلمان کانادا وسخن‌گوی شورای حقوق در بشرسازمان ملل در دفاع از ریحانه جباری، خواستار لغو حکم اعدام او شدند. امضای طومار آنلاین برای آزادی ریحانه نیز کماکان ادامه دارد.
بر پایه گزارش امروز کمپین، شعله پاک‌روان، مادر ریحانه جباری در فیس‌بوک خود نوشت که بعد از دو سال ریحانه را دیده و در آغوش گرفته است. او درباره جلسه صلح و سازش با اولیای دم نوشت: «جلسه صلح و سازش با اولیای دم مرحوم سربندی برگزار شد. جلسه‌ای که با حضور دل‌سوزانه هنرمندان برجسته این آب و خاک، ستاره باران شد. استاد جمشید مشایخی، ایرج راد، رضا کیانیان، بهزاد فراهانی، رخشان بنی اعتماد، رویا تیموریان، بهاره رهنما، شهره سلطانی، هانیه توسلی، صادق توکلی، محمد ساربان، شارمین میمندی نژاد و جمعیت امام علی و بسیاری دل‌سوزان و فعالان عالم هنر. این مهربانان با بزرگواری از اولیای دم تقاضای بخشش کردند تا آغوشم برای همیشه از ریحانم خالی نماند.»
خانم پاک‌روان هم‌چنین به حضور «بزرگانی از سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌های مختلف» و «قضات و وکلایی دل‌سوز همراه با جانبازان و سرداران و خانواده‌های عزیز از دست داده‌ای» اشاره می‌کند که بخشش را به جای قصاص انتخاب کرده بودند. یکی از آن‌ها مردی بوده که به اجرای احکام آمده بود تا تقاضای قصاص بدهد اما با شنیدن سخنان «بزرگان جلسه»، از قصاص گذشت و به برادر «مرحوم سربندی» پیشنهاد داد که او هم ریحانه را ببخشد.

خانم پاک‌روان می‌نویسد که برای اولین بار با مادر و همسر و دختر مرحوم روبه‌رو شده تا اولین گام برای دل‌جویی برداشته شود.
بر اساس گزارش کمپین، قرار است بزودی جلسه دوم صلح و سازش نيز برگزار شود. عبدالصمد خرمشاهی، وکیل ریحانه جباری در مورد اين جلسه در گفتگو با دوويچه وله انجام اظهار اميدواری کرد که در جلسه بعدی خانواده مقتول رضايت دهند: «من فکر می‌کنم در یک جمع‌بندی کلی در جلسه بعدی که برگزار خواهد شد، نگاه اولیای دم و خواسته آن‌ها متفاوت با این جلسه باشد و من شخصا به صلح و سازش و مختومه‌شدن پرونده با مسالمت امیدوار شدم و از این بابت خوشحال هستم.»
فراخوان دهندگان کمپين نجات ريحانه جباری معتقدند، که تنها راه نجات ريحانه ادامه دادن به اعتراضات بين المللی است. مينا احدی گفت: «امضا ۱۱۰ هزار نفر در يک طومار اعتراضی از سراسر جهان عليه حکم اعدام ريحانه،  و صدای  اعتراض هزاران هزار نفر  در ايران و در دنيا باعث شده سازمان ملل در جلسه بررسی نقض حقوق بشر، موضوع ريحانه را بررسی کند و يا پارلمان کانادا به اين امر پرداخته و اتحاديه اروپا به مقامات جمهوری اسلامي ايران رسما تذکر دهد و همه اين‌ها باعث شده، رژيم راه نجاتی از اين مخمصه بجويد. ما همواره اعلام کرده‌ايم حکم اعدام را يک حکومت داده و همان حکومت بايد اين حکم را پس بگيرد. اعتراضات تا لغو حکم اعدام و آزادی ريحانه ادامه خواهد يافت.»
اما فعالیت‌ها برای نجات ریحانه جباری در نقاط مختلف دنیا ادامه دارد.
در روز پنجشنبه ۱۰ آوریل، از ساعت ۱۸، نهاد مادران علیه اعدام، برگزار کننده مراسمی در پلازای  ایرانیان در تورونتو است.
در ميدان اروپا پلاتس شهر کیل آلمان در روز ۱۰ آوريل، از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ساعت ۴ فعالان کميته عليه اعدام تجمع مي‌کنند.
روز یک‌شنبه ۱۳ آوریل در ساعت ۱۱ بامداد، مخالفان اعدام ریحانه جباری مقابل دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی شیر واشینگتن دی‌سی جمع می‌شوند.
اعضای کمپین در روزهای اخیر درباره این کمپین و اقدام برای نجات ریحانه، گفتگوهای متعددی انجام داده است. گفتگوی راديو رو در رو با مينا احدی، مصاحبه «کانال یک» با شبنم اسداللهي در مورد ريحانه و گفتگوی «کانال جدید» با افسانه نوروزی در راستای اطلاع‌ رسانی به ایرانیان از وضعیت ریحانه و فعالیت‌های کمپین بوده است.
در حال حاضر، فعالیت نازنین افشین جم، مینا احدی، شبنم اسداللهی و شادی پاوه در چارچوب کمپین برای رهایی و نجات ریحانه جباری ادامه دارد.

۱۳۹۳ فروردین ۱۵, جمعه

آقای احمد شهید! صدای ما باشید!

