۱۳۹۲ دی ۲۳, دوشنبه

با چهره نازیبا و حیله گری های حدادعادل کارچاق کن رژیم بیشتر آشنا شوید

شکر خوردن و درافشانی حداد عادل

آقای حداد عادل پادو درگاه ولایت، شکر افشانی فرمودند: “مردم از مغازه هایی که درسردر خود از واژه های بیگانه استفاده می کنند، خرید نکنند امام زمان ناراحت می شود”!!. به راستی وقاحت و بی شرمی تا به کجا! و هرزگی و پستی تا چه اندازه؟!. این آقا و افرادی مانند او که رژیم جهنمی اسلامی را ساخته اند، آنچنان با گستاخی و فرومایگی سخن می گویند که گویا ملت ایران یک مشت خر و گاوند وبه این مزخرفات و یاوه گویی ها توجهی دارند. امثال حداد عادل ها، که تعدادشان هم کم نیست و نمونه آن احمدی نژاد رئیس به اصطلاح جمهور دلقک و مالیخولیایی رژیم بود، آنچنان از سکوت و بی اعتنایی مردم سوء استفاده کرده و می کنند که شنیدن آن ها حتی برای کودکان نیز مسخره و خجالت آور است.
به راستی چه اندازه وقاحت و گستاخی می خواهد مردی که ادعا می کند تحصیلات  و تدریس در رشته فیزیک دارد بخواهد این گونه اراجیف و مزخرفاتی را تنها برای چاپلوسی آخوند و مزدوری خود بیان کند.

سنجش و ارزیابی این گفتار

این گفتار با هر منطقی که بررسی شود، کودکانه است. زیرا، مردم در خرید خود آزادند و کاری هم به تابلو و نوشته بالای سر در مغازه ها ندارند.وقتی شما در ژاپن خرید می کنید، نام و نوشته ها ژاپنی است. اگر هم در اسرائیل باشید، نوشته ها و مفهوم آن عبری است. در ایران نیز مغازه دار بر اساس ذوق و سلیقه خود نامی را بر می گزیند و برای جلب مشتری بیشتر، ممکن است به دو یا چند زبان نیز بنیوسد. اینها آزادی در کسب و کار، و نخستین گام در راه آزادی انسان است.
نکته دیگر، بودن، ظهور، خشنودی، و یا ناراحتی امام زمان همگی از ترفند ها و کلاهبرداری آخوند بوده، که ملت ایران را احمق و نادان گیر آورده است. نخست این که بودن امام زمان با هر منطق و استدلالی دروغ و امکان ناپذیر است، و دیگر این که امام زمان بنا به تعریف و منطق آخوند یک تازی است که کمترین وجه مشترک و نزدیکی به فرهنگ و تاریخ ایرانی ندارد. امام زمان آش رشته پخته شده به دست آخوند است، بنابراین، برای ملت ایران از زهر مار کشنده تر، ولی در حلقوم آخوند تازی نژاد ضد ایرانی حلوا و شیرین است. از این روی، ملت خردمند و فهمیده ایران، هرگز برای این یاوه گویی ها تره خورد نمی کند.
پس از آن که نوکران ولایت فقیه از دیوار سفارت انگلیس بالا رفتند و اموال دولت انگلیس را غارت نمودند، آقای حداد عادل به عنوان دلجویی سفرهایی به انگلستان نموده

علم و دانش چه می گوید؟

مطالعات دانش و تکنولوژی نشان می دهد که همه هستی ها اعم از زمین و کهکشان ها بر اساس قوانین فیزیک و ریاضی بنا شده و آنها در حال چرخش و یا انجام واکنش های دیگری هستند. از این روی، عنوان این که یک تازی بیش از هزار سال است در چاهی به سر می برد و با اندک حرکت و جنبش ایرانی ها چهره در هم فرو برده، قهر و غضب می کند و آماده برای بیرون از آمدن چاه نیست، و دهها جفنگ و گفتار چندش آور دیگر، همگی از دیدگاه دانش و علوم مردود شناخته شده و کمترین ارزش اندیشیدن و حتی شنیدن ندارد. دانش کنونی وجود خالق و آفریننده ای بنام الله و یا خدا را مردود می داند و اینگونه بحث ها را افسانه و داستان گویی برای کودکان می داند. حال، چه برسد به یک تازی در ته چاه که کمترین ارتباطی به فرهنگ و درک وشعور واقعی ما ایرانیان ندارد.

