۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

اعدام ۴۰ زندانی، تنها در دو هفته

سال جدید میلادی برای ایران با موج اعدام شروع شد

عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای درباره اعدام ۴۰ تن در دو هفته نخست سال ۲۰۱۴، می‌گوید که تغییر چهره حکومت ایران با وجود این اعدام‌ها، کاری عبث است.
عفو بین‌الملل اعلام کرده که حکومت ایران در دو هفته نخست سال جدید میلادی، دست‌کم ۴۰ تن را اعدام کرده که ۳۳ مورد آن تنها در یک هفته صورت گرفته است.
معاون مدیریت بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل این میزان اعدام را هشدار دهنده خواند. حسیبه حاج صحراوی عقیده دارد که تلاش حکومت ایران برای بهبود چهره جهانی‌اش با وجود چنین اعدام‌هایی، امری بی‌معنی خواهد بود. وی هم‌چنین بار دیگر با اشاره به عدم تاثیر مجازات اعدام بر کاهش جرم، از ایران خواست تا اجرای این مجازات را متوقف کند.
در بیانیه عفو بین‌الملل آمده است که ۲۱ مورد اعدام توسط مقام‌های جمهوری اسلامی در مدت زمان مذکور تایید شده و گزارش ۱۹ مورد دیگر، از «منابع موثق» به این سازمان مدافع حقوق بشر رسیده است.
این بیانیه با اشاره به جرایم اعدام‌شدگان، درصد بالایی از آنان را در رابطه با پرونده‌های مواد مخدر دانسته و گفت که سرنوشت این متهمان در دادگاه‌های انقلاب اسلامی و توسط دادرسی‌هایی که با استانداردهای جهانی فاصله بسیاری دارند، تعیین می‌شود.
مرکز اسناد حقوق بشر ایران (IHRDC) نیز لیستی از اعدام‌شدگان بین روزهای پنجم تا پانزدهم ژانویه را منتشر کردهکه بر طبق آن، اعدام‌هایی در زندان‌های شاهرود، کرج، ساری، قزوین، مشهد و شیراز صورت گرفته است. این مرکز ۶۲۴ مورد اعدام را نیز در سال ۲۰۱۳ میلادی گزارش کرده بود.
سازمان‌های مدافع حقوق بشر پیش‌تر نیز هشدار داده بودند که علیرغم وعده‌های دولت روحانی برای بهبود اوضاع ایران، در زمینه حقوق بشر گشایش چندانی صورت نگرفته و سرکوب فعالین عرصه اطلاع‌رسانی را در کنار ادامه اعمال مجازات اعدام در سطحی وسیع، نشانه‌ی آن خوانده بودند.
ایران بعد از چین بالاترین میزان اعدام در جهان را به خود اختصاص داده و با توجه به مقایسه جمعیت بین دو کشور، حکومت ایران رکورددار بالاترین آمار سرانه اعدام در جهان است.

۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه

عفو بین‌الملل از افزایش فوق‌العاده اعدام در ایران خبر داد

سازمان عفو بین‌الملل از افزایش فوق‌العاده شمار اعدام‌ها از شروع سال جدید میلادی تا کنون در ایران خبر داده است. این سازمان می‌گوید که از شروع سال جاری میلادی تا به حال ۴۰ نفر در ایران اعدام‌شده‌اند.
سازمان عفو بین‌الملل روز جمعه (۱۷ ژانویه/ ۲۷ دی) در لندن اعلام کرد، تنها در هفته گذشته ۳۳ اعدام در ایران صورت گرفته است.
این سازمان حقوق بشری می‌گوید، از شروع سال میلادی جاری (ا ژانویه ۲۰۱۴/ ۱۱ دی ۱۳۹۲) تا به‌حال ۴۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند.
"مجازات اعدام نقض حق زندگی است"
حسیبه صحراوی، نایب‌رئيس امور خاورمیانه و شمال آفریقا در "سازمان عفو بین‌الملل" گفت: «افزایش جهشی شمار اعدام‌ها در سال جدید هشداردهنده است.»
صحراوی مجازات اعدام را نقض حق زندگی بشر، غیرانسانی و تحقیرکننده خواند. او از دولت ایران خواست، این مجازات را از میان بردارد. به گفته وی، تجربه نشان داده است که مجازات اعدام هیچ‌‌گونه تأثیر بازدارنده‌ای بر جرایم تبهکارانه نداشته است.
عفو بین‌الملل می‌گوید، از ابتدای سال میلادی جدید انجام ۲۱ مورد از ۴۰ مورد اعدام را منابع دولتی ایران تأیید کرده‌اند. ۱۹ مورد دیگر هم توسط منابع موثق گزارش شده‌اند.
به گفته این سازمان، تنها ظرف یک هفته بعد از ۹ ژانویه شمار اعدام‌هایی که توسط منابع رسمی جمهوری اسلامی تأیید شد از مجموع اعدام‌های ژانویه ۲۰۱۳ پیشی گرفت.
بیشتر احکام اعدام‌ها در ارتباط با جرایم مربوط به مواد مخدر صادر شده است.
خبرگزاری آلمان می‌نویسد، ایران کوشش می‌کند با این نوع سختگیری‌ها جلوی قاچاق مواد مخدر را که اغلب از طریق افغانستان صورت می‌گیرد، بگیرد.
سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید، بسیاری از احکام اعدام پشت درهای بسته توسط دادگاه‌های انقلاب صادر می‌شود.

۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

کسی در دستگاه قضا نگران تجاوز به زندانی نیست

سلسله یادداشت‌های بررسی مشکلات زندان در ایران

ادعا شده است که سه چیز را هیچ دولتی نمی‌تواند از زندان‌هایش بزداید که یکی از آن‌ها لواط است...قضاتی که برای رفع تکلیف، متهمین را بدون دلایل قوی و ضرورت به زندان می‌فرستند، در تسهیل تجاوز به زندانیان نقش دارند.

در یادداشت قبلی نگاهی کلی داشتیم به موضوع تجاوز در زندان‌های ایران. در این یادداشت وارد جزییات بیشتری در رابطه با این موضوع می‌شویم. تلاش می‌کنیم تا به چهار پرسش از ده پرسش یادداشت قبل پاسخی مفصل‌تر بدهیم. این چهار پرسش عبارتند از:
    •    آیا تجاوز به زندانیان و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های ایران وجود دارد؟
    •    آیا تجاوز و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های سایر کشورها هم وجود دارد؟
    •    آیا حکومت یا دستگاه قضایی دستور این تجاوزات و رفتارها را صادر می‌کند؟
    •    آیا ماموران دستگاه قضایی و زندان‌ها در تسهیل وقوع این رفتارها نقش دارند؟
   