نامه زندانیان سیاسی به احمد شهید

در این نامه سرگشاده آمده است: حکومت ایران درتمام طول حیات خود زیر پوشش یک حکومت دینی، تمام حقوق شهروندی رابه نفع خود مصادره کرده است و با صدور فتوا، هرگونه تحرک سیاسی را محکوم و سرکوب می‌کند.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:
با سلام و درود به شما آقای احمد شهید باآرزوی توافق وگسترش صلح و دوستی وآشتی
آقای احمد شهید! نامه ما جمعی است و از شما می‌خواهیم که صدای ما باشید.
در ابتدا می‌خواهیم بگوییم که این درخواست به معنای طلب رحم نیست، این حق هرانسانی است که وقتی به دلیل اعتقاداتش زندانی می‌شود، درخواست رفتاری داشته باشد که متناسب با جایگاه و شان اوست.
اتهام اصلی ما زندانیان علیه ناکارآمدی‌های سیاسی، تبعیض و ناعدالتی‌ها و خواهان اعمال حقوق کامل سیاسی برای همگان بوده است.
ما خواهان آزادی و برابری ورعایت حقوق همه شهروندان جامعه ایرانی هستیم، شهروندانی که جدا از نژاد و اعتقاد و در صلح و هماهنگی برپایه برابری درکنار هم زندگی کنند. حکومت آرمان‌های ما را با اختناق، سازمان‌ها و احزاب سیاسی وهرگونه حرکت سیاسی را با سرکوب مواجه و محکومیت‌های سنگینی را بر ما زندانیان سیاسی، عقیدتی و حقوق بشری اعمال کرده است.
آقای احمد شهید، حکومت ایران با به زندان انداختن صدها نفر انسان بی‌گناه، دردسرها و مشقت‌های فراوانی را برای خانواده‌ها به‌وجود آورده است. در نتیجه به طرز بی‌سابقه‌ای وحشت را در کشور حکم فرما کرده است. همه راه‌های مبارزه قانونی را بسته‌اند، هرگونه مطالبات مردمی را سرکوب می‌کنند، حکومت ایران به طور دائم مانع از اعمال ساز و کارهای جهانی برای بررسی وضعیت حقوق بشر درایران می‌شود، درخواست اصلی ما این است که حکومت ایران اجازه ورود یک تیم حقیقت‌یاب و شما گزارش‌گر ویژه حقوق بشر را برای بازدید از زندان‌های ایران بدهد تا بتوانید از نزدیک با شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی و زندانیان محبوس وخانواده‌های اعدام شدگان، دیدار داشته باشید.
و تا آن روز دولت‌مردان ایران با ما چون زندانیان سیاسی رفتار کنند، معنای این سخن آن است که از ادامه اذیت و آزار و فشارو تبعیدهای نابه‌جا و ناگهانی وسرکوب دست بردارند و به وضعیت پزشکی زندانیان بیمار که اکثرا درزمان بازداشت‌های طولانی مدت و بازجویی‌ها همراه با ضرب وشتم و شکنجه درسلول‌های انفرادی برما وارد شده است رسیدگی کنند و به بهانه‌های گوناگون و عقده‌گشایی مانع از اعزام زندانیان بیماربه بیمارستان نشوند.
با ملاقات‌های حضوری و خانوادگی و مرخصی واعطای آزادی مشروط طبق قانون موافقت کنند و اجازه بدهند ارتباط نزدیکتری با خانواده‌های‌مان داشته باشیم. سردمداران قدرت زندان را تبدیل به مسند قدرت کرده‌اند.
آقای احمد شهید دستگاه قضایی هیچ‌گونه استقلالی از خود ندارند و تعیین کننده وضعیت زندانیان دستگاه‌های امنیتی هستند، اکثر بازداشت شدگان ماه‌ها بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی در سلول‌های انفرادی وزارت اطلاعات و سپاه زیرفشار و بدون دسترسی وتماسی با خانواده‌های‌شان نگهداری می‌شوند. طی چند سال گذشته ما هیچ‌گاه ازحق استفاده از تلفن و دیگر امکانات برخوردار نبوده‌ایم، غذای ناکافی و بدون کیفیت به ما می‌دهند که خود باعث شیوع و تشدید بیماری‌های گوارشی در زندان شده است. درکنار همه این موارد، مسولان زندان و حفاظت توهین آمیز و شنیع زندانیان را مورد بازرسی بدنی قرار می‌دهند.
آقای احمد شهید! فضای سرکوب و اختناق و خفقان، برخورد دولت‌مردان ایران عملا هرگونه ابراز عقیده و انتقاد و اعتراض به شهروندان را علیه حاکمیت قطع کرده است.
حکومت ایران درتمام طول حیات خود زیرپوشش یک حکومت دینی تمام حقوق شهروندی رابه نفع خود مصادره کرده است و با خطابه‌های مذهبی وصدور فتواهای گوناگون هرگونه تحرک سیاسی را محکوم وسرکوب می‌کند. با به کاربردن مشت آهنین، اعدام‌های بی‌رویه و سرکوب‌های امنیتی وبازداشت‌های خودسرانه وشبانه، شکنجه واعمال فشارروحی که همواره توسط دولت‌مردان ایران اعمال می‌شود.

