۱۳۹۲ شهریور ۳۱, یکشنبه

با جهادالنکاح، تجاوز به زنان، یا بزرگترین فحشای اسلامی در سوریه آشنا شوید



کشور سوریه یا فاحشه خانه خاورمیانه

کشور تاریخی و کهنسال سوریه را امروزه باید کشور دزدان، غارتگران، مرکز فساد و فاحشه خانه در منطقه دانست. سوریه هم اکنون مرکز تاخت و تاز نیروهای گوناگونی شده که شماری از آنها از گروه القاعده، اخوان المسلمین، جهاد اسلامی و گروههای خودکامه به شمار می آیند. این گروههای افراطی مذهبی برای پیشبرد کار خود و جلب جوانان سرتاسر کشورهای اسلامی، از قول آخوندها و مفتی های سوریه و شاید کشور های دیگر اسلامی، دختران و زنان را به عنوان یک فریضه دینی به جهادالنکاح (فاحشه گری اسلامی) دعوت می کنند و در اختیار جوانان و مردان شهوت ران می گذارند.
این فرتور چند زن بخت برگشته ای است که گول آخوندهای خود را خوردند و برای آن که بهشت را برای خود بخرند،ظاهراً برای جنگ رفته اند ولی در حقیقت مجلس گرم کن و و سیله خوش گذرانی گروههای جنگنده مذهبی مانند القاعده و جهاد اسلامی می باشند. همه روزه نوزادهایی در گوشه و کنار انداخته شده اند که نتیجه شهوترانی این گروههای مذهبی می باشد.
این ویدیویی است که هر خواننده به ویژه هرمسلمانی باید ببیند تا از مسلمان بودن خود شرم کند. در این ویدیو نشان می دهد که چگونه مفتی ها و آخوند های سوریه و کشورهای دیگر زنان و دختران ناآگاه و مذهبی را به عنوان این که تنها راه بهشت رفتن جهادالنکاح، یعنی روسپیگری اسلامی است،  زنان و دختران، حتی زنان شوهر دار را شبانه روز در هر نیم ساعت با خواندن تکبیر به عقد جانوری در می آوردند و نیم ساعت بعد با خواندن تکبیر دیگر، به اصطلاح او را طلاق داده، و پس از حمام رفتن و خود را شستن با تکبیر دیگر زن بخت برگشته را به زیر دست و پای دیگری می انداختند. برای دختران باکره طبق این فتوا، تجاوز از پشت حلال و کاملن اسلامی است.

گفتگویی در باره جهاد النکاح

جهادالنکاح و یا  در حقیقت روسپیگری اسلامی، یک نوع فریبکاری و ترفندی است که آخوندهای کشورهای اسلامی برای گمراه کردن و به دام انداختن دختران و زنان چشم و گوش بسته و ناآگاه خرافاتی به کار می برند. دختران و زنان مسلمان از کشور سوریه و دیگر کشورهای اسلامی که شکار این سوداگران شدند با خاطراتی تلخ و عبرت انگیز و دامنی آلوده از این فریبکاری پرده برداشته و روزهای سیاه خود را در زیر دست و پای افراطیون مذهبی سوریه فاش می کنند. ویدیوی در این مقاله گویای بخشی از این واقعه شوم همه روزه است.

روش به منجلاب کشاندن دختران

همانگونه که گفته شد آخوندهای کشورهای اسلامی شب و روز به گوش دختران و زنان می خوانند که به عنوان یک فریضه دینی بهتر است به گروه جهاد زناشویی (روسپیگری اسلامی) در سوریه ملحق شوند. به این دختران و زنان گفته می شود که هرزن و دختری اعم از شوهر دار یا بدون شوهر به این جهاد بپیوندد، بدون هیچ مشکلی به بهشت خواهد رفت و راه بهشت بی درنگ برای آنان باز است.
در این ویدیو یک آخوند انسان و فهمیده بنام آیت الله قزوینی از این فحشای اسلامی پرده بر می دارد و آن را محکوم می کند.
این ویدیو  یکی از خودروهای پاسداران در سوریه و مسیرهای فعالیت آنان را نشان می دهد. مأموریتی که به دستور علی خامنه ای برای کشتار مردم سوریه اجراء می شود.

آخوند و مفتی های سوریه

مفتی های سوریه پای خود را هم از این حد فراتر گذاشته و فتواهای سفت و سختی مبنی بر وظیفه شرعی و دینی زنان صادر کرده اند. به عنوان نمونه، مفتی شیخ ایاد اعوجان ابو نزیر این فتوا را داده که جنگندگان می توانند از عقب با دختران (باکره) همبستر شوند. از این که بگذریم فتوای عمومی آنها اینست که هر مردی از گروههای افراطی مذهبی در حال جنگ دستی به سر زنی گذاشت و تکبیر گفت، آن زن بر او حلال شده، و ناچار به تسلیم شدن و برخوابی آن مرد، و متوالیاً مردهای دیگر است.
در این ترفند ننگین و ضد انسانی، نه تنها از کشورهای دیگر، بلکه گروهی از زنان شوهر دار نیز تلقین کردند که باید هرچند ساعت با یک نفر با گفتن یک تکبیر برخوابی کند، سپس طلاق گرفته، و پس از شستشوی خود به عقد دیگری درآید و با او هم خوابه شود. بی درنگ درهای بهشت بدون هیچگونه پرسشی بر روی اینگونه زنان باز است.
این ویدیو کانون و مرکز تجمع مزدوران رژیم اسلامی که برای کشتار مردم بیگناه به سوریه آمده اند را نشان می دهد.