چرا حداد عادل این چنین یاوه سرایی می کند؟

آخوندها که در گذشته در سایه حرکت می کردند و دم به تله نداده بودند، چهره دروغین و حیله گرانه خود را تا پیش از انقلاب، از دید مردم دور نگاه داشتند. تا آن که دری به تخته خورد و ملت ناآگاه و آخوند نشناس، این گروه متجاوز هرجایی را بر مسند قدرت سوار کرد. حال، پس از گذشت ۳۵ سال از ظلم و بیدادگری این گروه فاسد ضد بشری، بیشتر مردم کشورمان آنان را شناخته اند، و دیگر حنای آنان رنگی ندارد که بر روی مردم اثر داشته باشد. علت سکوت مردم نیز سخنرانی و روضه خوانی و چرند بافی آنان و یا طفیله هایی چون حداد عادل نیست. بلکه ظلم بیکران، قساوت قلب و درنده خویی این گروه جنایتکار است.
به راستی وقاحت و بی شرمی هم اندازه ای دارد. این بابا که از گذشته تا کنون مزدور و منیجک بارگاه خلافت علی خامنه ای بوده، برای گذشته سیاه و تاریک و ۳۵ سال خیانت و دزدی های خود به مردم و کشور، ناچار به ژاژخواهی و مزخرف گویی است. گفتار نکوهیده و زشتی که موجب کراهت و بیزاری هرشنونده است. اگر این بابا کمترین اطلاعاتی از فیزیک داشت می دانست که علم فیزیک وجود الله و یا خدای افسانه ای را نیز زیر سؤال قرار می دهد تا چه رسد به وجود موجود یک تازی بنام امام زمان در چاه برای بیش از هزارسال.
از خامنه ای جلاد بزرگ گرفته، تا ۵ فرزند جنایتکار و غارتگرش تا آخوندهای ریز و درشت، بسیجی، نمایندگان طویله ولایتی و بسیجی همگی در این جنایت ها، دزدی ها، و جور وستم به مردم شریک و مجرمند. بنا به گفته ای: ” گرحکم شود که مست گیرند، هرآن که هست در شهر گیرند’.
برای آشنایی بیشتر خوانندگان، فهرست دزدی های حداد عادل و داماد جنایتکارش مجتبی خامنه ای در این جا یادآور می شود:

الف- دزدی های حداد عادل

تا آن جا که اطلاعات به دست ما رسیده حداد عادل که ناراحت دلتنگی و ناراحتی امام زمان به دلیل دیدن نام های خارجی روی سر در مغازه ها است، آیا با این دزدی ها و غارتگری هایی که خود و داماد جنایتکارش مجتبی انجام داده اند، امام زمانشان در ته چاه آرامش دارد؟ بر پدر آدم حقه باز و دروغگو نفرین و لعنت باد.
‎غلامعلی حدادعادل (Canada C$ 220 million, Virgin Islands $365 million, Panama110 million Euros, Hong Kong $ 252 million)

ب- دزدی های مجتبی خامنه ای

بخشی از دزدی های مجتبی خامنه ای فرزند جنایتکار خامنه ای و داماد غلامعلی حداد عادل از اینگونه است:
‏‎مجتبی خامنه ای (England ? 1.14 billion (2 accounts frozen since 2009), Germany 2.12 billion Euros (4 accounts), Qatar $400 million, S. Africa 950 million Euros (2 accounts), UBS/Micheloud & Cie/Credit Suisse 12 accounts adding to 3.85 billion Euros, Liechtenstein $ 2.8 billion, S. Africa $620 million, Shanghai $4.1 billion, UAE: $ 700 million, Malaysia A$670 millions)
دیدیم که پدر زن و داماد و همه اجدادشان دزد و چپاولگر و قاتلند و کشوری را غارت کرده و مردم را خاکستر نشین نمودند.
پدر دزد، پدرز دزد، و داماد قاتل و دزد، تصور کنید توله های این جانوران چه حیوانات درنده ای خواهند بود.