در کنار تمامی موارد بازداشت ده‌ها شهروند کرد و غیر کرد و دیگر اقلیت‌های قومی و دینی ازجمله جامعه بهائیان، زرتشتیان، مسیحیان و دراویش گنابادی و محکوم کردن آنها به حبس‌های طولانی و اعلام وتبعید وحتی محاکمه گروهی زندانیان بدون حق انتخاب وکیل و کسانی که تاکنون بدون محاکمه در بازداشت به سر می‌برند، بیان‌گر بحران ریشه‌ای حاکم برکشور و نقض گسترده حقوق بشر است.
آقای احمد شهید، اتهام وارده به تمامی این افراد داشتن یک باور و عقیده جدا از مذهب رسمی کشور و فعالیت‌های سیاسی و حقوق بشری درتلاش برای ایجاد فضای نهاد و تشکلی یا عضویت درنهاد و تشکلی و نوشتن مطالبی انتقادی یا صرفا داشتن یک صفحه یا وبلاگ و شک و تردید به صراحت دستگاه قضایی در ارتباط با طرف‌های خارج و رسانه‌های خارجی بوده است.
  عالی‌جناب، وقتی رییس ستاد حقوق بشرقوه قضاییه، محمد جواد لاریجانی درنهایت بی‌شرمی وبی ادبی گزارشات شما را به عنوان گزارش‌گر ویژه حقوق بشر غیرواقع و دست نشانده غرب می‌خواند و در رسانه‌های داخلی شما را  «احمق و شریر» می‌نامد شما خود باید حدس بزنید که با ما چه برخوردهای غیر انسانی کرده‌اند و می‌کنند.
سوال شما از مسوولین و مقامات باید این باشد که چرا قوه غیرمستقل دستگاه قضایی که با افتخارخود را مزدور نهادهای امنیتی می‌دانند در حین دادرسی حتی موید به اجرای قانون مصوب  نیستند؟
حکومتی که خود را مدافع دین و شریعت می‌داند، برای برخورد با معترضان و دراویش طریقت نعمت الهی گنابادی که همگی شیعه و پیرو دین رسمی کشور هستند و دیگر اقلیت‌های دینی از جمله سنی مذهبان و مسیحیان و بهاییان چه توجیهی دارد؟
برای کشت و کشتار مردم کردستان در سابقه‌شان و برای تخریب حسینیه‌ها و اماکن مذهبی آن‌ها و دراویش، تخریب حسینیه شریعت قم، بروجرد، اصفهان، برخورد با مریدان و پیروان تسنن و ده‌ها مورد دیگر چه پاسخی دارند؟

۱۳۹۳ فروردین ۱۰, یکشنبه

اعدام‌بازی...

هدیه کارناوال دولت و والدین به کودکان

باید این سوال را از روشنفکران پرسید که برای تماشا نکردن اعدام از سوی مردم، در طول سالیان اجرای این مجازات در کشور چه کرده‌اند و اکنون نظام حاکم این فرهنگ را ترویج می‌کند چه نقشی را بازی می‌کنند؟
چهار کشور ایران، سومالی، کره شمالی و عربستان کشورهایی هستند که اکنون احکام مجازات از جمله قطع دست، حد(شلاق) و اعدام را در ملاعام اجرا می‌کنند. تفاوت اساسی ایران با این سه کشور در این است که ایران در سال ۱۳۵۴ میثاق بین‌المللی مدنی و سیاسی را امضا کرده و متعهد است که آنرا اجرا کند. در ماده‌ی ۶ میثاق بین‌المللی اولاً اعدام نوجوانان ممنوع شده، دوم این‌که اعدام در ملاء عام در منظر عمومی ممنوع شده است.اما ایران با وجود اینکه متعهد به اجرای مفاد این میثاق بین المللی است آن را زیر پا می‌گذارد.
شروع یک کارناوال
کارناوال دارد شروع می‌شود. گرگ و میش صبح است. حدود پنج صبح. دور تا دور میدان را با میله‌های آهنی جدا کرده اند. مردم دور تا دور میله‌ها تجمع کرده‌اند و همدیگر را هل می‌دهند. مردی با دوربین موبایلفیلم می‌گیرد. بقیه هم وسوسه می‌شوند. دادستان حکم دادگاه را قرائت می‌کند و سربازان نیروی انتظامی اجازه نمی‌دهند تجمع مردم به سمت وسط میدان کشیده شود. چشم‌های کوچکی هنوز خواب به چشم دارند و نظاره‌گر هستند. چشم‌های کوچک زیبایی که بیشتر از هر دوربین فیلمبرداری قادر به تصویر برداری و ذخیره ماجرا هستند. جرثقیل‌ها محکومان را به بالا می‌کشند تا همه مردم بهتر بتوانند صحنه را ببینند. هیجان و وحشت عجیبی میان جمعیت ایجاد می‌شود. هرکس از دریچه ی چشم خود به این مساله نگاه می‌کند. چشم‌های کوچک کودکانی هستند که نمی‌دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. نمی‌دانند چرا بزرگتر‌ها تاب هایشان را به جرثقیل می‌بندند. اما می‌دانند که صبح به زور از رختخواب بلندشان کرده‌اند و به همراه پدر و مادرشان به جشنی رفته‌اند که بزرگتر‌ها مشتاقانه تماشا می‌کنند. بزرگترین قهرمان این نمایش محکومانی هستند که دارند بالای طناب دار تلو تلو می‌خورند.