جدال و جنگ در سوریه

همانگونه می بینیم، در سوریه از یک سوی رژیم بشاراسد به کشتار مردم می پردازد، از سوی دیگر گروههای مختلفی مانند القاعده، مزدوران فرستاده رژیم اسلامی، کمک های روسیه، نیروهای کشورهای عربی با بهره برداری و کام دل گرفتن از دختران و زنان سرتاسر کشورهای اسلامی به تخریب و ویرانی فرهنگ و دیگر ابعاد سوریه می پردازند،آیا چه دلیلی برای دخالت و لشکر کشی ایران وجود دارد؟. در این جنگ و دعوای همگانی و با ویران کردن سوریه و دربدری و بی خانمانی ۷ میلیون انسان بیگناه چه نفع و بهره ای عاید ما ایرانیان می شود؟!. اگر آمریکا، روسیه، و کشورهای عربی دخالت می کنند، نیرو و کمک می رسانند، ایران چه نقشی در این میان دارد، و به دنبال کدام منفعت و سود ملی ما است؟.
گسیل پی در پی مزدوران به سوریه
از آغاز خیزش مردم سوریه تا کنون، رژیم اسلامی که بقای خود را در بقا و پایزیستی رژیم سوریه می داند، پیاپی و در هرچند ماه گروههای تروریست پاسداران و بسیجی را به سوریه فرستاده تا در کنار آدم کشان بشار اسد به قتل و کشتار مردم بپاخاسته و بی گناه آن کشور بپردازند. فرستادن نیروی انسانی و مشاوران جنگی سوای ۱۱ میلیارد دلار کمک های درزدیه شده از خزانه ملت، و کشتی ها و هواپیماهای پر از اسلحه می باشد.
رژیم اسلامی با ترفند همیشگی گسیل این آدم کشان را گروههای عکاس و فیلمبردار می نامد و در سایت های وابسته به خود برداشت نادرستی را در ذهن و افکار مردم بیگناه و نا آشنا ایران می گذارد و ایرانیان کشته شده در این نبردهای غیر انسانی راپرده پوشی می نماید.
در این فرتور دیده می شود که بازهم مزدوران علی خامنه ای در جنگی که کمترین ارتباط و منفعتی برای ملت و کشور ما ندارد شرکت نموده و در کنار بشار اسد آدم کش به کشتار مردم سوریه می پردازند.
از آنچه گذشت
سوریه هم اکنون از چند نظر میدان گذرگاه، برخورد و یا همکاری گروههای گوناگون افراطی اسلامی و دخالت های ایران، روسیه، ترکیه، و کشورهای عربی شده است. از یک سوی، بشار اسد و از سوی دیگر گروههای القاعده و  جبهه النصر و جهاد اسلامی به کشتارمردم می پردازند. گروههای اسلامی توانسته اند برای جلب جوانان برای جنگ، با فتواهای آخوندها و مفتی ها، توانستند دختران و زنان را از کشورهای اسلامی برای جهاد النکاح (روسپیگری اسلامی) به سوریه کشانند و اسیر دام و زیر دست و پای جوانان و مردان شهوتران قراردهند.
مفتی بزرگ سوریه فتوا داده که هرزن، حتی زنان شوهردار، باید در این جهاد شرکت کنند. آنان باید هرساعت با یکی برخوابی کنند و بدانند که بدون هیچ مشکلی به بهشت خواهند رفت و درب بهشت به روی آنان باز است.
“محمد العریفی”‌ چهره مروف وهابیت در عربستان، یکی از مدافعان سرسخت “فتوای جهاد نکاح” بود که با صدور فتوایی از زنان عراقی خواست تا برای “جهاد نکاح” از عراق به سوریه سفر کنند.

نکته دیگر این که:

در این قاراشمیش و جنگ همه جانبه که در سوریه، حکمفرماست، ، آمریکا و کشورهای عربی و روسیه هرکدام دارای منافعی هستند و به دنبال آن در سوریه دخالت می کنند. ولی ملت ایران کمترین منفعتی در این دخالت نظامی، کمک مادی و سیاسی ندارد. پس چرا، و به چه دلیل رژیم اسلامی در کشوری که برای ما منافعی ندارد، بدون خواست ملت، دخالت می کند؟.
بنابراین، بایداز آقای خامنه ای پرسید، شما به چه علت، و به چه مجوزی برخلاف خواست ملت ایران، به بشار اسد کمک می کنید و در سوریه دخالت نظامی دارید؟!.

۱۳۹۲ شهریور ۲۹, جمعه

نماهنگ اعدام، فریادی علیه اعدام ‌در ملاء‌عام

کمپین بین‌المللی حقوق‌بشر در ایران با انتشار نماهنگی از گروه اختاپوس، اعدام در ملاء‌عام را به چالش کشیده است. این کمپین در دوسال‌ پیش طرح‌‌های هنری دیگری برای توجه‌دادن افکار عمومی به حقوق‌بشر اجرا کرده ‌است.
نماهنگ جدید "اعدام" که با صدای مجید کاظمی و شاهین نجفی اجرا می‌شود، در واقع سومین پروژه‌ هنری است که از سوی کمپین‌بین‌المللی حقوق‌بشر برای جلب افکار عمومی به وضعیت حقوق‌بشر در ایران اجرا می‌شود.
این کمپین در سال ۲۰۱۲ کایکارتورهای هفتگی هنرمندان ایران را با موضوع حقوق‌بشر منتشر کرد. یک‌سال بعد پروژه "طرح‌ها و روایت‌ها، چشم‌اندازی به حقوق‌بشر در ایران" به مرحله اجرا در آمد.
در کنار این فعالیت‌ها، کمپین حقوق‌بشر در ایران از سال ۲۰۱۳ آغاز به تولید پادکست هفتگی "در ساعت ۵ عصر" با شرکت کامبیز حسینی طنزنویس ایرانی کرد. این پادکست نگاهی طنز به مسائل حقوق‌بشری دارد و از ژانویه ۲۰۱۳ تاکنون بیش از یک‌میلیون و ۸۰۰ هزار بار دانلود شده است.
علیه اعدام‌های خیابانی
در نماهنگ "اعدام" با صدای مجید کاظمی و شاهین نجفی، بیرحمی اعدام‌های دولتی به ویژه در ملاء‌عام مورد خطاب قرار می‌گیرد. این دو خواننده رنج کسانی را بیان می‌کنند که به‌رغم اعتراض‌های بین‌المللی در ایران همچنان اعدام می‌شوند. ترانه‌ تازه منتشر شده بیش از همه روی اعدام در انظارعمومی تکیه دارد و به ویژه تاثیرات مخرب حضور کودکان در این مراسم را به چالش می‌کشد.
جمهوری اسلامی ایران تاکنون بالاترین نرخ سرانه ‌اعدام در جهان را دارا بوده و از معدود کشورهائی است که اعدام را در ملاء‌عام اجرا می‌کند. سازمان ملل متحد تاکنون بارها اعدام افرادی را که براساس استانداردهای بین‌المللی مستحق مرگ نیستند، محکوم کرده است.
درباره انگیزه انتشار نماهنگ اعدام، مسئولان کمپین حقوق‌بشر برای ایران گفته‌اند، تلاش‌می‌کنند از این‌طریق بخصوص در میان نسل‌جوان نسبت به غیرانسانی بودن سیاست‌های اعدام دولت ایران و ناسازگاری این سیاست‌ها با عرف پذیرفته بین‌المللی ایجاد آگاهی کند.

۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

خندان، همسر ستوده: «نسرین آمد... به او گفتند آزادی...»


خندان، همسر ستوده: «نسرین آمد... به او گفتند آزادی...»
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در صفحه فیس‌بوک خود، در جمله‌ای کوتاه خبر از آزادی همسرش داد.

نسرین ستوده،  از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام»، در بازداشت بوده است. وی همچنین اوایل مهرماه سال ۸۹ اقدام اعتصاب غذا در زندان کرد.
ستوده، برنده جایزه حقوق بشرسال ۱۳۸۸ «سازمان حقوق بشر بین‌الملل» حقوقدان، وکالت برخی پرونده‌های فعالان حقوق بشر و کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را بر عهده داشته‌است.
نسرین ستوده در مهر ماه سال ۱۳۹۱، در اعتراض به ممنوع‌الخروج شدن مهراوه، دختر ۱۲ ساله‌اش، دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. این اعتصاب غذا پس از ۴۹ روز، به دنبال بازدید برخی از نمایندگان مجلس در زندان اوین و موافقت حکومت با خواسته او مبنی بر لغو ممنوع‌الخروجی دخترش، با موفقیت پایان یافت.
«خودنویس» نیز آزادی این وکیل دادگستری را به خانم نسرین ستوده، خانواده او و همه فعالان حقوق بشر، شادباش می‌گوید. 