رفتارهای جنسی مجرمانه و تجاوز به زندانیان به عنوان شدیدترین نوع آن قطعا در زندان‌های ایران وجود دارد و اتفاق می‌افتد. مستندسازی این ادعا هرچند مشکل است اما محال نیست. برای اثبات آن راه‌های مختلفی وجود دارد که یکی از آن‌ها تحقیقات میدانی و مصاحبه‌های حضوری با افرادی است که زندان را تجربه کرده‌اند. راه بهتر می‌تواند ایجاد امکان دسترسی به دفاتری باشد که تخلفات زندانیان در آن ثبت می‌شود. اگر مسوولین قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی ایران اجازه دسترسی خبرنگاران حقوقی و اجتماعی به این دفاتر را صادر نمایند، به راحتی می‌توان شیوع تجاوز در زندان‌های ایران را برآورد کرد. اما تا آن زمان راهی جز استناد به تواتر روایات در این زمینه برای اثبات این پدیده وجود ندارد.
دلایل وجود این رفتارها بسیار متنوع است و طیف وسیعی از عوامل را شامل می‌شود. تعداد افرادی که به هر دلیل به موازین اخلاقی پایبند نیستند در زندان بیشتر از هر اجتماع دیگری است. بسیاری از زندانیان اصولا به دلیل عدم پایبندی به این موازین مرتکب جرم شده و روانه زندان شده‌اند. عدم دسترسی به راه‌های مشروع و اخلاقی ارضای غریزه جنسی نیز از مهم‌ترین دلایل رواج تجاوز در زندان است. با این حال تعدادی از زندانیان نیز به تجاوز به عنوان تفریح و سرگرمی روزانه خود می‌نگرند. ابتلای برخی از زندانیان به بیماری‌های روانی مرتبط با رفتارهای جنسی نیز از دیگر دلایل وقوع تجاوز در زندان‌ها است.
روابط جنسی غیراخلاقی را بسیاری هم‌زاد زندان دانسته‌اند. ادعا شده است که سه چیز را هیچ دولتی نمی‌تواند از زندان‌هایش بزداید که یکی از آن‌ها لواط است. شاید دلیل این ادعا رایج بودن این رفتارها در زندان‌های بسیاری از کشورها است. در همین آمریکا نیز چنین معضلی در زندان‌ها وجود دارد و حتی در رابطه با آن فیلم‌هایی نیز ساخته شده است. با این حال وجود یک پدیده شوم دلیلی بر تحمل آن نیست. خطر تجاوز به زندانی نیز نباید در بازدارنگی مجازات زندان نقشی داشته باشد. متاسفانه برخی چنین استدلال می‌کنند که زندان هتل نیست. قرار هم نیست به مجرمین با فرستادن آن‌ها به زندان غذا و محل خواب مجانی بدهیم. این عده خشونت فضای زندان و رعب‌آور بودن آن را یکی از مهم‌ترین عوامل ترس مردم از عبور از خط قرمزهای قانونی می‌دانند. مسوولین قوه قضاییه ایران هم‌واره چنین نگرشی به زندان را نفی می‌کنند و بر کارکرد اصلاحی و بازپروری زندان‌های ایران تاکید. اما من بارها از قضات ایرانی شنیده‌ام که معتقد بودند یک شب در زندان بودن باعث می‌شود که خیلی‌ها مسیر زندگی خود را اصلاح نمایند و برای همیشه دور جرم و تخلف را خط بکشند!
مشاهدات من در دوران وکالت در ایران، نظریه صدور دستور تجاوز به زندانیان از طرف مقامات رسمی حکومت را نفی می‌کند. البته استقرا نمی‌تواند روشی علمی برای صدور حکمی کلی باشد اما می‌توان ادعا نمود که حداقل در رابطه با بازداشتی‌های غیرسیاسی و غیرامنیتی چنین روی‌کردی در حکومت ایران وجود ندارد.
نوع برخورد مسوولین حکومتی با معضل تجاوز در زندان‌ها آنان را به شدت در موضع اتهام تسهیل این رفتارها قرار می‌دهد. سو مدیریت در زندان‌های ایران بیداد می‌کند. بی بهره بودن اکثر مسوولین زندان‌ها از علوم زندانبانی یکی از مهم‌ترین عوامل این سو مدیریت است. صرف نظر از مافیایی که در اداره زندان‌ها در ایران نقش دارد، عدم تخصص مسوولین زندان‌ها و زندان‌بانان در رابطه با علم زندانبانی وقوع انواع تخلفات در زندان‌ها را تسهیل می‌کند. اداره جمعیت کیفری سرسام آوری که در زندان‌های ایران نگهداری می‌شوند، نیاز به تخصص‌هایی ویژه دارد که زندان‌بانان ایران از آن بی‌بهره‌اند. سلامت جسمی و روحی زندانیان برای دستگاه قضایی ایران اهمیتی ندارد. سخن گفتن از بازپروری و آماده کردن مجرمین برای بازگرداندن آن‌ها به جامعه نیز طنزی تلخ است.
کنج‌های دیوار در زندان‌های ایران خرید و فروش می‌شود چون در آن گوشه نشسته خوابیدن احتمال تجاوز به زندانی را کاهش می‌دهد. دستشویی‌های زندان در ساعات خاموشی به قیمت گزافی اجاره داده می‌شود چون مکان امن‌تری برای در امان ماندن از تجاوز به حساب می‌آید. کیسه‌های فریزر پر از آب جوش به روی زندانیانی ریخته می‌شود که حاضر نباشند بی‌سر و صدا به تجاوز تن دهند. من این‌ها را از زندان‌های ایران می‌دانم. مسوولین هم بهتر و بیشتر از من می‌دانند. بی‌تفاوتی آن‌ها دلیلی جز بی‌اهمیت بودن سلامت جسمی و روحی زندانیان ندارد.
در دستگاه قضایی ایران هیچ کس نگران بلایی نیست که ممکن است زندان بر سر متهم بیاورد. مجرم که البته از نظر این حضرات مستحق تحمل رفتارهای غیرانسانی است. موکلانی داشته‌ام که پس از چند وقت بازداشت آزاد شده‌اند و در دادگاه نیز از تمام اتهامات تبرئه شده‌اند اما زخم‌های دوران زندان را تا آخر عمر به همراه خواهند داشت. بارها از قضات خواسته‌ام که از اعزام موکلان جوان به زندان خودداری نمایند. قضات باوجدانی را دیده‌ام که متوجه عواقب این کار بوده‌اند و شرف و وجدان خود را به تحکیم موقعیت‌شان نفروختند. جماعت دیگری هم بر خلاف ایشان رفتار کردند. تمام قضاتی که برای رفع تکلیف قانونی خود متهمین را بدون دلایل قوی و ضرورت به زندان می‌فرستند، در تسهیل تجاوز به زندانیان نقش دارند.
مسوولین زندان و زندانبانان اما بیشتر از قاضیان می‌دانند که در زندان‌های ایران چه می‌گذرد. این افراد با بی مسوولیتی و بی‌تفاوتی در برابر سلامت جسمی و روحی بازداشت شدگان، آن‌ها را در دسترس متجاوزین و بیماران روانی مبتلا به امراض جنسی قرار می‌دهند. قاعده کار از نظر آنان روشن است. اگر این جوانک پول و سرمایه‌ای داشته باشد، می‌تواند درهمی بدهد و خود را وارهاند اما اگر نداشت زندان خانه خاله نیست و باید ادب شود تا دیگر خلاف نکند.
در یادداشت بعدی به زوایای دیگری از تجاوز در زندان‌های ایران خواهیم پرداخت بویژه مسوولیت مقامات حکومتی در برابر تجاوز به زندانیان.

۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

افزایش ۴۱‌ درصدی هزینه درمان در ایران در یک سال

هزینه‌های بهداشت و درمان خانواده‌ها در ایران نسبت به سال گذشته بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است. این هزینه‌ها در مورد بیماری‌هایی خاص بسیار بالاتر است. سهم خانوار‌ها در تامین هزینه‌های درمانی به بیش از ۷۰‌درصد رسیده است.
رسانه‌های ایران به نقل از علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نوشته‌اند که هزینه بهداشت و درمان خانوارها در ایران که تا پیش از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و حذف یارانه‌ی دارو حداکثر سالانه ۲۵‌درصد افزایش یافته بود، در مهر ماه امسال نسبت به مهر سال گذشته ۴۱‌ درصد رشد داشته است.

براساس اظهارات علی ربیعی، سهم خانوار‌ها در تامین هزینه‌های درمانی به بیش از ۷۰‌درصد رسیده است، حال آنکه در فاصله سال‌های ۸۳ تا ۹۰ کمتر از ۳۴ درصد رشد داشت.

وزیر تعاون گفته است: «اجرای سیاست توزیعی که با هدف افزایش رضایت کوتاه‌مدت مردم صورت گرفته، در عمل موفق نبوده به‌طوری که حتی نتوانسته رفاه مردم را تا پایان دوره کاری دولت قبل، افزایش دهد. یعنی رفاه وعده داده‌شده از طریق توزیع یارانه نقدی به‌خاطر سیاستگذاری نادرست دولت حتی نتوانسته رضایت کوتاه‌مدت و چهارساله مردم را فراهم کند.»
دارو در ایران در یک سال گذشته بین ۴۰ تا ۹۰ درصد گران شده است
دارو در ایران در یک سال گذشته بین ۴۰ تا ۹۰ درصد گران شده است
روزنامه "شرق" روز چهارشنبه (۲۵ دی/۱۵ ژانویه) در گزارشی در این باره نوشت که اگرچه وزیر تعاون از رشد ۴۱‌درصدی هزینه‌های درمان یک‌ساله خبر می‌دهد اما در این بخش نیز مانند سایر زیربخش‌های اقتصادی، آمار متقن و قابل اعتمادی وجود ندارد و اعداد اعلام‌شده از سوی دو دستگاه آمار‌دهنده، یعنی مرکز آمار ایران و بانک‌مرکزی، اختلافی ۴۸‌درصدی دارد.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی، مجموع افزایش هزینه درمان طی سال‌های ۸۴ تا ۹۰، حدود ۱۴۵ درصد اعلام شده اما طبق گزارش‌های مرکز آمار، رشد این هزینه‌ها در مدت مورد اشاره کمی بیش از ۹۷ درصد بوده است.

"شرق" نوشته است که فارغ از آمارهای اعلام‌شده از سوی نهادهای رسمی، تحلیلگران نیز اعداد دیگری را عنوان می‌کنند که نشانگر رشدی به مراتب بیش از ارقام دستگاه‌های دولتی است. به اعتقاد کار‌شناسان، هزینه درمان در بخش بیماران خاص نیز به‌دلیل نبود حمایت‌های مالی دولت رشد ‌فزاینده‌ای داشته است
.

تاثیر قیمت ارز و هدفمندی یارانه‌ها

"شرق" در گزارش خود درباره علت افزایش هزینه درمان در ایران نظر دو کارشناس را جویا شده است. به اعتقاد عباس شاکری، کار‌شناس اقتصادی، دلیل اصلی بالا رفتن هزینه‌های درمانی در سال‌های اخیر، افزایش قیمت ارز در این سال‌ها و سوءمدیریت در حوزه بهداشت و درمان است.

این کارشناس می‌گوید که در دولت گذشته، عدم شفافیت در تخصیص منابع به حوزه درمان و دارو و بهانه‌کردن تحریم‌ها باعث شد مراکز درمانی و شرکت‌های واردکننده دارو به افزایش بی‌رویه درآمد دست بزنند تا جایی که به‌عنوان مثال هزینه "ام‌آرآی" بدون دلیل موجه تا هفت‌برابر افزایش یافت، در حالی که ارز تقریبا سه‌برابر شده بود.

از سوی دیگر تورم موجود در کشور که تا نزدیک به ۴۰‌درصد رسید هم دلیلی شد برای اینکه مراکز درمانی قیمت‌های خدمات خود را افزایش دهند. آقای شاکری می‌گوید که این اقدام‌های غیراصولی همراه با عدم نظارت صحیح دولت، باعث افزایش چشمگیر هزینه‌های درمانی شد.

همچنین حسین راغفر، کار‌شناس اقتصادی، به "شرق" می‌گوید که یکی از هدف‌های اصلی نقدی‌کردن یارانه‌ها یا‌‌ همان هدفمندی یارانه‌ها که رئیس دولت قبلی روی آن تاکیدی خاص داشت، نگاه ویژه به اصلاح وضعیت درمانی مردم و همچنین کاهش هزینه‌های درمانی با کمک به اقشار ضعیف جامعه بود. به گفته راغفر، با آمار اعلام‌شده توسط وزیر کار می‌توان به جرات گفت که هدفمندکردن یارانه‌ها نه‌تنها کمکی در این زمینه به خانواده‌ها نکرد که باعث بالارفتن هزینه‌های درمانی شد.

آقای راغفر درعین‌حال می‌افزاید باید دقت کرد که آمار اعلام‌شده یک آمار حداقلی است که توسط نهادهای آمارگیری اعلام شده و هزینه‌های درمانی در سال‌های اخیر به‌مراتب بیشتر از این افزایش یافته است.

به نظر این کارشناس، به دلیل عدم سرمایه‌گذاری در بخش زیرساخت‌های درمانی، مردم مجبور شده‌اند هزینه بیشتری را نسبت به قبل برای درمان متحمل شوند، زیرا بسیاری از بیمارستان‌ها همراه با افزایش قیمت ارز برای تهیه یا تعمیر تجهیزات بیمارستانی مجبور به افزایش هزینه‌های درمانی شده‌اند و دولت هم از تامین ارز مورد نیاز آن‌ها سر باز زده که نتیجه آن فشاری بر دوش مردم شده است

.

۱۳۹۲ دی ۲۴, سه‌شنبه

دستگیری یک ایرانی آمریکایی به اتهام ارسال اطلاعات نظامی به ایران

یک ایرانی آمریکایی که قصد داشته اطلاعات مربوط به یک هواپیمای جنگی را به ایران ارسال کند در فرودگاه نیوجرسی دستگیر شده است. این فرد قبلا نیز قصد ارسال مدارک مشابهی را از طریق پست به مقصد همدان داشته است.
"مظفر خزاعی"، ایرانی آمریکایی ۵۹ ساله، روز نهم ژانویه، ۱۹ دی ماه توسط پلیس فدرال آمریکا در فرودگاه بین‌المللی لیبرتی نیوآرک ایالت نیوجرسی دستگیر شد. او قصد سوار شدن به هواپیمایی به مقصد فرانکفورت را داشت، اما مقصد نهایی وی تهران بود.