نقش بازی در زندگی کودکان

بازی مهمترین عامل تربیتی و پرورشی در زمینه تامین بهداشت روانی کودک است و به عبارت دیگر بازی آموزشگاهی است در درون کودک. بازی در دوران کودکی سبب رشد عاطفی و ایجاد احساس شادی و نشاط در کودک می‌شود و بازی سالم می‌تواند عواطف منفی از قبیل ترس، اضطراب، نفرت و افسردگی را به شدت در کودک کاهش دهد.
بازی به عنوان مهمترین فعالیت کودک شناخته می‌شود و در همه جنبه‌های رشد کودک خصوصاً جنبه‌های بهداشتی و روانی موثر است. به خصوص بازی‌های جسمانی (حرکتی) که سبب چالاکی و افزایش مهارت حرکتی و رشد تقویت سیستم عصبی کودک می‌شود و به این طریق بر هوش کودک تاثیر فراوانی دارد. همچنین با بازی کردن، دقت کودک در انجام کارها افزایش می‌یابد.

به همراه بازی والدین هم نقش اساسی در تربیت و بالا بردن مهارت‌های کودکان ایفا می‌کنند. والدینی که در اندیشه پرورش فرزندانی دارای شخصیت سالم، نیرومند و متعادل هستند باید بطور جدی در فکر فراهم کردن زمینه مناسب برای رشد فکری کودکان خود باشند. بازی با سن و جنسیت کودک هم ارتباط مستقیم دارد و به هیج عنوان نمی‌توان از تقلید و الگوسازی کودکان از محیط اطراف برای خلق بازی‌هایی که ابداع می‌کند به سادگی گذشت.
 


صاحب نظران علوم رفتار انسان و جرم شناسان، بر این نظرند که پرخاشگری و لذت بردن از خشونت رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت مکانیکی و هیدرولیکی است. به این شکل که به تدریج در شخص جمع شده و متراکم و فشرده می‌شود و باید این نیاز تخلیه شود. 
لورنز معتقد است اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلاً از طریق ورزش‌ها و بازی‌ها و یا در جشن‌ها و کارناوال‌ها تخلیه شود جنبه سازنده و مفید خواهد داشت. اما اگر به گونه‌ای مخرب تخلیه ‌شود ممکن است نتایجی از قبیل قتل، ضرب و شتم، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد و یا از تماشای این گونه رفتار شخص کیفور شده و ارضا گردد.

از نظر فروید پرخاش‌گری در انسان نماینده غریزه مرگ در مقابل غریزه زندگی و فعالیت است ، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ حیات هدایت می‌کند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می‌کوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد. این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می‌کند و از بین می‌برد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خود آزاری و خودکشی جلوه‌گر می‌شود.
تقویت پرخاشگری به علت ضرر و زیان اجتماعی- فرهنگی
بعضی مواقع به علت جنگ یا عوامل دیگر پرخاشگری در جامعه تقویت می‌شود بدیهی است در چنین وضعیت پرخاشگری با فراوانی بیشتر در افکار با تخیلات و اعمال افراد آن جامعه مشاهده می‌شود چون جامعه به دلیل مقتضیات زمانی و مکانی خود پرورش آن را ضروری می‌داند. مشاهدات اجتماعی، مشاهده وقایع و اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهد مانند درگیری‌های اجتماعی ،تبعیضات، بی‌عدالتی‌ها و محدودیت‌های اجتماعی.... سبب ایجاد خشم و پرخاشگری می‌شوند.
 