از آنچه گذشت:

حداد عادل مانند مزدوران و چاپلوسان دیگر رژیم، که ۳۵ سال با ترفند و حیله گری، خود را انقلابی نشان دادند و به غارت و چپاول کشور پرداخته اند، هرکدام دارای کارنامه سیاه و تاریکی از زندگی در گذشته و حال هستند که با هر تلاش و یاوه گویی از چرکی و آلودگی، بیرون نمی آید. اظهارات مسخره این بابا که به نرخ روز نان می خورد و تهوع و استفراغ آخوند را نشخوار می کند، او را همچنان در زمره چاپلوسان و مزدوران ولایت فقیه قرار داده است.
آقای حداد عادل باید از گفتار خود خجالت بکشد و شرمنده باشد. کسی که ادعا می کند دوران لیسانس و فوق لیسانس فیزیک را طی کرده و سال ها در دانشگاه تدریس نموده است، اگر اندکی سواد و پایه فیزیک داشته باشد به خوبی می داند که اینگونه سخنرانی ها، کمترین جنبه علمی و حقیقت ندارد و تنها خوراک و منافع مزدوری و چاپلوسی ایشان است. علم و دانش و خردگرایی هنوز جایی برای الله و خدای افسانه ای پیدانکرده تا چه رسد به یک تازی که ادعا می کنند بیش از هزار سال است در ته چاه نشسته و می خود ظهور کند و جهان را به خون و آتش کشاند.

نکته پایانی:

شوربختانه، رژیم بی محتوا و سراپا دروغ و کلک اسلامی، در این ۳۵ سال به هر کس و ناکسی یک مدرک فوق لیسانس و دکترا داده تا به خیال خود ارزش علم و دانش را پایین بیاورد. غافل آز آنکه مدرک گرایی افراد رژیم و وابستگان آنها چه در ایران، و یا در کشورهای دیگر فاقد هرگونه ارزش و بار فرهنگی است. این را ملت ایران می داند و در فردای آزاد ایران، آنچه را از ملت و کشور دزدیده اند، از حلقومشان بیرون خواهند آورد تا نسل های آینده از تقلب، جنایت، و مزدوری بر کنار بمانند. و مدرک های تقلبی و باد آورده اشان از روحانی گرفته، تا حداد عادل، و جناب دکتر احمدی نژاد در حلقشان فرو خواهد نمود.

نصرالله به خامنه‌ای: کار خراب شد، فکری کنید

سردار اسماعیل کوثری: حسن نصرالله گفت دیدیم اوضاع خراب و کار تمام است، سراغ مقام معظم رهبری رفتیم. گفتیم فکری به حال سوریه و بشار اسد کنید.

اسماعیل کوثری مسوول کمیته دفاعی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در مصاحبه‌ای که روز دوشنبه ۲۳ دی منتشر شد، گفت: «چند ماه پیش، تیمی از کمیسیون به سوریه و لبنان رفتیم و با بشار اسد و مسوولین سوریه و سپس با سیدحسن نصرالله دیدار داشتیم».
فرمانده پیشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله سپاه ادامه داد: «سیدحسن نصرالله در این جلسه به ما گفت حدود ۹ ماه بعد از شروع حوادث سوریه، دیدیم اوضاع خراب و کار تقریباً تمام است. به همراه تعدادی از مسوولین، خدمت مقام معظم رهبری رفتیم و گفتیم فکری به حال سوریه و بشار اسد کنید. ایشان تمام صحبت‌های ما را گوش دادند و در پایان فرمودند شما اشتباه می‌کنید، بروید  کارتان را انجام دهید، تدبیر و برنامه‌ریزی کنید، هم سوریه می‌ماند و هم بشار اسد.»
کوثری در بخشی دیگر از سخنان خود، بودجه سپاه پاسداران و بسیج را کم دانست و توصیه کرد که به بخش نظامی توجه بیشتری شود. وی افزود: «حضرت امام و مقام معظم رهبری تأکید کردند که اگر به نیروهای مسلح توجه نشود عرض یک ساعت همه چیز از دست می‌رود».
این سردار سپاه از کسانی که «می‌گویند تعداد نیروهای مسلح در ایران زیاد است» گله کرد و گفت: «بودجه دفاعی ایران نصف بودجه دیگر کشورها هم نیست و بهترین بازدهی را دارند. ما شاهدیم همین افراد امنیت، آرامش و انضباط مرزی را در کشور ما رقم زده‌اند. لذا نباید با این دید به موضوع نگاه کنیم اما متأسفانه الان این دید وجود دارد»
کوثری دولت را به بودجه دفاعی کم‌توجه دانست و گفت: «بحث اعتقاد داشتن و نداشتن نیست، بحث خواستن و اراده است. باید اراده باشد تا اهم و فی‌الاهم کنند، ما باید بدانیم حوزه دفاعی باید همیشه خود را آماده نگه دارد برای روز مبادا. حالا اگر در ذهن برخی بیاید که نیروهای مسلح مصرف‌کننده هستند، غلط است».
وی به کارهای اقتصادی نیروهای نظامی اشاره کرد و گفت: «از طرف دیگر سپاه، ارتش و نیروی انتظامی وقتی کارهای عمرانی و بزرگ در کشور انجام می‌دهند، برخی می‌گویند چرا این‌گونه است؟ در حالی که قانون اساسی و فرمانده کل قوا اجازه می‌دهند نیروهای مسلح در زمان صلح به دولت کمک کنند. این در حالی است که وقتی این نهادها فعالیت‌های عمرانی را انجام می‌دهند، پولشان داده نمی‌شود».
وی افزود: «از سوی دیگر وقتی پولی داده می‌شود در همان لحظه تبدیل به سلاح نمی‌شود و طول می‌کشد، لذا با وجود اینکه همه کشورهای اطراف ما هر روز تلفات می‌دهند که همه‌اش زیر سر آمریکا و اسرائیل است، ولی در ایران خبری نیست و امنیت برقرار است و اگر موردی باشد سریعاً با آن برخورد می‌شود. پس این که بگوییم نیروهای مسلح ما مصرف‌کننده هستند، غلط است».
کوثری در بخشی دیگر از اظهارات خود به دستگیری ماجد الماجد و همکاری‌های امنیتی ایران و لبنان اشاره کرد و گفت: «ایران با کسی رودربایستی ندارد». وی عربستان را در قضیه الماجد دخیل دانست و گفت که حکومت این کشور «با پول افراد را در لبنان خریده است».