مظفر خزاعی متهم است که قصد داشته اطلاعات مربوط به قطعات یک جت جنگی در ارتش آمریکا را به ایران ارسال کند. وی همچنین متهم است که قبلا قصد ارسال مدارک مشابهی به ایران را از طریق بسته پستی داشته است.


تعقیب دو ماهه

به گزارش دادستانی فدرال آمریکا، ماموران فدرال آقای خزاعی را از ماه نوامبر تحت نظر داشتند؛ زمانی که قصد داشت بسته‌ای را به مقصد همدان در ایران ارسال کند. این بسته شامل ۴۴ جعبه بوده که روی آن نوشته شده بوده: "لوازم خانگی". اما ماموران پلیس فدرال در این جعبه‌ها هزاران صفحه مدرک پیدا می‌کنند که حاوی اطلاعاتی برای ساخت موتور هواپیمای جت F35 بوده است.



آقای خزاعی احتمالا این مدارک را از شرکتی که قبلا در آن کار می‌کرده به دست آورده بوده است. این شرکت که "پرات اند ویتنی" نام دارد یک پیمانکار نظامی تولیدکننده موتورهای جت، موشک و موتورهایی برای توربین‌های گازی است. همچنین موتور برخی جت‌های جنگی پیشرفته از جمله F35 و F16 را نیز تولید می‌کند.

نام این شرکت در اطلاعیه دادستانی فدرال آمریکا نیامده، اما برخی رسانه‌های آمریکایی نام آن را منتشر کرده و نوشته‌اند که مدیران این شرکت اعلام کرده‌اند با مقامات فدرال آمریکا در مورد همکار سابق خود همکاری می‌کنند.

در صورت اثبات اتهامات مظفر خزاعی، مجازاتی تا ۱۰ سال حبس و ۲۵۰ هزار دلار جریمه نقدی در انتظار او خواهد بود.

۱۳۹۲ دی ۲۳, دوشنبه

با چهره نازیبا و حیله گری های حدادعادل کارچاق کن رژیم بیشتر آشنا شوید

شکر خوردن و درافشانی حداد عادل

آقای حداد عادل پادو درگاه ولایت، شکر افشانی فرمودند: “مردم از مغازه هایی که درسردر خود از واژه های بیگانه استفاده می کنند، خرید نکنند امام زمان ناراحت می شود”!!. به راستی وقاحت و بی شرمی تا به کجا! و هرزگی و پستی تا چه اندازه؟!. این آقا و افرادی مانند او که رژیم جهنمی اسلامی را ساخته اند، آنچنان با گستاخی و فرومایگی سخن می گویند که گویا ملت ایران یک مشت خر و گاوند وبه این مزخرفات و یاوه گویی ها توجهی دارند. امثال حداد عادل ها، که تعدادشان هم کم نیست و نمونه آن احمدی نژاد رئیس به اصطلاح جمهور دلقک و مالیخولیایی رژیم بود، آنچنان از سکوت و بی اعتنایی مردم سوء استفاده کرده و می کنند که شنیدن آن ها حتی برای کودکان نیز مسخره و خجالت آور است.
به راستی چه اندازه وقاحت و گستاخی می خواهد مردی که ادعا می کند تحصیلات  و تدریس در رشته فیزیک دارد بخواهد این گونه اراجیف و مزخرفاتی را تنها برای چاپلوسی آخوند و مزدوری خود بیان کند.

سنجش و ارزیابی این گفتار

این گفتار با هر منطقی که بررسی شود، کودکانه است. زیرا، مردم در خرید خود آزادند و کاری هم به تابلو و نوشته بالای سر در مغازه ها ندارند.وقتی شما در ژاپن خرید می کنید، نام و نوشته ها ژاپنی است. اگر هم در اسرائیل باشید، نوشته ها و مفهوم آن عبری است. در ایران نیز مغازه دار بر اساس ذوق و سلیقه خود نامی را بر می گزیند و برای جلب مشتری بیشتر، ممکن است به دو یا چند زبان نیز بنیوسد. اینها آزادی در کسب و کار، و نخستین گام در راه آزادی انسان است.
نکته دیگر، بودن، ظهور، خشنودی، و یا ناراحتی امام زمان همگی از ترفند ها و کلاهبرداری آخوند بوده، که ملت ایران را احمق و نادان گیر آورده است. نخست این که بودن امام زمان با هر منطق و استدلالی دروغ و امکان ناپذیر است، و دیگر این که امام زمان بنا به تعریف و منطق آخوند یک تازی است که کمترین وجه مشترک و نزدیکی به فرهنگ و تاریخ ایرانی ندارد. امام زمان آش رشته پخته شده به دست آخوند است، بنابراین، برای ملت ایران از زهر مار کشنده تر، ولی در حلقوم آخوند تازی نژاد ضد ایرانی حلوا و شیرین است. از این روی، ملت خردمند و فهمیده ایران، هرگز برای این یاوه گویی ها تره خورد نمی کند.
پس از آن که نوکران ولایت فقیه از دیوار سفارت انگلیس بالا رفتند و اموال دولت انگلیس را غارت نمودند، آقای حداد عادل به عنوان دلجویی سفرهایی به انگلستان نموده

علم و دانش چه می گوید؟

مطالعات دانش و تکنولوژی نشان می دهد که همه هستی ها اعم از زمین و کهکشان ها بر اساس قوانین فیزیک و ریاضی بنا شده و آنها در حال چرخش و یا انجام واکنش های دیگری هستند. از این روی، عنوان این که یک تازی بیش از هزار سال است در چاهی به سر می برد و با اندک حرکت و جنبش ایرانی ها چهره در هم فرو برده، قهر و غضب می کند و آماده برای بیرون از آمدن چاه نیست، و دهها جفنگ و گفتار چندش آور دیگر، همگی از دیدگاه دانش و علوم مردود شناخته شده و کمترین ارزش اندیشیدن و حتی شنیدن ندارد. دانش کنونی وجود خالق و آفریننده ای بنام الله و یا خدا را مردود می داند و اینگونه بحث ها را افسانه و داستان گویی برای کودکان می داند. حال، چه برسد به یک تازی در ته چاه که کمترین ارتباطی به فرهنگ و درک وشعور واقعی ما ایرانیان ندارد.