نقش رسانه‌های گروهی
از عوامل اجتماعی- فرهنگی دیگر که در پیدایش و تقویت پرخاشگری نقش دارند رسانه‌های گروهی به ویژه تلویزیون است. درجه تأثیر پذیری افراد از برنامه‌های تلویزیون به شرایط اجتماعی- اقتصادی و بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد. اثر فیلم‌های خشونت آمیز در ایجاد رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه در مطالعات محققین مورد تائید قرار گرفته‌است. اینگونه است که در اکثر کشورها پخش فیلم‌های حاوی خشونت موکول به ساعاتی از شبانه روز می‌شود که کودکان در آن ساعات خواب هستند. از نقش اینترنت هم نمی‌توان به آسانی گذشت.
در راستای تحقیقات بیشتر با نیما نریمان دانشجوی علوم اعصاب شناختی در کینگز کالج لندن گفتگوی کوتاه تلفنی داشتم جواب ایشان در سوال من این بود که در معرض خشونت واقع شدن كودكان تاثيرى بسيار عميق و مخرب بر آينده آنها مى‌گذارد. اعدام در ملاعام با پیام و هدف دادن درس عبرت به مردم صورت مي‌گيرد در حاليكه اين در عمل هیچ گونه تاثیر مثبتی نه بر روى مردم و نه على الخصوص کودکان ندارد. نریمان در ادامه افزود: مشاهده و تجربه ى خشونت چه مستقیم و چه غیر مستقیم ( به عنوان مثال مشاهده صحنه ی کشتن یک انسان توسط انسانى دیگر) اثرات پیچیده و شدیدا مخربی بر روی شکل‌گیری شخصیت کودکان و آینده ی آنها دارد. در واقع بسیاری از کودکان حاضر در صحنه ى اعدام آن را به چشم یک بازی و صحنه ی تئاتر می‌بینند و در نتيجه برای درک و وارد شدن به دنیای بزرگترها و كشف مفاهيم دنياى اطرافشان بسيارى از آنها، آن را در بازيهاى نمادين خود نيز تقليد مى‌نمايند. در نهايت اكثر آنها بسادگى اين را باور کرده و مى‌پذيرند كه خشونتى سبوعانه و کشتن یک انسان می‌تواند بنوعى یک هنجار تلقی شود و در نتیجه، حساسيتشان نسبت به این موضوع را از دست می‌دهند و بدين سان بذر خشونت در وجودشان كاشته و نهادينه مى‌شود.
تحقیقات فراوانى که در سالیان گذشته در این زمینه انجام شده به روشنى نشان می‌دهد خشونت در كودكى تاثیرات منفی قابل ملاحظه اى را در بزرگسالى به همراه دارد. جرم شناسان ریشه‌ی اصلی بسیاری از جرم‌ها را در دوران کودکی مجرم جست و جو می‌کنند؛ در واقع يك هيچ كس قاتل به دنيا نمى‌آيد بلكه اين محيط (نحوه‌ى رفتار با كودك و تربيت و تجارب وى در محيط زندگى و اجتماعى) است كه مى‌تواند از يك فرد يك قاتل بسازد. نيما نريمان اين‌طور ادامه می‌دهد كه مغز مسوول شكل گيرى و كنترل تمامى رفتارهاى ماست و اين كار را اساسا بواسطه ى تعامل بين عوامل محيطى و وراثتى (ژن‌ها) انجام مى‌دهد و از اين جهت بى گمان نمى‌توان از نقش تعيين كننده محيط غافل شد چرا كه مى‌تواند بر روى ژنها (بطور مثال فعال شدن و يا خاموشى برخى ژنها) تاثير گذاشته و در نتيجه‌ى فعاليت يا عدم فعاليت اين ژن‌ها كاركردهاى مغز نيز تحت تاثير قرار گرفته و نهايتا رفتار و كاراكتر شخص تغيير مى‌كند.
وى به مطالعه اى كه در همين زمينه در انستيتو روانپزشكى لندن صورت گرفته اشاره مى‌كند كه در آن مشخص شد در صورتی که فرد در سالهای ابتدایی کودکى در معرض خشونت قرار بگیرد احتمال کاهش همدلی و بروز رفتارهای ضداجتماعی و بزهكارانه در آینده ی وی بمراتب بیشتر از سایرین خواهد بود و در عین حال در صورتی که این مساله همراه و همزمان با حضور یک ژن شناخته شده خاص و مرتبط با رفتارهای ضداجتماعی در آن فرد هم باشد این خطر به میزان بسیار قابل ملاحظه و چشمگیری افزایش خواهد یافت و فرد به احتمال بسيار بالايى در آينده رفتارهاى خشونت آميز و مجرمانه از خود نشان خواهد داد. در مجموع مشاهده ی این صحنه‌ها صرف نظر از اینکه از حافظه ی بسیاری از کودکان ( به شکل قابل درکی ) به راحتی پاک نمی‌شود و اثرات كابوس وار و طولانى مدت عاطفى و روانى فراوانى برايشان به همراه دارد بلكه مهم تر از آن و در عمل آموزش و بسط خشونت بعنوان يك ارزش و كاشتن بذرى از قساوت در ذهن و قلب پاك آنان است كه ماحصلش گريبان فرد و جامعه را در آتيه اى نزديك خواهد گرفت.
حکومت اسلامی ایران و رفتار دوگانه و جلوگیری از تخلیه هیجانات
این جمله آیت الله خمینی بسیار مشهور است:ما ملت گریه سیاسی هستیم. از پس تشکیل حکومت ایران سازو کار تبلیغاتی حکومت به نوعی بر اساس این جمله آیت الله خمینی شکل گرفته است. از برنامه‌های کودک اوایل دهه ۶۰ گرفته که همه بر اساس اشک در آوردن و سرکوب هیجانات دوران کودکی بوده و پخش سرودهایی که مرگ را به عنوانشهادت وعمل خوب برای کودکان ترویج می‌کرد وگسیل تعداد زیادی کودک سرباز به جبهه‌ها و افتخار به این موضوع که کودکان در شناسنامه هایشان دست می‌برند تا برای جنگ رهسپار شوند. ترویج برنامه‌های شهادت طلبانه در راس امور فرهنگی تمامی دولت هایی که در ایران بر سر کار امده‌اند قرار داشته است. 

جملگی دولت‌ها با تخلیه روانی افراد مشکل دارند و به حدی در این مهم بی تجربه‌اند که از برگزاری یک جشن بسیار کوچک به طور مثال برای استقبال از صعود تیم ملی به جام جهانی هم عاجز هستند. حتی هنوز هم در بسیاری از مواقع مردم از برپایی یک مهمانی و یا جشن عروسی بدون مزاحمت نیروهای نظام در امان نیستند. مسابقات ورزشی هیجان انگیز مانند بوکس و کشتی کچ و... از تلویزیون پخش نمی‌شود تا مبادا با دیدن این مسایل میل ذاتی انسان‌ها به دیدن خشونت ارضا شود.