۱۳۹۲ دی ۱۹, پنجشنبه

جنایتی بس بزرگ در گوشه نشین کردن و به حاشیه راندن زنان ایران



زن و خانواده

هیچ انسان خردمند و با شرفی نیست که رل ارزنده و اهمیت نقش زنان را در خانواده کتمان و حاشا کند. زن، به عنوان همسر، بهترین همکار، یار، و مددکار مرد است. به گفته ای، در پس هر مرد موفق و خوشبخت، زنی خردمند و فهمیده دیده می شود. زنان، در فراز و نشیب زندگی، نه تنها مشاور و همفکر پیشرفت های مرد می باشند، بلکه بهترین مرحم درد و درمان یأس و نا امیدی ها، و شکست مردانند.
زن و شوهر مهربان هرگز نمی توانند بدون یکدیگر آرامش و زندگی درستی داشته باشند. به گفته دیگر، زن و شوهر مهربان مکمل یکدیگرند و با هم می توانند بزرگترین قدرت و نیروی حیات و زندگی را داشته باشند.

زن در اجتماع

زنان با هوش و فراست سرشار، و دقت وتیزهوشی خود، در کارهای اجتماعی نیز نه تنها شریک و همکار مردانند، بلکه در پذیرفتن مسئولیت ها، بسیار کارآسا، و مدیرانی هوشمند و نیک نظرند. در کشورهایی که شعور و خرد حکمفرمایی می کند و جامعه در اختیارانسان نماهای بی خردی مانند آخوند و ملا، و یا دیکتاتورها و زورگویی ارتش و نظامی نیست، زنان آزادانه در پست های گوناگون، و مدیریت اداره جات، و سرپرستی سازمان ها، نهایت شایستگی و خردمندی خود را نشان داده اند.
در کارهای قضاوت و وکالت نیز برخلاف ادعای پوچ و ضد انسانی مسلمان ها که زنان حساسند و نمی توانند عادلانه و از روی دادگری قضاوت کنند، زنان نشان دادند که با دقت و کنجکاوی و شعور بالای خود بر همکاران مرد خود برتری دارند و آنچنان نکته سنج بوده که به اصطلاح موی را از ماست می کشند.