چرا حداد عادل این چنین یاوه سرایی می کند؟

آخوندها که در گذشته در سایه حرکت می کردند و دم به تله نداده بودند، چهره دروغین و حیله گرانه خود را تا پیش از انقلاب، از دید مردم دور نگاه داشتند. تا آن که دری به تخته خورد و ملت ناآگاه و آخوند نشناس، این گروه متجاوز هرجایی را بر مسند قدرت سوار کرد. حال، پس از گذشت ۳۵ سال از ظلم و بیدادگری این گروه فاسد ضد بشری، بیشتر مردم کشورمان آنان را شناخته اند، و دیگر حنای آنان رنگی ندارد که بر روی مردم اثر داشته باشد. علت سکوت مردم نیز سخنرانی و روضه خوانی و چرند بافی آنان و یا طفیله هایی چون حداد عادل نیست. بلکه ظلم بیکران، قساوت قلب و درنده خویی این گروه جنایتکار است.
به راستی وقاحت و بی شرمی هم اندازه ای دارد. این بابا که از گذشته تا کنون مزدور و منیجک بارگاه خلافت علی خامنه ای بوده، برای گذشته سیاه و تاریک و ۳۵ سال خیانت و دزدی های خود به مردم و کشور، ناچار به ژاژخواهی و مزخرف گویی است. گفتار نکوهیده و زشتی که موجب کراهت و بیزاری هرشنونده است. اگر این بابا کمترین اطلاعاتی از فیزیک داشت می دانست که علم فیزیک وجود الله و یا خدای افسانه ای را نیز زیر سؤال قرار می دهد تا چه رسد به وجود موجود یک تازی بنام امام زمان در چاه برای بیش از هزارسال.
از خامنه ای جلاد بزرگ گرفته، تا ۵ فرزند جنایتکار و غارتگرش تا آخوندهای ریز و درشت، بسیجی، نمایندگان طویله ولایتی و بسیجی همگی در این جنایت ها، دزدی ها، و جور وستم به مردم شریک و مجرمند. بنا به گفته ای: ” گرحکم شود که مست گیرند، هرآن که هست در شهر گیرند’.
برای آشنایی بیشتر خوانندگان، فهرست دزدی های حداد عادل و داماد جنایتکارش مجتبی خامنه ای در این جا یادآور می شود:

الف- دزدی های حداد عادل

تا آن جا که اطلاعات به دست ما رسیده حداد عادل که ناراحت دلتنگی و ناراحتی امام زمان به دلیل دیدن نام های خارجی روی سر در مغازه ها است، آیا با این دزدی ها و غارتگری هایی که خود و داماد جنایتکارش مجتبی انجام داده اند، امام زمانشان در ته چاه آرامش دارد؟ بر پدر آدم حقه باز و دروغگو نفرین و لعنت باد.
‎غلامعلی حدادعادل (Canada C$ 220 million, Virgin Islands $365 million, Panama110 million Euros, Hong Kong $ 252 million)

ب- دزدی های مجتبی خامنه ای

بخشی از دزدی های مجتبی خامنه ای فرزند جنایتکار خامنه ای و داماد غلامعلی حداد عادل از اینگونه است:
‏‎مجتبی خامنه ای (England ? 1.14 billion (2 accounts frozen since 2009), Germany 2.12 billion Euros (4 accounts), Qatar $400 million, S. Africa 950 million Euros (2 accounts), UBS/Micheloud & Cie/Credit Suisse 12 accounts adding to 3.85 billion Euros, Liechtenstein $ 2.8 billion, S. Africa $620 million, Shanghai $4.1 billion, UAE: $ 700 million, Malaysia A$670 millions)
دیدیم که پدر زن و داماد و همه اجدادشان دزد و چپاولگر و قاتلند و کشوری را غارت کرده و مردم را خاکستر نشین نمودند.
پدر دزد، پدرز دزد، و داماد قاتل و دزد، تصور کنید توله های این جانوران چه حیوانات درنده ای خواهند بود.

از آنچه گذشت:

حداد عادل مانند مزدوران و چاپلوسان دیگر رژیم، که ۳۵ سال با ترفند و حیله گری، خود را انقلابی نشان دادند و به غارت و چپاول کشور پرداخته اند، هرکدام دارای کارنامه سیاه و تاریکی از زندگی در گذشته و حال هستند که با هر تلاش و یاوه گویی از چرکی و آلودگی، بیرون نمی آید. اظهارات مسخره این بابا که به نرخ روز نان می خورد و تهوع و استفراغ آخوند را نشخوار می کند، او را همچنان در زمره چاپلوسان و مزدوران ولایت فقیه قرار داده است.
آقای حداد عادل باید از گفتار خود خجالت بکشد و شرمنده باشد. کسی که ادعا می کند دوران لیسانس و فوق لیسانس فیزیک را طی کرده و سال ها در دانشگاه تدریس نموده است، اگر اندکی سواد و پایه فیزیک داشته باشد به خوبی می داند که اینگونه سخنرانی ها، کمترین جنبه علمی و حقیقت ندارد و تنها خوراک و منافع مزدوری و چاپلوسی ایشان است. علم و دانش و خردگرایی هنوز جایی برای الله و خدای افسانه ای پیدانکرده تا چه رسد به یک تازی که ادعا می کنند بیش از هزار سال است در ته چاه نشسته و می خود ظهور کند و جهان را به خون و آتش کشاند.

نکته پایانی:

شوربختانه، رژیم بی محتوا و سراپا دروغ و کلک اسلامی، در این ۳۵ سال به هر کس و ناکسی یک مدرک فوق لیسانس و دکترا داده تا به خیال خود ارزش علم و دانش را پایین بیاورد. غافل آز آنکه مدرک گرایی افراد رژیم و وابستگان آنها چه در ایران، و یا در کشورهای دیگر فاقد هرگونه ارزش و بار فرهنگی است. این را ملت ایران می داند و در فردای آزاد ایران، آنچه را از ملت و کشور دزدیده اند، از حلقومشان بیرون خواهند آورد تا نسل های آینده از تقلب، جنایت، و مزدوری بر کنار بمانند. و مدرک های تقلبی و باد آورده اشان از روحانی گرفته، تا حداد عادل، و جناب دکتر احمدی نژاد در حلقشان فرو خواهد نمود.

نصرالله به خامنه‌ای: کار خراب شد، فکری کنید

سردار اسماعیل کوثری: حسن نصرالله گفت دیدیم اوضاع خراب و کار تمام است، سراغ مقام معظم رهبری رفتیم. گفتیم فکری به حال سوریه و بشار اسد کنید.