پارادوکس رفتاری جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی ایران رفتاری متناقض از خود نشان می‌دهد. با توسل به قوانین اسلام، محکومین را در ملا عام به دار ‌مجازات می‌آویزند و از سوی دیگر به بهانه ی جلوگیری از خشونت از تخلیه معقول هیجانات افراد در جامعه جلوگیری می‌کنند. این سیاست یک بام و دو هوا جمهوری اسلامی به هیچ عنوان با هیچ یک از معیار‌های انسانی و حقوقی قابل توجیه نیست.

ترویج خشونت یا ایجاد ترس و اظطراب و سرکوب
نظام حاکم با ترویج خشونت، سعی در سرکوب و پیشبرد مقاصد خود برای کنترل جامعه دارد. این روش حتی با زدن ماسک‌های مختلف بر چهره ریاست جمهوری‌های مختلف هم عوض نمی‌شود. شاید بتوان گفت این مساله در دوران ریاست جمهوری خاتمی و روحانی نیز به شکل گسترده تری جریان داشته و دارد. از یک طرف با نشان دادن چهره‌ای متفاوت و زدن حرف‌های فریبنده از جمله گفتگوی تمدن‌ها و اعتدال دنیا را فریب داده و فشار را بر اپوزوسیون خارج از کشور افزون می‌کنند و از سوی دیگر به سرکوب و اعدام بیش از پیش می‌پردازند.
لازم به ذکر است که ایران به کنوانسیون‌ بین‌المللی «منشور جهانی حقوق بشر» پیوسته است، اگر مردم هم بخواهند نمی‌تواند شکنجه و خشونت در ملا عام را قانونی سازد. اعدام هم از جمله مواردی است که نباید در مورد آن نظرخواهی کرد و تصمیم در مورد آن را برعهده مردم گذاشت؛ آن‌چنان‌که در سایر قوانین جزایی نیز هرگز هیچ حکومتی از مردم نظرخواهی نکرده است و نمی‌کند.

کانون مدافعان حقوق بشر در بررسی‌ وضعیت حقوق بشر در ایران در بهمن‌ ماه ۱۳۹۲ چنین عنوان داشته است که قوانین خشن – اعدام و سنگسار و شلاق در ملا عام - خود باعث اشاعه خشونت شده و جامعه را ملتهب می‌سازند. این سازمان مردم نهاد همچنین با اشاره به اعدام ۴۲ نفر در ماه بهمن، از اجرای مجازات اعدام در ملاء عام انتقاد کرده است.

استفاده از مجازات‌های سالب حیات و خشونت بار فقط جنبه کیفری ندارد بلکه برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه نیز به کار می‌رود. از همین رو در برخی موارد اجرای حکم اعدام در ملاء عام و در ساعت‌های پر رفت و آمد شهری صورت می‌گیرد. صرف نظر از عادلانه نبودن دادرسی‌ها و عدم استقلال قضات در برابر فشار‌های نیروهای مختلف امنیتی و گروه‌های دیگر، اعدام در ملا عام می‌تواند پیامی سرشار از رعب و وحشت برای نظاره گران باشد که با کوچکترین اعتراض ممکن است به چنین سرنوشتی دچار شوند.

هدیه جمهوری اسلامی و دولت تدبیر و امید به کودکان
رواج پدیده اعدام بازی با تمام تنفر انگیز بودن و تاسف بار بودنش پدیده جدیدی از زمان شکل گیری جمهوری اسلامی نیست. تشکیل این حکومت با اعدام و خشونت همراه بوده و هست. هر چقدر هم ماسک‌های مختلف برای مجامع بین‌المللی بر چهره بزند باز دست از قتل و کشتار و ارعاب مردم بر نمی‌دارد.
این روز‌ها به شدت در شبکه‌های اجتماعی خبرهایی از اعدام بازی کودکان به گوش می‌رسد. انتشاراین اخبار، البته به دلیل فراگیر شدن اینترنت و دسترسی سریع به انتشار اخبار و هوشیار شدن مردم، با تلاش گروه‌های حامی حقوق بشر در مبارزه با اعدام، روزافزون شده و بیشتر به چشم می‌آید. لازم به ذکر است موارد زیادی از اعدام بازی کودکان پس از مشاهده‌ی صحنه‌های اعدام در شهرهای مختلف ایران گزارش شده است.


متاسفانه بسیاری از میادین کشور نام میدان اعدام را با خود یدک می‌کشند. ایجاد آثار برگشت ناپذیر اعدام در ملا عام سبب تخریب روحی و ایجاد ترس و رعب در کودکان می‌شود. به نحوی که بسیاری از کودکان تا مدت‌ها از گذشتن از محل هایی که در آن اعدام صورت گرفته ابا می‌کنند. به راستی این سوال پیش می‌آید که چقدر مردم و چه میزان حکومت در ایجاد این پدیده زشت اعدام بازی کودکان مقصرند؟ تا چه وقت باید اعدام در ملا عام ادامه داشته باشد ؟ آیا جلوگیری از این خشونت‌ها در هیاهوی فریبنده منشور حقوق شهروندی دولت روحانی هم جایی دارد؟
نکته‌ای که از آن غافل شده‌ایم نقش روشن‌فکران و هنرمندان در فرهنگ‌سازی برای مبارزه با اعدام در ملا عام و تماشای مراسم اعدام است. باید این سوال را از بسیاری از روشن‌فکران پرسید که چه فرهنگ‌سازی برای عدم تماشای اعدام در طول سالیان اجرای این مجازات در کشور کرده‌اید و اکنون که نظامی بر سر کار است که این فرهنگ را ترویج می‌کند چه نقشی را بازی می‌کنید؟