نقش زن، به عنوان مادر

از بزرگترین رل و کارآمدی زن، نقش مادر بودن آنهاست. زنان، با صبر و بردباری کم نظیر، نه ماه کودکی را در شکم خود جا به جا و تحمل می کنند. وزنه ای که بر هیکل بانوان افزوده شده و هرگونه جنبش آنان را دشوار و مشکل می سازد. درد زایمان نیز بلا و مصیبت دیگری است که طبیعت بر نیمی از جامعه تحمیل کرده است.
رل زن، به عنوان نخستین آموزگار کودک، ناگفتنی است. مادر می تواند نوزادان خود را آنچنان آموزش و پرورش دهد که آن کودک بهترین آموزش را از دبستان و دبیرستان را به دست آورده، و آینده ای روشن و درخشان برای خود و جامعه اش داشته باشد. نگارنده در باره آموزش های نخستین مادر در مقاله هایی به تفضیل اشاره کرده است.
مادر هیچگاه از فرزند دلبندش جدا نیست. به گفته ای، مادر با یک دست گهواره کودکش را تکان می دهد، و با دست دیگر جهان را. اینست مقام و منزلت زن به عنوان یک مادر

رژیم اسلامی و اسلام زن ستیز

بر کسی پوشیده نیست که اسلام همواره با زنان سر ناسازگاری داشته است. ظلم و ستم بیکران اسلام در طی ۱۴ سده گذشته در کشور ما شرم آور و ناگفتنی است. آیه های چندی از قرآن همگی حکایت از این کینه توزی و دشمنی دارد. رژیم اسلامی ایران که زائیده و تفاله تازیان متجاوز است، از ۳۵ سال پیش تا کنون، دمی و لحظه ای از زن ستیزی و ظلم بی پایان به نیمی از جمعیت کشورمان کوتاهی نکرده است. گرچه یادآوری این ستم های مدام و پیوسته چندش آور و موجب پریشانی خوانندگان است، ولی شاید جرقه ای در وجدان به خواب رفته اجتماع، به ویژه مردان باشد که سرانجام روزی تصمیم بگیرند دست رژیم را ازاین ظلم و ستم کوتاه کرده، و کشور را به خردمندان واگذار نمایند.
در سال ۱۳۵۷، زنان تهرانی برای اعتراض به پوشش گونی مانند سیه چرده بنام حجاب اسلامی به خیابان ها آمدند و اعتراض کردند ولی زنان دیگر نقاط ایران، و همچنین مردان ایرانی کمترین حمایت و پشتیبانی از خود نشان ندادند. در نتیجه تلاش بیکران بانوان در تهران به جایی نرسید و آخوند بیشرافت توانست لچک سیاه رنگ و نفرت انگیز خود را به زور بر سر نیمی از جمعیت کشورمان کند. آیا این تکروی، خودخواهی، و بی اعتنایی ما نشانه چیست؟، بی خردی ما، رضایت ما؟، ترس ما؟ و یا خودخواهی و تکروی ما؟!.
زن ستیزی رژیم را در این ۳۵ سال گذشته به طور فهرست وار می توان این چنین بیان داشت:

۱- بیرون کردن زنان، از ادارات

هنوز رژیم سرپا نایستاده و عرق آن خشک نشده بود که با یک شبیخون زنی به ادارات، مؤسسات، شرکت ها، و سازمان های دولتی و غیر دولتی، زنان را بیرون کرده، روانه خانه هایشان نمود. چه بسیار زنانی که خود نان آور خانواده بودند و خاکستر نشین شدند. یا به بد راهی کشیده شده، و یا روانی گشتند و یا دست به خودکشی زدند.

سختگیری خانواده ها و فرار دختران

دومین راه سرکوبی زنان و دختران، گسترش ابعاد تعصبات خانوادگی، مردان و جوانان را مانند خروس جنگی به اصطلاح مسخره و جنایت بار حفظ ناموس و حفظ شعائر اسلامی در برابر زنان، و دختران قرار دادن بود که هرکدام از این روشهای نفرت انگیز و دور از انسانی، میان خانواده ها شکاف عمیق روحی و روانی به وجود آورده و آنان را چنان از هم پاشید که بازار جدایی و طلاق، فرار از خانواده، و پناه بردن به مشتی شیاد و کلاهبردار چون آخوند، فالگیر، سر کتاب باز کن و مانند آن را به سرعت رواج داد. تا آنجا که بسیاری از دختران و زنان، در دام سوداگران و دکانداران حقه بازی که بخشی از رژیم بودند، آواره شهر و دیار، و حتی سرزمین خود شدند و در محفل های گوناگون، مورد سودجویی شهوترانان و از خدابی خبران قرار گرفتند.
زنان می توانند در هرکاری خواه سنگین و سبک، یا پیچیده و با تکنولوژی پیشرفته پا به پای مردان و یا به تنهایی به بهترین وجهی انجام دهند. این آخوند جنایتکار و زن ستیز است که زنان را از اجتماع به حاشیه و به درون خانه می راند تا دیده نشوند.