شمشیرعدل اسلامی نوعروس ۸ ساله را به کام مرگ کشانید



مرگ کودک در تجاوز به وی در شبی بنام زفاف

روزنامه های سرتاسر جهان از مرگ دردناک و غم انگیز دختر بچه ۸ ساله یمنی در شب به اصطلاح عروسی خبر می دهند. کودکی که به جای داشتن اسباب بازی و رفتن به دبستان، و آغاز فراگیری از جهان هستی، به مرد گردن کلفت و شهوترانی فروخته شده، و با تجاوز با زور به این نونهال، با خونریزی و درد فراوان، او را به کام مرگ کشیدند. در این سودای مرگ کثیف و غیر انسانی که یک طرف داستان پدر و مادر نادان و طمعکار، و در سوی دیگر مردک متجاوز و هوسران وجود داشته، این کودک بیگناه را به قربانگاه کشاندند تا با زجر و شکنجه جان بدهد.
روان قربانی ۸ ساله یمنی که خانواده اش بنا به دستورات اسلام او را به مرد گردن کلفتی فروختند. پیامد این ازدواج نارس و تجاوز به یک کودک، خونریزی و درد شدید و مرگ او بود. آیا به راستی آخوندهای دین فروش اندکی انسانیت و خردمندی دارند که این چنین جنایت هایی را تأیید و تشویق می کنند و باعث اصلی آنند؟.
سه سال پیش هم دختر بچه ۸ ساله ای که خانواده اش به زور او را به مردی سی ساله دادند، به یک قاضی در دادگاه پناه برد و توانست به کمک او زناشویی خود را باطل کند. در دسامبر گذشته نیز دخترک ۱۲ ساله ای سه روز پیاپی درد زایمان کشید و سرانجام جان باخت. اینها نمونه هایی از جنایت علیه کودکان دختر است که شبانه روزز در سرتاسر کشورهای اسلامی انجام می گیرد.
در بالا ازدواج دختر ۸ ساله با پسر ۱۲ ساله که هردو سرطان دارند، در لبنان دیده می شود. ازدواجی دردناک با خاطره ای تلخ و فراموش نکردنی. در پایین، ازدواج با کودکان یا عروسک بازی؟. کودکان نیاز به محبت، بازی کردن، آموزش و تفریح دارند و نه این که اسیر مرد گردن کلفتی شوند و به ناچار به ساز و هوس های او برقصند.
آیا نباید مسببین این جنایت از خانواده کودک گرفته تا مردک هوسران، و آخوند برگزار کننده جریان این کودک آزاری را به شدیدترین مجازات ها رساند؟. تفاوت این کودک با دختر جوان دانشجویی که در هندوستان مورد یورش و تجاوز چند جنایتکار قرار گرفت و پس از تجاوز به وی کشته شد چیست؟. هم اکنون دریافتیم که دادگستری هندوستان این چهارنفر متجاوز جنایتکار را به اعدام محکوم کرده است. گرچه ما با هرگونه اعدامی مخالفیم و بر این باوریم هنگامی که انسان نمی تواند مورچه ای را بیافریند، اجازه ندارد و نمی تواند انسانی را از بین ببرد.
این ازدواج کیلویی در غزه با کودکان خردسال با رهنمودی از ازدواج پیامبر اسلام است. در ایران ازدواج های کیلویی از برکت اسلام راستین زیاد دیده شده، ولی ما تصویری آنها در اختیار نداریم.
این زناشویی غیر انسانی در یمن را باید با نامزد بازی محمدابن عبدالله مرد درشت اندام ۵۴ ساله با دختر بچه ۷ ساله ای بنام عایشه و تجاوز به او در ۹ سالگی، همخوان و برابر دانست. هنگامی که آن جنایت بزرگ محمدابن عبدالله را مسلمانان خردباخته عملی درست و منطقی می دانند، بی تردید یک هیولای یمنی هم بنام همان اسلام و به پیروی از آن عرب، خود را مجاز به جنایتی می داند که در بالا بدان اشاره شد. گرچه تجاوز محمدابن عبدالله به یک دختر بچه در بیابان های عربستان پوشیده و سر بسته بماند، ولی خوشبختانه امروزه جنایتی نظیر آن که در یمن رخ داد، سرنوشته بیشتر روزنامه ها و موضوع هفته گزارشگران کشورهای آزاد جهان است.
روسپیگری در همه حال، و در همه جا وجود دارد ولی در کشورما پس از انقلاب با خاکسترنشینی و فقر و فلاکت مردم و به ویژه ازدواج های زودرس دختران که موجب جدایی آنان می شُود، و خرافات مذهبی و سخت گیری خانواده ها، در سرتاسر کشور گسترش یافته است.

قوانین ضد بشری اسلام

وقتی به قوانین اسلام برخورد می کنیم، در آن نشانی از عقل و خرد، محبت و دوستی، عدالت و برابری، و به طور کلی از آدمیت چیزی نمی بینیم. تا آنجا که بخواهید در این قوانین خودکامه و یک طرفه، ستم و ظلمی بی پایان و یک طرفه آنهم بیشتر در مورد زنان و کودکان نهفته است.
بنا به گزارش سیاتل تایمز Seattletimes، بیش از یک چهارم دختران نوجوان یمنی پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج می کنند. دلیل این زناشویی های در سن پایین رامی توان چند جنبه دانست:
۱- فقرمادی و معنوی خانواده، و تعصبات دینی
۲- شکل پذیری دختران جوان پس از زناشویی، و در حقیقت آسانتر تسلیم شدن و زیر سلطه و زورگویی مردان قرار گرفتن
۳- زایمان و تولید فرزندان بیشتر.
دو نمونه از ازدواج با کودکان در افغانستان و پاکستان  با قانون شریعت و زیر پرچم آخوند. در این جا در سمت راست ازدواج مرد ۴۰ سال با دختر ۱۱ ساله  را به خوبی نشان می دهد.
در سال ۲۰۰۹ دولت لایحه ای را پس از تأیید به پارلمان داد که دختران می توانند از ۱۷ سالگی ازدواج کنند. این لایحه به دلیل مخالفت رهبران مذهبی که غیر اسلامی است، پای نگرفت و تصویب نشد. برای مخالفت با این لایحه آخوندها تظاهراتی از گروهی از مردم متعصب و بی سواد، به ویژه خانم های سرتاپا درون پوشش سیاه راه انداختند که به لایحه دولت “نه”بگویند و قوانین اسلامی را در کشور پیاده کنند.

ازدواج دختران خردسال در ایران

فرشید یزدانی عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان اعلام کرد: ازدواج و طلاق در میان کودکان۱۰ تا ۱۸ سال طی چند سال اخیر افزایش یافته و براساس آمار ثبت احوال در سال ۸۹ بیش از۴۲ هزار ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال به ثبت رسیده است. جمع ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال در سال ۸۹ به ۳۴۲ هزار مورد گزارش داده شده است.
همچنین بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال طی چند سال اخیر آمار مربوط به ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال در کشور بیشتر شده است و به دنبال آن طلاق و جدایی نیز در میان کودکان افزایش داشته به طوریکه که آمار سال ۸۹ نشان می دهد که ۳۷ هزار کودک ۱۰ تا ۱۸ سال مطلقه و بیوه درکشور وجود دارد. پیامد این ازدواج های نارس همانگونه که می دانیم جدایی در سنین پایین و به فساد کشیده شدن دختران نوجوان است. به ویژه آن که آخوندها در سرتاسر کشور برای به دام انداختن این دخترکان از همه جا رانده شده بازار صیغه (فحشای اسلامی) را در جلو پای قربانیان خود می گذارند.
اینهم ازدواج پیرمرد ۹۲ ساله با دختر ۲۲ ساله عراقی. واقعن چه زوج کاملی؟ به راستی این مرد فرار کرده از گور، سنت پیامبر خود را اجراء کرده و قانون ضد انسانی و زن ستیزی اسلام را پیاده کرده است.