اسماعیل کوثری مسوول کمیته دفاعی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در مصاحبه‌ای که روز دوشنبه ۲۳ دی منتشر شد، گفت: «چند ماه پیش، تیمی از کمیسیون به سوریه و لبنان رفتیم و با بشار اسد و مسوولین سوریه و سپس با سیدحسن نصرالله دیدار داشتیم».
فرمانده پیشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله سپاه ادامه داد: «سیدحسن نصرالله در این جلسه به ما گفت حدود ۹ ماه بعد از شروع حوادث سوریه، دیدیم اوضاع خراب و کار تقریباً تمام است. به همراه تعدادی از مسوولین، خدمت مقام معظم رهبری رفتیم و گفتیم فکری به حال سوریه و بشار اسد کنید. ایشان تمام صحبت‌های ما را گوش دادند و در پایان فرمودند شما اشتباه می‌کنید، بروید  کارتان را انجام دهید، تدبیر و برنامه‌ریزی کنید، هم سوریه می‌ماند و هم بشار اسد.»
کوثری در بخشی دیگر از سخنان خود، بودجه سپاه پاسداران و بسیج را کم دانست و توصیه کرد که به بخش نظامی توجه بیشتری شود. وی افزود: «حضرت امام و مقام معظم رهبری تأکید کردند که اگر به نیروهای مسلح توجه نشود عرض یک ساعت همه چیز از دست می‌رود».
این سردار سپاه از کسانی که «می‌گویند تعداد نیروهای مسلح در ایران زیاد است» گله کرد و گفت: «بودجه دفاعی ایران نصف بودجه دیگر کشورها هم نیست و بهترین بازدهی را دارند. ما شاهدیم همین افراد امنیت، آرامش و انضباط مرزی را در کشور ما رقم زده‌اند. لذا نباید با این دید به موضوع نگاه کنیم اما متأسفانه الان این دید وجود دارد»
کوثری دولت را به بودجه دفاعی کم‌توجه دانست و گفت: «بحث اعتقاد داشتن و نداشتن نیست، بحث خواستن و اراده است. باید اراده باشد تا اهم و فی‌الاهم کنند، ما باید بدانیم حوزه دفاعی باید همیشه خود را آماده نگه دارد برای روز مبادا. حالا اگر در ذهن برخی بیاید که نیروهای مسلح مصرف‌کننده هستند، غلط است».
وی به کارهای اقتصادی نیروهای نظامی اشاره کرد و گفت: «از طرف دیگر سپاه، ارتش و نیروی انتظامی وقتی کارهای عمرانی و بزرگ در کشور انجام می‌دهند، برخی می‌گویند چرا این‌گونه است؟ در حالی که قانون اساسی و فرمانده کل قوا اجازه می‌دهند نیروهای مسلح در زمان صلح به دولت کمک کنند. این در حالی است که وقتی این نهادها فعالیت‌های عمرانی را انجام می‌دهند، پولشان داده نمی‌شود».
وی افزود: «از سوی دیگر وقتی پولی داده می‌شود در همان لحظه تبدیل به سلاح نمی‌شود و طول می‌کشد، لذا با وجود اینکه همه کشورهای اطراف ما هر روز تلفات می‌دهند که همه‌اش زیر سر آمریکا و اسرائیل است، ولی در ایران خبری نیست و امنیت برقرار است و اگر موردی باشد سریعاً با آن برخورد می‌شود. پس این که بگوییم نیروهای مسلح ما مصرف‌کننده هستند، غلط است».
کوثری در بخشی دیگر از اظهارات خود به دستگیری ماجد الماجد و همکاری‌های امنیتی ایران و لبنان اشاره کرد و گفت: «ایران با کسی رودربایستی ندارد». وی عربستان را در قضیه الماجد دخیل دانست و گفت که حکومت این کشور «با پول افراد را در لبنان خریده است».

۱۳۹۲ دی ۱۹, پنجشنبه

جنایتی بس بزرگ در گوشه نشین کردن و به حاشیه راندن زنان ایران



زن و خانواده

هیچ انسان خردمند و با شرفی نیست که رل ارزنده و اهمیت نقش زنان را در خانواده کتمان و حاشا کند. زن، به عنوان همسر، بهترین همکار، یار، و مددکار مرد است. به گفته ای، در پس هر مرد موفق و خوشبخت، زنی خردمند و فهمیده دیده می شود. زنان، در فراز و نشیب زندگی، نه تنها مشاور و همفکر پیشرفت های مرد می باشند، بلکه بهترین مرحم درد و درمان یأس و نا امیدی ها، و شکست مردانند.
زن و شوهر مهربان هرگز نمی توانند بدون یکدیگر آرامش و زندگی درستی داشته باشند. به گفته دیگر، زن و شوهر مهربان مکمل یکدیگرند و با هم می توانند بزرگترین قدرت و نیروی حیات و زندگی را داشته باشند.

زن در اجتماع

زنان با هوش و فراست سرشار، و دقت وتیزهوشی خود، در کارهای اجتماعی نیز نه تنها شریک و همکار مردانند، بلکه در پذیرفتن مسئولیت ها، بسیار کارآسا، و مدیرانی هوشمند و نیک نظرند. در کشورهایی که شعور و خرد حکمفرمایی می کند و جامعه در اختیارانسان نماهای بی خردی مانند آخوند و ملا، و یا دیکتاتورها و زورگویی ارتش و نظامی نیست، زنان آزادانه در پست های گوناگون، و مدیریت اداره جات، و سرپرستی سازمان ها، نهایت شایستگی و خردمندی خود را نشان داده اند.
در کارهای قضاوت و وکالت نیز برخلاف ادعای پوچ و ضد انسانی مسلمان ها که زنان حساسند و نمی توانند عادلانه و از روی دادگری قضاوت کنند، زنان نشان دادند که با دقت و کنجکاوی و شعور بالای خود بر همکاران مرد خود برتری دارند و آنچنان نکته سنج بوده که به اصطلاح موی را از ماست می کشند.

نقش زن، به عنوان مادر

از بزرگترین رل و کارآمدی زن، نقش مادر بودن آنهاست. زنان، با صبر و بردباری کم نظیر، نه ماه کودکی را در شکم خود جا به جا و تحمل می کنند. وزنه ای که بر هیکل بانوان افزوده شده و هرگونه جنبش آنان را دشوار و مشکل می سازد. درد زایمان نیز بلا و مصیبت دیگری است که طبیعت بر نیمی از جامعه تحمیل کرده است.
رل زن، به عنوان نخستین آموزگار کودک، ناگفتنی است. مادر می تواند نوزادان خود را آنچنان آموزش و پرورش دهد که آن کودک بهترین آموزش را از دبستان و دبیرستان را به دست آورده، و آینده ای روشن و درخشان برای خود و جامعه اش داشته باشد. نگارنده در باره آموزش های نخستین مادر در مقاله هایی به تفضیل اشاره کرده است.
مادر هیچگاه از فرزند دلبندش جدا نیست. به گفته ای، مادر با یک دست گهواره کودکش را تکان می دهد، و با دست دیگر جهان را. اینست مقام و منزلت زن به عنوان یک مادر

رژیم اسلامی و اسلام زن ستیز

بر کسی پوشیده نیست که اسلام همواره با زنان سر ناسازگاری داشته است. ظلم و ستم بیکران اسلام در طی ۱۴ سده گذشته در کشور ما شرم آور و ناگفتنی است. آیه های چندی از قرآن همگی حکایت از این کینه توزی و دشمنی دارد. رژیم اسلامی ایران که زائیده و تفاله تازیان متجاوز است، از ۳۵ سال پیش تا کنون، دمی و لحظه ای از زن ستیزی و ظلم بی پایان به نیمی از جمعیت کشورمان کوتاهی نکرده است. گرچه یادآوری این ستم های مدام و پیوسته چندش آور و موجب پریشانی خوانندگان است، ولی شاید جرقه ای در وجدان به خواب رفته اجتماع، به ویژه مردان باشد که سرانجام روزی تصمیم بگیرند دست رژیم را ازاین ظلم و ستم کوتاه کرده، و کشور را به خردمندان واگذار نمایند.
در سال ۱۳۵۷، زنان تهرانی برای اعتراض به پوشش گونی مانند سیه چرده بنام حجاب اسلامی به خیابان ها آمدند و اعتراض کردند ولی زنان دیگر نقاط ایران، و همچنین مردان ایرانی کمترین حمایت و پشتیبانی از خود نشان ندادند. در نتیجه تلاش بیکران بانوان در تهران به جایی نرسید و آخوند بیشرافت توانست لچک سیاه رنگ و نفرت انگیز خود را به زور بر سر نیمی از جمعیت کشورمان کند. آیا این تکروی، خودخواهی، و بی اعتنایی ما نشانه چیست؟، بی خردی ما، رضایت ما؟، ترس ما؟ و یا خودخواهی و تکروی ما؟!.
زن ستیزی رژیم را در این ۳۵ سال گذشته به طور فهرست وار می توان این چنین بیان داشت:

۱- بیرون کردن زنان، از ادارات

هنوز رژیم سرپا نایستاده و عرق آن خشک نشده بود که با یک شبیخون زنی به ادارات، مؤسسات، شرکت ها، و سازمان های دولتی و غیر دولتی، زنان را بیرون کرده، روانه خانه هایشان نمود. چه بسیار زنانی که خود نان آور خانواده بودند و خاکستر نشین شدند. یا به بد راهی کشیده شده، و یا روانی گشتند و یا دست به خودکشی زدند.