۳- خانه عفاف و صیغه گری

راه دیگر بی اعتبار کردن و به حاشیه راندن زنان، ترویج خانه های عفاف، و رواج صیغه گری و مشروعیت بخشیدن بدانها، و داشتن زنان متعدد بود. هرکدام از این روشها، توانست زنان را سرکوب و بی اعتبار کرده، و آنان را ناخواسته به فساد و گمراهی کشاند. آخوندهای زنباره با تبلیغات زهر آگین خود، صیغه و ازدواج های چند زنه را که هرکدام حکایت از هرجایی و روسپیگری مردان دارد را به شدت زیر پرچم و حمایت دین همچنان رواج می دهند.

۴- محروم کردن دختران از تحصیل همه رشته ها

دختران و زنان جوان که همه راهها را بر روی خود بسته دیدند، با هوش سرشار و پشتکار خستگی ناپذیر خود، در کنکور دانشگاهها شرکت نمودند. تا آنجا که ۶۵٪ میزان قبولی را شامل شدند. این پیروزی شگفت انگیز دختران، رژیم زن ستیز را به جنون و دیوانگی راند. رژیم، مدت ها نقشه کشید که چگونه پای دختران را از دانشگاه کوتاه کند. نخستین عملکرد ضد انسانی آنان، محروم کردن دختران در تحصیل رشته های فنی و مهندسی بود.
عذر بدتر از گناه رژیم ضد بشری آن بود که کار مهندسی و کارهای فنی نیز به نیروی جسمانی قوی دارد که از عهده زنان خارج است. البته ملت همیشه تسلیم ایران که همیشه همه جنایت ها را دیدند و لب برسخن نگشودند، این بار نیز مانند صدها بار گذشته چرند گویی رژیم را پذیرفتند. زیرا می دانیم که کارهای فنی و مهندسی امروزه با ابزار و تکنولوژی پیشرفته نیاز به نیروی بدنی ندارد. بلکه این مغز است که فرمان می دهد. در هرحال، این نقشه شوم رژیم نیز نه تنها اثر روانی شدیدی بر روی دختران ما گذاشت، عملن آنان که قدرت خلاقه و نبوغ ابداء گری در راههای تکنولوژی داشتند، به حاشیه راند و خانه نشین نمود.
مقام شامخ زن در اسلام را ببینید و تماشا کنید. اسلام و رژیم های اسلام زده از زن چه می خواهند؟. آیا سوای کنیزی، بردگی، کلفتی، و به صیغه در آوردن، هدف دیگری دارند؟

۵-سیاست پلید افزایش جمعیت

یکی از سیاست های پلید و ضد انسانی رژیم در جمعیت افزایی کشور به میزان ۱۵۰ میلیون می باشد. آنهم برای کشوری که بیش از ۴۰٪ زیر خط فقر زندگی می کنند، و بیش از ۷ میلیون از جوانان بیکاره و بی هدف، و بی برنامه اند. این تصمیم گیری از چند نظر موجب سرپا ماندن اخوند، سرگردانی و سرگشتگی مردم، و پناه بردن ملتی فقیر و گرسنه و دست به دامان شدن رژیم است. در این جا اثر مخرب و ویرانگری آن که بازهم موجب به حاشیه راندن زنان کشورمان می شود بیان می کنیم. از آن جا که افزایش ۷۵ میلیون دیگر به جمعیت ایران، نیاز به خانه نشینی و در گیر شدن شدن زنان، نیمی از جامعه کشورمان است، رژیم با این روش بازهم دست زنان را در حنا گذاشته و آنان را اسیر چهار دیواری خانه و عضو زائد اجتماع کرده است.
اینهم تبلیغ فاحشه گری اسلامی است. گویا حضرت فاطمه و دیگر پیشوایان تازی پرچمدار این فحشاگری بوده اند!.