نکاتی چند از آنچه گفته شد

در یمن دختر بچه ۸ ساله ای را بنا به شرع اسلام به عقد مرد هیولایی در می آورند. پیامد آن جنایتی بزرگ به دلیل جراحت وارده به آن دخترک و مرگ زجر آور او است. دختر بچه ۸ ساله دیگری نیز سه سال پیش به زور به مردی فروختند که دخترک با ترس ولی شجاعت ازعروسی فرار کرده، به قاضی و دادگاهی پناه برد و سند بردگی خود را باطل نمود. در دسامبر گذشته نزی دخترک ۱۲ ساله ای پس از سه روز درد و رنج زایمان، چشم از جهان بر گشود.
این نمونه کودک آزاری و جنایت های بیشمار همه روزه در کشورهای اسلامی و زیر پرچم اسلام و بنا به خواست و حمایت دکانداران دین انجام پذیر است. تاکنون لایحه هایی برای زناشویی دختران ۱۵-۱۷ ساله به بالا از سوی دولت یمن به پارلان داده شده ولی با کشکر کشی و برپا کردن تظاهرات از سوی رهبران دینی (آخوندها)، و گردآوری زنان در جامه کاملن سیاه و ناپیدا، خواستار برگزاری قوانین غیر انسانی شریعت و اسلامی شدند.
اینهم ازدواج کیلویی دیگر در هرات افغانستان که بیشتر دختران سن کمتر از ۱۸ سال دارند. هزینه برگزاری و تشریفات و خرج های بعدی این ازدواجها  با حاتم بخشی رژیم اسلامی و از جیب ملت دربند ایران است.
اینگونه ظلم و ستم به کودکان به عنوان ازدواج، برگرفته از عملکرد محمدابن عبدالله است. مرد قوی هیکلی که در سن ۵۴ سالگی با عایشه دخترک ۶ ساله نرد عشق می بازد، و در نه سالگی او را به رختواب می برد. گرچه آن جنایت بزرگ در بیابان برهوت عربستان پوشیده و پنهان ماند و دخترک بخت برگشته نتوانست از حق خود دفاع کند، ولی امروزه از برکت اینترنت و رسانه ها، جنایت سوداگران دین و خانواده های بی سواد و ناآگاه در سرتاسر جهان پخش و مورد انتقاد و خرده گیری جامعه بشری قرار می گیرد.
در این ویدیو ازدواج کودکان با زور خانواده ها در افغانستان نشان می دهد که چگونه شماری از آنان از خانه فرار می کنند و پس از دستگیری به دستور دکانداران دین بدانان شلاق می زنند و مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. چنانچه به دست بستگان خود بیافتند امکان مرگ آنان زیاد است.


۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

نامه یکی از مادران زندانی پارک لاله، به روحانی



از شما تقاضا داریم با تدابیر شایسته و اقدامات بایسته مانع خیز بلند افراطی گری برای تداوم فضای رعب و وحشت و قتل و زندان شوید و نگذارید و نگذاریم افراطیون کام مردم را تلخ نمایند ...



متن کامل این نامه حکیمه شکری از زندان اوین به شرح زیر است:
ریاست محترم جمهوری، جناب آقای دکتر روحانی
۴ سال از قتل ده‌ها تن از هموطنان معترض به نتیجه اعلام شده انتخابات سال ۸۸ می گذرد و طی این مدت حتی یک نفر به عنوان آمر یا عامل این قتلها معرفی نشد و درخواست برحق خانواده‌ها و سایر شهروندان برای معرفی و محاکمه عادلانه آمران و عاملان قتلها تا کنون به جایی نرسیده است.
متاسفانه حتی در مورد جنایتهای بازداشتگاه کهریزک، که نظام مجبور به پذیرش آن شد نیز بیم آن می رود جریان محاکمه و دادرسی به عاقبت دادرسی کوی دانشگاه و داستان دزدیده شدن ماشین ریش تراش از بین آن همه جنایت دچار گردد. چرا که قاضی مرتضوی از متهمین ردیف اول این پرونده، تا آخرین ثانیه‌های دولت دهم حمایت شد.

زمانی که مردم با شور وشعور تمام در ۲۴ خرداد ۹۲، با حضور درپای صندوق‌ها در اقدامی مدنی و شهروندی، نه قاطع خود را به تندروی و تندروها اعلام نمودند و جنابعالی را بعنوان نماد اعتدال و اصلاح در امور و با قصد پیگیری مطالبات شهروندی خود برگزیدند و هنگامی که مردم شادمان از پیروزی خود بودند، متاسفانه شاهد بودیم که در مراسم تنفیذ جنابعالی، آقای مرتضوی نیز در بین مدعوین حضور داشت تا به عنوان نماد بی تدبیری و تندروی، کام اکثریتی که به افراط نه گفتند را تلخ نماید و قوت قلبی باشد برای افراطیونی که با رای مردم در انزوا و استیصال قرار گرفتند.

در مورد مشابه با پرونده قتل‌های کور که با هدف حذف هر گونه منتقد و مخالف صورت گرفته، پرونده ستار بهشتی را شاهد هستیم که به واسطه حضور چند ساعته ایشان در بند ۳۵۰ اوین و در نتیجه علنی شدن قتل او در بازداشتگاه فتا، قوه قضائیه مجبور به گشایش پرونده قتل می‌شود ولی متاسفانه شاهد گزارشات متنوع هستیم و تلاش وافری در جریان است تا عمدی بودن قتل و حتی خود قتل را کم رنگ و کم رنگ تر نمایند.