سختگیری خانواده ها و فرار دختران

دومین راه سرکوبی زنان و دختران، گسترش ابعاد تعصبات خانوادگی، مردان و جوانان را مانند خروس جنگی به اصطلاح مسخره و جنایت بار حفظ ناموس و حفظ شعائر اسلامی در برابر زنان، و دختران قرار دادن بود که هرکدام از این روشهای نفرت انگیز و دور از انسانی، میان خانواده ها شکاف عمیق روحی و روانی به وجود آورده و آنان را چنان از هم پاشید که بازار جدایی و طلاق، فرار از خانواده، و پناه بردن به مشتی شیاد و کلاهبردار چون آخوند، فالگیر، سر کتاب باز کن و مانند آن را به سرعت رواج داد. تا آنجا که بسیاری از دختران و زنان، در دام سوداگران و دکانداران حقه بازی که بخشی از رژیم بودند، آواره شهر و دیار، و حتی سرزمین خود شدند و در محفل های گوناگون، مورد سودجویی شهوترانان و از خدابی خبران قرار گرفتند.
زنان می توانند در هرکاری خواه سنگین و سبک، یا پیچیده و با تکنولوژی پیشرفته پا به پای مردان و یا به تنهایی به بهترین وجهی انجام دهند. این آخوند جنایتکار و زن ستیز است که زنان را از اجتماع به حاشیه و به درون خانه می راند تا دیده نشوند.

۳- خانه عفاف و صیغه گری

راه دیگر بی اعتبار کردن و به حاشیه راندن زنان، ترویج خانه های عفاف، و رواج صیغه گری و مشروعیت بخشیدن بدانها، و داشتن زنان متعدد بود. هرکدام از این روشها، توانست زنان را سرکوب و بی اعتبار کرده، و آنان را ناخواسته به فساد و گمراهی کشاند. آخوندهای زنباره با تبلیغات زهر آگین خود، صیغه و ازدواج های چند زنه را که هرکدام حکایت از هرجایی و روسپیگری مردان دارد را به شدت زیر پرچم و حمایت دین همچنان رواج می دهند.

۴- محروم کردن دختران از تحصیل همه رشته ها

دختران و زنان جوان که همه راهها را بر روی خود بسته دیدند، با هوش سرشار و پشتکار خستگی ناپذیر خود، در کنکور دانشگاهها شرکت نمودند. تا آنجا که ۶۵٪ میزان قبولی را شامل شدند. این پیروزی شگفت انگیز دختران، رژیم زن ستیز را به جنون و دیوانگی راند. رژیم، مدت ها نقشه کشید که چگونه پای دختران را از دانشگاه کوتاه کند. نخستین عملکرد ضد انسانی آنان، محروم کردن دختران در تحصیل رشته های فنی و مهندسی بود.
عذر بدتر از گناه رژیم ضد بشری آن بود که کار مهندسی و کارهای فنی نیز به نیروی جسمانی قوی دارد که از عهده زنان خارج است. البته ملت همیشه تسلیم ایران که همیشه همه جنایت ها را دیدند و لب برسخن نگشودند، این بار نیز مانند صدها بار گذشته چرند گویی رژیم را پذیرفتند. زیرا می دانیم که کارهای فنی و مهندسی امروزه با ابزار و تکنولوژی پیشرفته نیاز به نیروی بدنی ندارد. بلکه این مغز است که فرمان می دهد. در هرحال، این نقشه شوم رژیم نیز نه تنها اثر روانی شدیدی بر روی دختران ما گذاشت، عملن آنان که قدرت خلاقه و نبوغ ابداء گری در راههای تکنولوژی داشتند، به حاشیه راند و خانه نشین نمود.
مقام شامخ زن در اسلام را ببینید و تماشا کنید. اسلام و رژیم های اسلام زده از زن چه می خواهند؟. آیا سوای کنیزی، بردگی، کلفتی، و به صیغه در آوردن، هدف دیگری دارند؟

۵-سیاست پلید افزایش جمعیت

یکی از سیاست های پلید و ضد انسانی رژیم در جمعیت افزایی کشور به میزان ۱۵۰ میلیون می باشد. آنهم برای کشوری که بیش از ۴۰٪ زیر خط فقر زندگی می کنند، و بیش از ۷ میلیون از جوانان بیکاره و بی هدف، و بی برنامه اند. این تصمیم گیری از چند نظر موجب سرپا ماندن اخوند، سرگردانی و سرگشتگی مردم، و پناه بردن ملتی فقیر و گرسنه و دست به دامان شدن رژیم است. در این جا اثر مخرب و ویرانگری آن که بازهم موجب به حاشیه راندن زنان کشورمان می شود بیان می کنیم. از آن جا که افزایش ۷۵ میلیون دیگر به جمعیت ایران، نیاز به خانه نشینی و در گیر شدن شدن زنان، نیمی از جامعه کشورمان است، رژیم با این روش بازهم دست زنان را در حنا گذاشته و آنان را اسیر چهار دیواری خانه و عضو زائد اجتماع کرده است.
اینهم تبلیغ فاحشه گری اسلامی است. گویا حضرت فاطمه و دیگر پیشوایان تازی پرچمدار این فحشاگری بوده اند!.