۶- کوتاه کردن دوران تحصیل

آخرین ترفند و روش پلید رژیم در به حاشیه راندن زنان و دست و پا گیر کردن آنان در خانه، کوتاه کردن تحصیلات ابتدایی و متوسطه به ده سال، به جای دوازده سال است. هدف رژیم از این ترفند نیز روان کردن و کشاندن آنان به ازدواج اجباری و خانه نشین نمودن است. بدیهی است تا زمانی که ملت ما همچنان در برابر ظلم و ستم بیکران رژیم ساکت و خاموش نشسته اند، وضع هرلحظه بدتر و بدتر خواهد شد و رژیم افسار گسیخته به دنبال هوسرانی و بلند پروازی اش خواهد بود.
دختران و زنان خردباخته مسلمان در صف ثبت نام صیغه در جوار حرم امام رضا ایستاده اند. ممکن است یک زن مسلمان برای ثواب و یا رفع شهوت به صیغه شدن پناه ببرد، ولی همین که در برابر آن با نرخ و تعیین ساعت و روز پول دریافت می کند، راهی را برای کسب درآمد در می یابد که دنباله همان صیغه شدن، روسپیگری خواهد بود.
از آنچه گفته شد:
ظلم و ستم بیکران اسلام و دکانداران دین بر زنان سرزمینمان، برگهای تاریکی از تاریخ کشورمان را تشکیل می دهد. رژیم خودکامه ولایت فقیه از نخستین روز، زن ستیزی و به حاشیه راندن و از اجتماع دور ساختن زنان را آغاز نمود. هرگونه بی حرمتی و ستمگری را بر نیمی از جمعیت کشورمان تحمیل نمود.آنان را تا حد صیغه گری و یا فحشای اسلامی پایین آورد. ازدواج یک مرد با چند زن، نمونه دیگری از بی اعتنایی به ارزش والای مقام زن است.
روبرو قراردادن مردم کله خشک و متعصب با زنان، موجب گسیختگی فامیل، رواج بازار جدایی و طلاق، و فرار دختران از خانه و گرفتار و اسیر آخوندها و مردان فاسد دیگر شدن گردید. فکر مالیخولیایی افزایش جمعیت به میزان ۱۵۰ میلیون آنهم در کشوری فقیر و گرسنه با بیش از ۴۰٪ زیر خط فقر، و بیش از ۷ میلیون جوان بیکار و سرگردان، بازهم به حاشیه راندن و از اجتماع دور ساختن زنان است.
آخرین ترفند رژیم، محروم کردن دختران از تحصیل رشته های فنی و تکنولوژی و کوتاه کردن دوران تحصیل دختران به میزان دو سال، برای زود شوهر دادن و خانه نشین کردن آنان است.
آیا با این روشهای ضد انسانی و زن ستیزی رژیم دیگر وقت آن نرسیده که مردم از خواب بی خیالی و بی تصمیم گیری بیدار شده و از افسارگسیختگی و ظلم بی امان رژیم جلوگیری کنند؟!

نگاهی کلی به تجاوز در زندان‌های ایران

سلسله یادداشت‌های بررسی مشکلات زندان در ایران


آیا تجاوز به زندانیان و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های ایران وجود دارد؟ معمولاً بله...آیا ماموران دستگاه قضائی و زندان‌ها در تسهیل وقوع این رفتارها نقش دارند؟ معمولاً بله...