۱۳۹۳ فروردین ۹, شنبه

باردیگر فرزندانمان را در سفر راهیان گور به خاک و خون کشاندند آیا بازهم نشسته ایم؟

پیش گفتار

رژیم ضد انسانی ولایت فقیه که با منطق و استدلال از عهده افراد پا به سن گذاشته و تجربه دیده اجتماع بر نمی آید، مانند گرگ و درندگان دیگرکه به سراغ شکارهای نوپا و خردسال می روند، برای شستشوی مغزی و زهرپاشی و به کام خود درآوردن، شکار خود را از میان کودکان و جوانان ساده دل و زود باور بر می گزیند. راههای شستشوی مغزی این جوانان بدینگونه است:

۱- شستشوی مغزی در مدارس

ساده ترین و آسانترین راه شستشوی مغزی و گمراه کردن نونهالان کشور، تغییر کتابهای درسی، آموزش مطالب انحرافی از تاریخ، جغرافیا، وارونه جلوه دادن حقیقت های دین کشتارگر اسلام، مسخ و نادیده گرفتن تاریخ شکوفای ایران کهن، آموزش سرودها و گفته های دینی که فاقد هرگونه منش اسلامی و ویژگی های اخلاقی است، و مانند آن.
اتوبوسی به نام اتوبوس هوس در سفری مرگبار بنام  راهیان گور که بر اثر حیله و نیرنگ آخوند جنایتکار به کام مرگ کشیده شده و فرزندان ما از استان کرمان را در آتش ظلم و ستم رژیم ضد انسانی به خاک و خون کشانده است. نفرین بر آخوند و آخوند مسلک که چنین جنایاتی را بی پروا مرتکب می شود.

۲- سخنرانی برای جوانان

خامنه ای با شماری از آخوندهای حیله گر و هم جنایتکار مانند خودش، در گوشه و کنار هرشهر با برپایی مجالس اعم از جشن و سوگواری و یا به بهانه های دیگر دینی، افکار مسموم و ضد انسانی خود را به مغز دست نخورده و پاک جوانان تزریق می کنند وبه آسانی از فرشتگان و نیکو صفتانی بی آلایش و پاک، دیو و غول هایی بدقلب و خون آشام تبدیل می سازند. جوانان مسخ شده و تغییر بنیادی داده بسیجی که با از دست دادن انسانیت و پاکی، به حیواناتی درنده درآمده و در برابر ملت ایستاده اند، از این نمونه است.
شستشوی مغزی جوانان، راههای گوناگونی دارد. یکی از آن راهها، جمع کردن آنان با وعده و وعید و سخنرانی کردن و افکار بی آلایش و معصومانه آنان را دگرگون ساختن و دستخوش هوا و هوسرانی های خود قرار دادن است.
شستشوی مغزی جوانان، راههای گوناگونی دارد. یکی از آن راهها، جمع کردن آنان با وعده و وعید و سخنرانی کردن و افکار بی آلایش و معصومانه آنان را دگرگون ساختن و دستخوش هوا و هوسرانی های خود قرار دادن است.

۳-اردوهای گوناگون

تشکیل اردوهای مسافرتی مانند اردوهای تابستانی، اردوهای زیارتی، و مانند آن از این نمونه اند. هدف از این اردوها، فرستادن جوانان به سفر و در جایگاههایی است که رژیم به کمک مزدوران و جیره خواران خود بتواند در محیط های سربسته، دور از چشم پدر و مادران، و دور از دید هر روشنگر و یا انتقاد کننده ای، خرافات و افکار انحرافی خود را در مغز نوجوانان و جوانان جایگزین نموده، آنان از هر درست اندیشی و خردمندی جدا و کنار گذاشته شوند.
نمونه هایی چند از کشتار جوانان در سفر هوسرانی آخوند بنام راهیان نور را در این جدول می یابید. به هرحال، کار آخوند کشتن است، چه بر چوبه دار باشد، چه در تصادف بی مورد در جاده ها، و یا اعتیاد، خودکشی و دهها نمونه و مورد دیگر.

۴- راهیان نور

راهیان نور را که به درستی باید آن را راهیان گور نامید، یکی دیگر از اعمال جنایت کارانه رژیم است. رژیم با برنامه شیطانی خود هرساله دانش آموزان دختر را از شماری مدارس شهرهای گوناگون با اتوبوس های کهنه و فرسوده و با رانندگی افرادی بی صلاحیت و بدون کنترل، به منطقه جنگی خوزستان می فرستد تا با دروغ پردازی و شعبده بازی، منطقه های جنگ ۸ساله میان ایران و عراق را به دانش آموزان نشان دهد. جنگی که ساخته و پرداخته خمینی نابه کار بود و چند سد هزار از نوجوانان و جوانان چشم و گوش بسته کشورمان را به کام مرگ کشید و سرانجام با بالا کشیدن زهر خمینی و شکست و افتضاح فاحش و زیان های مالی فراوان با دیدگان اشکبار و حسرت دل مردم ایران پایان یافت.
هرساله در یک و یا چند شهر مردم جمع می شوند تا از عزیزان ازدست رفته و گل های پرپر شده خود به دلیل هوسرانی و برنامه پلید شستشوی مغزی آخوند، تشییع جنازه به عمل آورند. به راستی آیا دیوی سیه دل تر و خطرناکتر از آخوند در جهان وجود دارد؟. این بیشرفها، با بیرحمی و جنایت های خود، روی هیتلر و استالین را سفید کردند.