آقای دکتر روحانی
همانگونه که جنابعالی نیز اذعان دارید یکی از گام‌های اساسی برای حاکمیت تدبیر و امید، مهار تندروی و تندروهاست. از این رو انتظار می‌رود تا با جدی گرفتن جریان دادگاه و قضاوت، جلوی اعمال تندروانه از قبیل قتل منتقدین و مخالفین که با استفاده از حقوق شهروندی انتقاد و یا اعتراض خود را بیان می‌کنند، گرفته شود. دژ امنیتی قاتلین خودسر برداشته شود تا از تکرار و باز تکرار این گونه اعمال ممانعت به عمل آید. پس نباید اجازه دهیم تا دادگاه‌هایی نظیر دادگاه قتل‌های کهریزک یا ستار بهشتی به دادگاه نمایشی تبدیل شود.
بی‌راه نیست اگر ادعا کنیم، رصد کردن جریان و نتیجه دادگاه‌هایی این گونه است که شاهد تکرار حوادث از این دست هستیم. گواه آن حادثه دلخراش ربودن و سپس قتل یکی از هموطنان بهایی مان (عطاالله رضوانی) است که از انسانهای خوشنام در جامعه بهائی بود و این حادثه درست یک روز پس از سخنرانی تندروانه امام جمعه بندرعباس بر علیه بهائیت در این شهر اتفاق می افتد.
ما از جناب‌عالی بعنوان بالاترین مقام اجرایی کشور، پیگیری و معرفی عاملان این قتل به مردم و مقامات قضایی کشور را خواستاریم. جناب رئیس جمهور، بعنوان منتخب مردم از دستگاه قضایی کشور خواستار رسیدگی به این اقدامات تندروانه در دادگاه‌های عادلانه و علنی شوید و رسیدن به نتیجه‌ای عادلانه از این دادگاه را از آنها طلب نمائید.
جناب آقای دکتر روحانی
از شما تقاضا داریم با تدابیر شایسته و اقدامات بایسته مانع خیز بلند افراطی گری برای تداوم فضای رعب و وحشت و قتل و زندان شوید و نگذارید و نگذاریم افراطیون کام مردم را تلخ نمایند و احساس پیروزی و امید را به احساس شکست و ناامیدی و در پی آن بی تفاوتی تبدیل نمایند.
حکیمه شکری- زندان اوین – بند زنان
یکی از مادران پارک لاله 

۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

شادی رژیم از انهدام اقوام و پراکندگی مردم ایران


ایا ما بااعراب دشمنیم؟ شمخانی ایرانیست یا عرب؟

چه مردمان کوچک و ناچیزی هستیم … چه ایران بی افتخاری… اگر ایران را تکه تکه کنند می خواهیم بدوزیمش و بر گذشتگان چون قاجار خرده می گیریم ؛ آیا ما خود را به خواب زده ایم؟ ندانستن گذشتگان و تاریخ ما را بارها به تکرار کشانیده است. دشمنی و دوری قومیتهای یک کشور بزرگترین دلیل تجزیه و جدایی آن است.
اگر یک ملت نخواهد از تفاوت اقوام ،دین و زبان ضربه خورده و تجزیه شود… باید این تفاوت  را سبب شادی و پیشرفت بداند.هر کس از هر قومی که پشت و دودمانی در ایران دارد باید بتواند براحتی دانشگاه برود و به هر مقامی که شایسته اش است برسد.یکسانی قومی جذابیتی ندارد.این که همه مردم ایران یک زبان ،یک دین و یک لباس بپوشند هیچ جذابیتی ندارد.
نمونه دیگری از بادگیرهای یزد که کار کولر را در تابستان انجام می دهند. این بادگیرها، هنر چند هزار ساله ایرانیان است. شوربختانه رژیم اسلامی بر روی هنر و فرهنگ ایران خط کشیده و همه چیز را به باد داده است. تنها هنری که نزد آخوند پسندیده است، سیاه پوشیدن، زانوی غم بغل کردن، و گریستن است. وگرنه هنر، فرهنگ، موسیقی، شادی، پایکوبی، چکامه سرایی و دیگر ارزش های انسانی، بی ارزش است.

بی توجهی و حرام دانستن هنر

موسیقی؛ فرشبافی؛ شعر و معماری،  و بسیاری هنرهای دیگر در ایرانیان به صورت یک همزاد بوده است. در تمامی خاور میانه می توان آن را دید. اما امروز این بی توجهی ما به هنر و خیانت ملایان در انهدام هنر ایرانی کار را بدانجا رسانیده است که هنر و فرهنگ ایرانی مانند لاشه گوشتی در دندان کفتاران تکه تکه می شود.
بر پشت بامهای شهر یزد بادگیرهایی ساخته شده که هوای خنک را در تابستان به درون خانه ها می برد. هنگامی که درجه حرارت هوا به ۴۰-۵۰ درجه می رسد و دفت و آمد در خیابان ها دشوار است، درون خانه و زیر زمین ها، رسیدن هوای جنک از درون بادگیرها آنچنان است که درون خانه و زیر زمین را بسیار خنک و حتی سرد می سازد.
یک گروه از باستان شناسان آمریکایی در جنوب ایران سرگرم کاوش در سامانه تاریخی بندر سیراف بوشهرند. این گروه که از سوی یونسکو پشتیبانی می شوند، مجهز به فناوری آمریکایی، اقدامات سازمان میراث فرهنگی برای ساخت دیوار حفاظتی را غیرکارشناسی خوانده اند.
دولت ایران که  بتازگی افشا شد هزاران سند و میراث را به بهانه انتقال به شیراز دزدیده است، آیا می تواند مدافع و متولی هنر و میراث فرهنگ ایران باشد؟. امروز ما آرام آرام هر چه داشتیم را دور می ریزیم  در حالیکه کشور آذربایجان  ساز تار را برای خود ثبت می کند و امارات عربی بادگیر یزد و سیراف را بعنوان نماد خود می شناسد. وای بر ما که سیراف در حال انهدام است… سیرافی که باید ثبت جهانی شود…

مسجد پیامبر یک کپر بود.

اعراب حجاز عقب مانده ترین و بی دانش ترین اعراب بودند. در معماری مسجد پیامبر جز حصیر و گل چیزی نبود. اما اقوام عرب آرامی قرنها قبل قصرهای زیبای بابل و چغازنبیل را در میاندورود (بین نهرین) ساختند.اتحاد اکدی ها  و ایرانیان از ژمان کوروش تا پایان ساسانیان  پابرجا بود. این اتحاد در نبرد قادسیهشکست و ایرانیان سروری خود را بر بابل از دست دادند.
پس از آن این اعراب بودند که بر عراق چیره شدند و زبان آرامیان که بسیار به عربی حجاز نزدیک بود بسرعت با عربی حجاز ترکیب شد و عربی امروز عراق و سوریه پدید آمد.فرهنگ ما ایرانیان  و مردم عراق جدای از دین ، سدها اشتراک دارد و ریشه و نسب بسیاری از عراقیها به ایران باز می گردد. توهین به همسایه ای که با ما ریشه و نسب مشترک دارد ،توهین به ریشه مشترک است.
در این نقسه قدیمی که به زبان عربی است، محل بندر سیراف که شهری بسیار تاریخی بوده، دیده می شود.

اعراب…. ترکان… بلوچان و همه

همه ما در ایران به هر زبان و مذهبی که باشیم بسیار با هم شبیهیم… باور کنیم که شبیهیم… اگر عربی با لباس قومش در منزل و کوچه رفت و آمد می کند؛ درود بر او! این حق اوست… ما هم باید لباس لر ها و کردها،  بلوچ ها،
ویرانی های دیگری از شهر تاریخی سیراف که بدون توجه مانده و به باد فراموشی سپرده شده است. جوک و لطیفه شایسته ملایان و پاچه خوران آنهاست
گیلک ها، و همه ایرانیان را  در هر کجا ارج بنهیم…از زیبایی هنری این لباسها برای جذب توریست و گردشگر استفاده کنیم، نه آن که زبان و قومیتی را از روی بی خردی و نژادپرستی مورد توهین قرار دهیم… این بی ادبی و بی خردیست که عادت بیشتر ما ایرانیان شده که برای اقوام مختلف جوک می سازیم.
آیا همه مردم ایران از یک ریشه چند هزار ساله نیستند؟!. براستی شباهت چهره یک تبریزی با یک مشهدی و یک رشتی با یک زابلی نشان از هم ریشگی و هم نژادی ایرانیان نیست؟. موسیقی کرد و لر و گیل  و آذری بسیار شبیهند چرا؟، آیا نه این بوده که ریشه همه ما از یک جای است؟، این جوکها بجز ایجاد دشمنی و جدایی بین اقوام آیا اثر دیگری هم دارد؟
با دیدن این ویدیو، به چرندگویی آخوند جنتی بیشتر آشنا شوید.(جوک زنده !)