۶- کوتاه کردن دوران تحصیل

آخرین ترفند و روش پلید رژیم در به حاشیه راندن زنان و دست و پا گیر کردن آنان در خانه، کوتاه کردن تحصیلات ابتدایی و متوسطه به ده سال، به جای دوازده سال است. هدف رژیم از این ترفند نیز روان کردن و کشاندن آنان به ازدواج اجباری و خانه نشین نمودن است. بدیهی است تا زمانی که ملت ما همچنان در برابر ظلم و ستم بیکران رژیم ساکت و خاموش نشسته اند، وضع هرلحظه بدتر و بدتر خواهد شد و رژیم افسار گسیخته به دنبال هوسرانی و بلند پروازی اش خواهد بود.
دختران و زنان خردباخته مسلمان در صف ثبت نام صیغه در جوار حرم امام رضا ایستاده اند. ممکن است یک زن مسلمان برای ثواب و یا رفع شهوت به صیغه شدن پناه ببرد، ولی همین که در برابر آن با نرخ و تعیین ساعت و روز پول دریافت می کند، راهی را برای کسب درآمد در می یابد که دنباله همان صیغه شدن، روسپیگری خواهد بود.
از آنچه گفته شد:
ظلم و ستم بیکران اسلام و دکانداران دین بر زنان سرزمینمان، برگهای تاریکی از تاریخ کشورمان را تشکیل می دهد. رژیم خودکامه ولایت فقیه از نخستین روز، زن ستیزی و به حاشیه راندن و از اجتماع دور ساختن زنان را آغاز نمود. هرگونه بی حرمتی و ستمگری را بر نیمی از جمعیت کشورمان تحمیل نمود.آنان را تا حد صیغه گری و یا فحشای اسلامی پایین آورد. ازدواج یک مرد با چند زن، نمونه دیگری از بی اعتنایی به ارزش والای مقام زن است.
روبرو قراردادن مردم کله خشک و متعصب با زنان، موجب گسیختگی فامیل، رواج بازار جدایی و طلاق، و فرار دختران از خانه و گرفتار و اسیر آخوندها و مردان فاسد دیگر شدن گردید. فکر مالیخولیایی افزایش جمعیت به میزان ۱۵۰ میلیون آنهم در کشوری فقیر و گرسنه با بیش از ۴۰٪ زیر خط فقر، و بیش از ۷ میلیون جوان بیکار و سرگردان، بازهم به حاشیه راندن و از اجتماع دور ساختن زنان است.
آخرین ترفند رژیم، محروم کردن دختران از تحصیل رشته های فنی و تکنولوژی و کوتاه کردن دوران تحصیل دختران به میزان دو سال، برای زود شوهر دادن و خانه نشین کردن آنان است.
آیا با این روشهای ضد انسانی و زن ستیزی رژیم دیگر وقت آن نرسیده که مردم از خواب بی خیالی و بی تصمیم گیری بیدار شده و از افسارگسیختگی و ظلم بی امان رژیم جلوگیری کنند؟!

نگاهی کلی به تجاوز در زندان‌های ایران

سلسله یادداشت‌های بررسی مشکلات زندان در ایران


آیا تجاوز به زندانیان و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های ایران وجود دارد؟ معمولاً بله...آیا ماموران دستگاه قضائی و زندان‌ها در تسهیل وقوع این رفتارها نقش دارند؟ معمولاً بله...

بخش تحلیل خودنویس: جناب آقای نوری‌زاد مدّتی است که مطالبی را در رابطه با مشاهدات خود از مناطق مختلف ایران منتشر می‌کنند. ایشان در برخی از این مطالب خبر از وقایعی وحشتناک می‌دهند و اذهان عمومی را به شدّت در رابطه با آن وقایع حساس می‌نمایند. البته کار ایشان به عنوان یک روزنامه نگار همین است: حساس کردن شهروندان نسبت به مسائلی که در جامعۀ آن ها وجود دارد.
 اما کار ارزشمند روزنامه‌نگاران شاید تنها نقطه آغاز جریانی باشد که در نهایت به چاره‌جویی یک معضل یا حتی بحران در کشور منتهی می‌شود. صرف‌نظر از حکومت که به مقتضای ذات خود وظیفه رسیدگی به این موارد را دارد، جامعۀ مدنی هم باید راه خود را برای چاره‌جویی در رابطه با این مشکلات بپوید. حالت آرمانی می‌تواند همکاری حکومت و جامعه مدنی در این روند باشد اما اگر به هر دلیل حکومت توانایی یا اراده‌ای برای ورود به این مباحث نداشت، جامعه مدنی وظیفه دارد تمام توان خود را برای بر دوش کشیدن بار حکومت بسیج نماید.
 به همین دلیل حقوقدانان به عنوان بازوی حقوقی جامعه مدنی باید گزارش‌های روزنامه‌نگاران از سطح جامعه را رصد نموده و با ارائه تحلیل‌های حقوقی و راهکارهای قانونی، مسیر را برای ورود قانونمند سایر اجزای جامعه مدنی به موضوعات مبتلابه جامعه هموار نمایند. این‌جانب همواره تلاش داشته‌ام در حد بضاعت علمی و وقت محدودم، نقشی در این روند ایفا نمایم.
به تازگی آقای نوری‌زاد مطلبی را منتشر نموده و مدعی شده‌اند که در زندانی در اهواز سرباز جوانی ۲۴ روز مورد تجاوز زندانیان تبه‌کار قرار داشته است. شاید این ادعای آقای نوری‌زاد مدخلی باشد برای چاره جویی برای وضعیت زندان‌های ایران. معضلات و مشکلات زندان‌های ایران فراوان است و حتی نام بردن آن ها مستلزم تنظیم فهرستی طولانی است.
اما به نظر نگارنده ورود به این بحث باید از نقطه‌ای مهم آغاز شود و آن شدیدترین نوع آزار یک زندانی یعنی تجاوز است. چاره جویی برای این معضل می‌تواند راه را برای بررسی سایر مشکلات زندان‌های ایران نیز هموار کند.
به نظرم رسید که بحث دقیق و مبسوط در رابطه با معضل تجاوز در زندان‌ها مستلزم تدوین سلسله یادداشت‌هایی است که به صورت متناوب در رسانه‌ای معین منتشر شود. هرچند امیدوار بودم که رسانه‌های داخل ایران برای انتشار این مباحث اعلام آمادگی نمایند اما در شرایط فعلی فقط رسانه‌های ضدانقلاب و براندازی مثل «خودنویس» حاضرند که مطالب بنده را منتشر نمایند.
به هر روی مایل هستم که در اولین یادداشت از این سلسله یادداشت‌ها، نمایی کلی از بحث تجاوز در زندان‌های ایران در اختیار شما قرار دهم. در همین راستا ده سوال را انتخاب کردم و پاسخی دو کلمه‌ای برای آن نگاشتم تا فضای کلی این بحث برای خواننده ترسیم شود. در یادداشت‌های بعدی به بحث تفصیلی در رابطه با هریک از این موارد می‌پردازیم.
اول اینکه آیا تجاوز به زندانیان و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های ایران وجود دارد؟ معمولاً بله.
دوم اینکه آیا تجاوز و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های سایر کشورها هم وجود دارد؟ معمولاً بله.
سوم اینکه آیا حکومت یا دستگاه قضائی دستور این تجاوزات و رفتارها را صادر می‌کند؟ معمولاً خیر.
چهارم اینکه آیا ماموران دستگاه قضائی و زندان‌ها در تسهیل وقوع این رفتارها نقش دارند؟ معمولاً بله.
پنجم اینکه آیا عدم صدور دستور تجاوز به زندانیان توسط حکومت یا دستگاه قضائی از مسوولیت آن در برابر این وقایع می‌کاهد؟ معمولاً خیر.
پنجم اینکه آیا حکومت می‌تواند موارد رفتارهای جنسی مجرمانه را در زندان ها کاهش دهد؟ معمولاً بله.
ششم اینکه آیا قربانیان این رفتارها راه نجاتی دارند؟ معمولاً بله.
هفتم اینکه آیا این رفتارها رسماً به مقامات زندان و دستگاه قضائی گزارش می‌شود؟ معمولاً خیر.
هشتم اینکه آیا مرتکبین این رفتارها در صورت کشف جرم، مجازات می‌شوند؟ معمولاً خیر.
نهم اینکه آیا مرتکبین این رفتارها در صورت اثبات آن، تنبیه می‌شوند؟ معمولاً بله.
دهم اینکه اگر زندانی شُدید آیا راهی برای قربانی نشدن دارید؟ معمولاً بله.