برداشت آخوند از راهیان گور

نتیجه و پیامد این سیاست ابلهانه رژیم، موجب گردیده که هرساله تعدادی از این اتوبوس های فرسوده، تصادف نموده و یا به دره پرت شود و شماری از دختران عزیز سرزمینمان را به کام مرگ کشاند. بردن این دانش آموزان ناآگاه بدون موافقت و رضایت خانواده آنان انجام می گیرد. به دانش آموزان وعده داده می شود که نمره درسی آنان را زیاد کنند و احتمالن بدانان قول استخدام پس از بازگشت (اگر بازگشتی در کار باشد) داده می شود.
فرستادن دختران جوان به اینگونه سفرهای مرگبار، از چند دیدگاه هدف های آخوند را تأمین می کند:
الف-آنان را شستشوی مغزی می دهد تا در برابر پدر و مادر خود ایستاده و به نفع رژیم با آنان به یک و دو گفتن پردازند.
ب- آنهایی که کاملن مسخ شده و تسلیم افکار شیطانی آخوند شوند، آمادگی آن را دارند که در آینده به لباس بسیجی درآمده و با رودر رویی ملت ایران، دست به هر خیانت و جنایتی بزنند. آنهایی که بر اثر تصادف اتوبوس قراضه و در میان آهن پاره ها جانشان را از دست دادند، گرچه خانواده خود را برای همیشه در سوگ و ماتم می گذارند، ولی از دیدگاه آخوند جنایتکار اهمیتی ندارد و بهشت دروغین در انتظار آنان است.
اینست پیامد هوسرانی آخوند. فرزندان ایران به دستور و خواست آخوند جنایتکار با اتوبوسهای فرسوده و رانندگانی بی انضباط راهی بیابان های خوزستان می شوند و در مسیر راه به دلیل های گوناگون چپ شدن اتوبوس، تصادف... به کام مرگ فرو می  روند. هرساله خانواده های بیشماری در کشورمان  به سوگ فرزندان خود می نشینند. همه برنامه ها به خواست و در راه هوسرانی آخوند انجام می گیرد.

تاریخچه جنایت راه گور رژیم

به راستی می توان گفت که فرستادن هرساله دانش آموزان بیگناه به سفر مرگبار مناطق جنگی، جنایت دیگری است که اثر شوم آن بر پیشانی هر آخوند فرومایه و ضد انسان نوشته می شود. خامنه ای در این جنایت هم مانند سدها جنایات پیش آمده دیگر شریک، و دستش به خون جوانان این کشور آلوده است. از چند سال پیش تا کنون، به شرح زیر با بلند پروازی آخوند فرزندان ما در تصادم و واژگونی اتوبوس های قراضه به خاک و خون کشیده شدند:
۱- تصادف یک دستگاه اتوبوس حامل کاروان راهیان نور در۲۵ اسفند ۱۳۸۶ که در جریان آن ۲۲ دانش آموز کشته شدند.
۲-ششم فروردین ۸۷ در جریان واژگون شدن یک اتوبوس دیگر راهیان نور، ۲۷ دانش آموز جان باختند.
۳- پانزدهم بهمن ۱۳۹۰، به دلیل تصادف یک اتوبوس دیگر راهیان نور دربروجرد جان ۳ دانش آموز را گرفت و۱۳ نفر دیگر زحمی شدند.
۴- مهر ۱۳۹۱ در جریان تصادف یک اتوبوس حامل دختران بروجنی، ۲۶ دانش آموز دختر کشته، و۲۳ دانش آموز دیگر زحمی شدند. ۵- روز سه‌شنبه، ۵ فروردین یک دستگاه اتوبوس راه گور که از استان کرمان عازم خوزستان و مناطق مصیبت زده جنگی خمینی بود، در محور طلائیه استان خوزستان بر اثرواژگونی به مرگ دست کم ۹ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۰ نفر انجامید.
این چند فرتور گویای جنایتی بنام کاروان های راه نور است که چگونه رژیم ضد انسانی برای شستشوی مغزی و تبلیغات زهرآگین خود، فرزندان سرزمینمان را همه ساله به کام مرگ می کشاند و خانواده های بسیاری را در سوگ و ماتم می نشاند. نفرین و لعنت بر این رژیم ضد انسانی.

نکته پایانی:

از سالیانی پیش تا کنون، به دستور خامنه ای جنایتکار، با تشکیل سازمانی بنام “بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس” برای تبلیغات و شستشوی مغزی مردم ناآگاه ترتیب داده شده که علاوه بر هزینه هنگفت و سرسام آور و تحمیل بر بودجه کشور، موجب کشتار و زخمی شدن شمار زیادی از فرزندان ما، و سوگواری صدها خانواده می گردد و با وجود آن که این جنایات تاکنون هرسال تکرار می شود، بازهم آخوند ۵ تومانی به جای آن که از به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ما ناراحت و نگران باشد و اظهار اندوه و تأسف کند از رو نرفته و با وقاحت و بیشرمی این سفرهای مرگبار را ضروی و خوب ارزیابی کرده است. به راستی نفرین و لعنت بر آخوند و نسل آخوند که این چنین بدقلب، جنایتکار، و بی حیا است.