دشمنی با اسلام و محمد و علی را دشمنی با اعراب نکنیم

آیا مردم مغولستان را باید بخاطر چنگیز دشمن خود بدانیم؟. البته که اعراب امروز خود اولین قربانی این دین پر خشونت اسلام و پیامبر خونریز و فاسدش هستند. اشتباه نکنیم و آن اعراب بدوی دزد و غارتگر را با اعراب امروزی مقایسه نکنیم. مصر و عراق  و سوریه مثالهایی از اعراب قربانی اسلامند، پس بی خردی الله محمد را به اعراب همسایه امروزی نسبت ندهیم. از آن بد تر که گاهی به اعراب ابران توهین می شود، در حالیکه این توهین جز دوری  اقوام و تجزیه ایران  نتیجه ای ندارد.

شمخانی و مقام گرفتن در دولت ولی وقیح

گروهی در اینترنت ناله دادند که "یک عرب " به مقام "دبیر شورای امنیت ملی" در آمد. اولا این شخص قبلا وزیر خاتمی بود و ثانیا این نوع قومیت مان  نیست که ما را به مقامی  برساند یا نرساتد.
این ویدئو نشان می دهد که آقای شمخانی حد اقل برای ایران جنگیده است و نباید به ایرانی بودنش شک داشت… توهین به اعراب ایران هیچ چیز جز تجزیه کشور بدنبال نخواهد داشت.
جدای از بی لیاقتی و خائن و دزد بودن اکثر سران رژیم آخوندی باید بدانیم که هر قومیتی در ایران حق رسیدن به مقامات بالا را دارد و ما تنها لیاقت افراد را باید ببینیم. نادرشاه آخرین شاهنشاه “ایران بزرگ”  ترکمن بود. خدمات او به ایران برهیچ کس پوشیده نیست. قوم گرایی و بی توجهی به اتحاد بهترین روش آخوندها برای سرگرم کردن مردم به خود است. چنان که امروز مردم از رژیم  غافلند و  دژخیمان براحتی اسناد و میراث فرهنگی ما را می دزدند ، بی آن که کسی اهمیت دهد.

نکته پایانی

براستی این توضیح المسائل که در هر چیزی کارشناسی کرده است و آن قرآن که متن آن پر است از  توهین به انسان ( و هیچ خردمندی را نیاز  به آنها نیست)  با مشغول کردن ما به مسائل بیخود ،به آرامی هنر و فرهنگ و زبان ما را از میان برده اند.
آن ملای احمقی که موسیقی را حرام یا مکروه می خواند؛ آن مردم بد بختی که پایکوبی یا رقص با قدمت چند هزار سال را گناه می شمرند خائن هستند… این افراد دانسته یا نادانسته سعی در تخریب و انهدام فرهنگ اقوام ایرانی را دارند.آخرین دسته گل هم آقا دادند که ارتباط با بهائیان را صلاح ندانستند. این بهائیان هر اعتقادی دارند،نباید از آموزش در دانشگاه و مدارج عالی بدون دلیل محروم شوند ، رژیم ایران بهائیان را شهروند نمی شناسد و به آرامی آنها را از ایران بیرون می کند.اما بینیم مردم ایران در  این بین در  چه حال روزی هستند؟ 
این ویدیو گزارش گر وضعیت بزهکاران و رفتارهای غیر انسانی پلیس در برخورد با مردم است دیدن آن را به همه هم میهنان محترم توصیه می نماید.



۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

نامه اعتراضی نسرین ستوده به روحانی از زندان اوین


نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر و زندانی سیاسی، در نامه‌ای اعتراضی به حسن روحانی، قتل یک ایرانی بهایی در بندرعباس را «یادآور قتل‌های زنجیره‌ای» دانست.




به گزارش هرانا، نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر، در نامه‌ای که از زندان اوین برای رییس جمهور ایران نوشته، آورده است: «آدم ربایی و قتل یکی از هموطنان بهاییمان در آغاز دورهٔ ریاست جمهوری شما یاد آور قتل‌های زنجیره‌ای است و انتظار ما آن است که قبل از ادامهٔ چنین رفتارهای سبعانه‌ای چشم فتنه را کور کنید.»
 این زندانی سیاسی اضافه کرده: «مرحوم عطاءالله رضوانی و خانوادهٔ محترمشان به دلیل تحمل مصائب و شداید فراوان برای بسیاری از ما آشنایند. اینجانب با خواهر ایشان حبس کشیده‌ام و افتخار وکالت بستگان ایشان را نیز داشته‌ام. خانواده‌ای که جز خدمت به جامعه دغدغه‌ای نداشته‌اند و تعداد زیادی از این خانواده حبس‌های طویل المدت تحمل کرده‌اند و یا در حال گذراندن حبس هستند.»
 ستوده در نامه خود نوشته است: «ضمن تقاضای پایان دادن به مظالم وارده به هموطنان بهاییمان و محکوم کردن اظهاراتی که مجوز چنین رفتارهای خشونت‌آمیزی را صادر می‌کنند از شما در خواست داریم مطابق اصل ۱۴ قانون اساسی که دولت جمهوری اسلامی و مسلمانان را موظف نموده است نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند، در جهت استیفای حقوق شهروندی اقلیت‌های مذهبی و هموطنان بهاییمان اقدام لازم را به عمل آورید.»
این وکیل دادگستری ادامه داده: «من از شما به عنوان مقام ارشد سیاسی کشور سوالی دارم: اگر قاتل این هموطن بهایی شناسایی شود، چه مجازاتی در انتظار اوست؟ پاسخ تلخ این سوال را شما بهتر از من می‌دانید. صرف نظر از اینکه هیچ ایرانی صلح طلبی در صدد کینه توزی و دمیدن بر آتش خشم جمعی نیست اما البته ایجاد راهکارهای قانونی و تغییر گفتمان سیاسی و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های مذهبی خواسته‌ای عمومی است.»
چندی پیش، عطاالله رضوانی در بندرعباس ربوده شد و با شلیک گلوله از پشت سر به قتل رسید.
 رضوانی که سال‌ها عضو هیات سه نفری «خادمین جامعه بهایی بندرعباس» بود، پیش‌تر از طرف مسئولین امنیتی-اطلاعاتی و دفتر امام جمعه مورد تهدید قرار گرفته بود.

۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

رییس جمهور بَنفش، خون ندا و سهراب را “شُبهات” از میان رفته نامید!

 حسن روحانی و انتخابات سالِ ۸۸:

اخیرن حسن روحانی، رییس جمهور ایران اسلامی، در طی مصاحبه ای اعلام کرد که مردم با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، شبهاتِ سال ۸۸ را از میان برده و با انتخاب یک “روحانی” نشان دادند که هنوز به اصل نظام و روحانیت اعتقاد و اطمینان کامل دارند.
او همچنین حضور شگفت انگیر مردمان ایران پای صندوق های رأی را از برکت وجود رهبر انقلاب، سید علی خامنه ای دانست و گفت که این رخداد خجسته از سر تدابیر رهبری است! او اعلام داشت که انتخاباتِ اخیر، تمامی شبهات درباره سال ۸۸ را در پیشگاه جهانیان از میان برد و مردم ایران دست رد به سینه دشمنان انقلاب زدند! 
آقای روحانی فرمودند که مردم با شرکت در انتخابات اخیر، شبهات سال 88 را از میان بردند! چطور در نظر اینشان، خون ندا شبهات به حساب می آید؟!  سیروس پارسا

- مُروری کوتاه بر وقایع سالِ ۸۸:

خرداد ماهِ سال ۸۸ مردم ایران قُربانی پروپاگاندایِ رسانه ای حکومت اسلامی گشته و توسط اصلاح طلبانی که به آن ها امیدِ تغییر و نَوید آمدن روزهای خوش می دادند، به بازی گرفته شده و به پای صندوق های رأی آمدند تا موسوی را انتخاب کرده و به عمر دولتِ محمود احمدی نژاد که خون شان را در شیشه کرده بود، پایان دهند.
اما مردم ما که از نعمت داشتنِ حافظه تاریخی محروم اند، فراموش کرده بودند که اصلاح طلبان خود از مهره های اصلی و حیاتی رژیم در راستایِ بَقای طول عمر حکومت اسلامی اَند و پیشتر نیز آنان برای دفاع از انقلاب ننگین اسلامی و ولایت فقیه به مردم پُشت کرده و چهره راستین شان که همانا خائنین به ایران و ایرانی است را به ایرانیان نشان داده بودند؛ بنابراین مردمان ایران به سیاه لشگرانِ نمایش انتخاباتِ خامنه ای تبدیل شدند و از شرکت گسترده آنان در انتخابات، به منظور نشان دادن مشروعیت و محبوبیت نظام در جامعه جهانی استفاده ابزاری شد.
مردم که به اشتباه گمان می کردند رأی شان ارزش و اهمیتی دارد و تأثیر گذار است، از اینکه دوباره احمدی نژاد با کودتا و دخالت مستقیم خامنه ای و سپاه سَر از صندوق های رأی در آورد، بسیار خشمگین گشتند و با جمعیت میلیونی مشغول به اعتراض های خیابانی (به گفته شهردار تهران، بیش از سه و نیم میلیون نفر در خیابان ها اعتراض می کردند) شدند و می توان ادعا کرد که برای مثال در روزِ عاشورای سال ۸۸، کُنترل شهر تهران را از چنگِ سپاه و نیروی انتظامی در آوردند.!
به هر روی این اعتراضاتِ مردمی خشم حکومت را برانگیخت و دژخیمانِ کوردل، به روی مردمانِ بی دفاع که فقط به دنبالِ حقوق ابتدایی خویش بودند آتش گشوده و بسیاری را به ضرب گلوله و عده بیشمار دیگری را به زورِ باتوم و چماق و شیشه های نوشابه در زندان های زیرزمینی همچون کهریزک، به قتل رساندند.
نتیجه این خشونت ها و اعمالِ جنایت بار رژیم، مادرانِ داغدار و پدرانِ جگر سوخته بسیاری بودند که تمامی هستی شان، نیست شد و خاکستر نشین شدند و امروز تمامی زندگی شان، از جاده میان خانه شان تا قبرستان خلاصه می شود، حال چگونه آقای روحانی فرموده که شبهات از میان رفته، باید سری به وجدان خود بزنند.
دولت تدبیر و امید گویا فراموش کرده که فقر، بیکاری، تورم، اعتیاد و.. از جمله مشکلاتی هستند که مردم با آن سر و کله می زنند، به همین خاطر ایشان طی یک عمل انقلابی، به بازداشت و بازخواست بانوانی که "ساپورت" می پوشند، روی آوردند! از نظر ایشان مشکل مملکت ما پوشش خانم های ماست!  سیروس پارسا

- فَضای امنیتی و گشت های ارشاد، هدیه دولت روحانی به مردم:

در مصاحبه های انتخاباتی، آقای روحانی به فضای امنیتی کشور اعتراض داشتند، دم از آزادی زندانیانِ سیاسی همچون آقایان موسوی و کروبی می زدند و خلاصه حسابی با وعده های سرخرمن، ملت همیشه در صحنه ایران را رنگ کرده و به پای صندوق های رأی کشیدند.
پس از انتخابات و وقتی رژیم بدانچه می خواست، یعنی حضور مردم در انتخابات و استفاده ابزاری از آن به منظور نشان دادن مشروعیت گسترده اش به جهانیان، دست پیدا کرد، وَرق برگشت و دوباره فضایی امنیتی بر جامعه مصیب زده مان حاکم شد، امروز نیروهایِ سرکوبگر رژیم به خیابان ها آمده و با توهین و تحقیر و ضرب و شتم جوانان مان، آنان را فقط به دلیل نوع پوشش شان، بازداشت و بازخواست می کنند.
به هر حال این هم ارمغان دولت تدبیر و امید برای مردمانی است که گمان کردند با رأی دادن به یک دزد و انتخابش، می توان جلوی دزدی را گرفت و عدالت برقرار کرد! مردمانی که روزی سیاهند، روزی سبز، روزی بنفش و دگر روز کَس نداند! مردمانی ملون، با حافظه تاریخی محدود و آسیب دیده!


مموتی‌لیزا ۴ سال دیگه





آسیب شناسی ممه و لولو
از آن جا که ترک عادت موجب مرض است، گفته شده که اعضای هیات دولت انحرافی  بر حسب عادت مألوفه خود که هشت سال روزهای یکشنبه هر هفته جمع می‌شدند و گلاب به روی‌تان مصوبه از خودشان در می‌آوردند، الان هم که از پاستور رفته اند باز روزهای یکشنبه در ساختمان لادن دور هم جمع می‌شوند! 
البته هیچ جای نگرانی نیست و در این جلسات از ارائه طرح برای مدیریت جهانی کشیده‌اند بیرون و صرفاً به بررسی و آسیب شناسی مواضع و عملکرد دولت مموتی در این هشت سال آزگار می‌پردازند و بنابراین خطری ملت را تهدید نمی‌کند.
عمده مسائلی هم که هر یکشنبه بررسی می‌شود از این قرار است که مثلا اعضای هیئت دولت انحرافی بررسی می‌کنند ببینند اون ممه را لولو کجا برد و چرا برنگرداند، و یا سران کشورهای اروپایی آب را دقیقاً باید در کجایشان می‌ریختند که می‌سوخت و نسوخت! و از این دست مسائل!

مشکلات غرب با عمو قناد و شوشول فرنود!
رضا تقوی رییس شورای سیاستگذاری ائمه شب جمعه گفته که «برنامه‌های صداوسیما برای غرب مشکل درست کرده بود و به همین دلیل توسط آن‌ها قطع شد.» 
حالا این که چه مشکلی درست کرده بود را آقا رضا تقوی نفرمودند اما واضح و مبرهن است که کدام برنامه‌های صداوسیما چه مشکلاتی برای غرب پدید آورده بود.
مثلا برنامه «فیتیله جمعه تعطیله» با اجرای عمو قناد با تاثیر بر کودکان صهیونیست‌ها باعث شده بود که علاوه بر شنبه و یکشنبه، عملا روز جمعه هم از سوی خانواده‌ها تعطیل اعلام شود و بدین صورت یک روز کاری از غرب به فنا داده بودیم و کلی به اقتصاد آنها ضربه وارد کرده بودند.
یا برنامه خاله نرگس و ماجرای شوشول فرنود که باعث شد تا کودکان غرب به جای شستن شوشول مبارک بروند ماشین لباس شویی را خاموش کنند و بدین ترتیب هم شوشول کودکان غرب شسته نمی‌شود، هم ماشین لباس شویی خاموش می‌شود و کلی لباس چرک نشسته باقی می‌ماند و کلی معضل بهداشتی در جوامع غربی گسترش یافته است!
یا همزمان با اجرای بهرام شفیع در ورزش و مردم کلا مجریان برنامه‌های ورزشی در رسانه‌های غرب کار مجری گری را بوسیدند و گذاشتند کنار و دنبال یک شغل آبرومند می‌گردند و به معضل بیکاری در غرب افزوده شده است!
خلاصه که ما هم جای غرب بودیم در جا صداوسیمای جمهوری اسلامی را قطع می‌کردیم تا بیشتر ضربه نخوردیم با این برنامه‌های ضد امپریالیستی!

دژمن و ماش بازی!
یعنی این «دژمن» کارها که نمی‌کند! شما فکر نکنید دژمن فقط کارش تحریم و توطئه علیه مبانی اسلام و مسلمین و حال گیری از حضرت آقا و انحراف من و شما و این هاست... نه.... مثلا یکی از اقدامات جدید دژمن «بازی کردن با ارزاق ایرانی است»
این را محمدرضا نقدی٬ رئیس سازمان بسیج گفته که خب حرفش در بازار سند است!
نقدی گفته نباید بگذاریم «دشمن با قیمت ارزاق ما بازی کند» 
البته این که دژمن با ارزاق ما چه بازی می‌کند مهم است و پیچیده!
 در حوزه حبوبات: وضعیت بازی با «ماش» که مشخص است و دژمن از همان کودکی در کشورهای مسلمان نفوذ کرده و تهاجم فرنگی فرموده و بازی مخرب «ماش و لوله خودکار» را در بین دانش آموزان رواج داده است.
بازی با نخود هم که چند سال پیش از طریق عنصر معلوم الحالی مثل مهران مدیری در سریال شب‌های برره و انداختن نخود به بالا و باز کردن دهان اندازه کرگدن آبی برای بلعیدن آن خاطرتان است.
در حوزه لوازم بهداشتی و آرایشی هم که وضعیت بازی غرب مشخص است... همین کاندوم بی صاحاب مانده که جمعیت ایران را آنقدر کاهش داد تا دل آقا به درد آمد و قس علی هذا
در حوزه مواد غذایی هم که دیدید لامصب کاری کرد که همان اشکنه حاجی علم الهدی را هم که نمی‌شود درست کرد و ریخت به خندق بلا...
خدایا این دژمن را از ما نگیر که تا فی خالدون ما نفوذ کرده و مشغول بازی است! وگرنه مسئولان مملکت را گل و سنبل کرده بودند!

ادامه ماجرای سیسمونی‌های نیویورک!
خبرهای دست اول از منبع موثق حاکی است که در آستانه سفر حسن روحانی و شرکا به نیویورک از طرفی همسر و عروس احمدی نژاد پیغام داده اند که اگر می‌شود ما هم یک تُک پا بیاییم نیویورک برای این که سفر قبلی سیسمونی خریده بودیم و آقاهه فروشنده که نمی‌دانست ما این طور از عرش به فرش می‌رسیم گفته بود اگر کوچک یا بزرگ بود در سفر بعدی بیاورید تعویض کنید!
از طرفی جواد ظریف استرس گرفته است که اگر رفتیم آمریکا و همکلاسی‌های سابق که الان هر کدام برای خودشان وزیر و وکیل شدند و در زیر دامن صهیونیست‌ها فعالیت می‌کنند یک دفعه ما را ببینند و جلوی دوربین‌های تلویزیونی بیایند برای دست دادن و ماچ و بوسه من چه خاکی تو سرم بریزم!
البته گفته شده که خاتمی تجارب با ارزش خود از راه در رو‌های منتهی به مستراح‌های سازمان ملل را به خوبی در اختیار جواد ظریف گذاشته و تا حدی خیال دولت از این بابت راحت شده است.

بالاخره مدیر بیزاکودیل بود یا گوبلای خان!
تمام حاشیه‌های انتخاب باقر قالیباف به شهردار تهران و گیس کشی اصلاح طلبان از الهه خانم راستگو یک طرف این رفقای ما در فیس بوک و سایت‌های اصلاح طلب یک طرف!
خیلی از این‌ها که امروز کم مانده است بروند در خیابان بهشت و الهه خانم را بمالونند به هم و دنبال آدرس مدرسه بچه الهه خانم می‌گردند تا بدزدند و انتقام رای ندادن به محسن هاشمی را بگیرند همین یکی دو ماه پیش در  زمان انتخابات بعد از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی جفت پا رفته بودند در یک کفش که بهترین انتخاب در شرایط فعلی قالیباف است چرا که مردم از سیاسی بازی خسته شده‌اند و عارف و روحانی دنبال سیاسی بازی هستند و ما مدیر کارکن (با بیزاکودیل اشتباه نشود!)
بعد هم یک لیستی از تمام ایستگاه‌های مترو و BRT از جعفر آباد تا جوانمرد قصاب را ردیف کرده بودند که ببینید قالیباف چه قدر در تهران کار کرده است!
حالا طرف دوباره شهردار شده است این علما چنان بر سر و سینه می‌زنند و نسبت به عواقب شهردار نشدن محسن هاشمی هشدار می‌دهند که انگار گوبلای خان شهرداری تهران را تصرف کرده است و از فرداست که با موتور هزار بیفتند تو خیابان دنبال مردم و با چماق شل و پل کند!

اسفندیارتان بهار چهار سال دیگر می‌آید!
یک خبری هم با نهایت تاثر و تاسف خدمتتان عرض کنم فقط امیدوارم فحش را به ما نکشید و آستانه تحملتان را به حد اعتدال حسن کلید ساز برسانید!
خبر این که قاسم روانبخش یکی از نزدیکان محمدتقی تمساح یزدی گفته که «به نظر‌ می‌رسد برنامه احمدی‌نژاد، شرکت در انتخابات چهار سال آینده ریاست‌جمهوری است.»
روانبخش گفته که «احمدی‌نژاد می‌تواند با چراغ خاموش به حیات سیاسی خود ادامه دهد و خود را برای انتخابات آینده آماده کند.»
فرض کنید دوباره احمدی‌نژاد با آن لبخند ژوکوند بیاید و بگوید: چند سال منتظر من بودید؟ یک سال؟ دو سال؟ چهار سال؟ خلاصه که این مموتی سریش تر از این حرفهاست و تا «بهار» وعده داده خود را نکند در حلق ما ول کن معامله نیست!