بخش تحلیل خودنویس: جناب آقای نوری‌زاد مدّتی است که مطالبی را در رابطه با مشاهدات خود از مناطق مختلف ایران منتشر می‌کنند. ایشان در برخی از این مطالب خبر از وقایعی وحشتناک می‌دهند و اذهان عمومی را به شدّت در رابطه با آن وقایع حساس می‌نمایند. البته کار ایشان به عنوان یک روزنامه نگار همین است: حساس کردن شهروندان نسبت به مسائلی که در جامعۀ آن ها وجود دارد.
 اما کار ارزشمند روزنامه‌نگاران شاید تنها نقطه آغاز جریانی باشد که در نهایت به چاره‌جویی یک معضل یا حتی بحران در کشور منتهی می‌شود. صرف‌نظر از حکومت که به مقتضای ذات خود وظیفه رسیدگی به این موارد را دارد، جامعۀ مدنی هم باید راه خود را برای چاره‌جویی در رابطه با این مشکلات بپوید. حالت آرمانی می‌تواند همکاری حکومت و جامعه مدنی در این روند باشد اما اگر به هر دلیل حکومت توانایی یا اراده‌ای برای ورود به این مباحث نداشت، جامعه مدنی وظیفه دارد تمام توان خود را برای بر دوش کشیدن بار حکومت بسیج نماید.
 به همین دلیل حقوقدانان به عنوان بازوی حقوقی جامعه مدنی باید گزارش‌های روزنامه‌نگاران از سطح جامعه را رصد نموده و با ارائه تحلیل‌های حقوقی و راهکارهای قانونی، مسیر را برای ورود قانونمند سایر اجزای جامعه مدنی به موضوعات مبتلابه جامعه هموار نمایند. این‌جانب همواره تلاش داشته‌ام در حد بضاعت علمی و وقت محدودم، نقشی در این روند ایفا نمایم.
به تازگی آقای نوری‌زاد مطلبی را منتشر نموده و مدعی شده‌اند که در زندانی در اهواز سرباز جوانی ۲۴ روز مورد تجاوز زندانیان تبه‌کار قرار داشته است. شاید این ادعای آقای نوری‌زاد مدخلی باشد برای چاره جویی برای وضعیت زندان‌های ایران. معضلات و مشکلات زندان‌های ایران فراوان است و حتی نام بردن آن ها مستلزم تنظیم فهرستی طولانی است.
اما به نظر نگارنده ورود به این بحث باید از نقطه‌ای مهم آغاز شود و آن شدیدترین نوع آزار یک زندانی یعنی تجاوز است. چاره جویی برای این معضل می‌تواند راه را برای بررسی سایر مشکلات زندان‌های ایران نیز هموار کند.
به نظرم رسید که بحث دقیق و مبسوط در رابطه با معضل تجاوز در زندان‌ها مستلزم تدوین سلسله یادداشت‌هایی است که به صورت متناوب در رسانه‌ای معین منتشر شود. هرچند امیدوار بودم که رسانه‌های داخل ایران برای انتشار این مباحث اعلام آمادگی نمایند اما در شرایط فعلی فقط رسانه‌های ضدانقلاب و براندازی مثل «خودنویس» حاضرند که مطالب بنده را منتشر نمایند.
به هر روی مایل هستم که در اولین یادداشت از این سلسله یادداشت‌ها، نمایی کلی از بحث تجاوز در زندان‌های ایران در اختیار شما قرار دهم. در همین راستا ده سوال را انتخاب کردم و پاسخی دو کلمه‌ای برای آن نگاشتم تا فضای کلی این بحث برای خواننده ترسیم شود. در یادداشت‌های بعدی به بحث تفصیلی در رابطه با هریک از این موارد می‌پردازیم.
اول اینکه آیا تجاوز به زندانیان و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های ایران وجود دارد؟ معمولاً بله.
دوم اینکه آیا تجاوز و رفتارهای جنسی مجرمانه در زندان‌های سایر کشورها هم وجود دارد؟ معمولاً بله.
سوم اینکه آیا حکومت یا دستگاه قضائی دستور این تجاوزات و رفتارها را صادر می‌کند؟ معمولاً خیر.
چهارم اینکه آیا ماموران دستگاه قضائی و زندان‌ها در تسهیل وقوع این رفتارها نقش دارند؟ معمولاً بله.
پنجم اینکه آیا عدم صدور دستور تجاوز به زندانیان توسط حکومت یا دستگاه قضائی از مسوولیت آن در برابر این وقایع می‌کاهد؟ معمولاً خیر.
پنجم اینکه آیا حکومت می‌تواند موارد رفتارهای جنسی مجرمانه را در زندان ها کاهش دهد؟ معمولاً بله.
ششم اینکه آیا قربانیان این رفتارها راه نجاتی دارند؟ معمولاً بله.
هفتم اینکه آیا این رفتارها رسماً به مقامات زندان و دستگاه قضائی گزارش می‌شود؟ معمولاً خیر.
هشتم اینکه آیا مرتکبین این رفتارها در صورت کشف جرم، مجازات می‌شوند؟ معمولاً خیر.
نهم اینکه آیا مرتکبین این رفتارها در صورت اثبات آن، تنبیه می‌شوند؟ معمولاً بله.
دهم اینکه اگر زندانی شُدید آیا راهی برای قربانی نشدن دارید؟ معمولاً بله.

۱۳۹۲ دی ۶, جمعه

نگرانی از بالا رفتن آمار زندانیان در ایران

گروهی از کارشناسان در همایشی در تهران به بحث درباره علل بالا بودن شمار زندانیان در ایران پرداختند. آنان بر لزوم پنهان نکردن آسیب‌های اجتماعی و نیز استفاده بیشتر از کارشناسان علوم انسانی به‌جای نیروی انتظامی تاکید کردند.
روزنامه "تهران امروز" در شماره روز پنجشنبه (۵ دی/۲۶ دسامبر) خود گزارشی دارد درباره نگرانی‌ها و بحث‌هایی که در پنجمین "همایش ملی آسیب‌های پنهان" در مورد افزایش آسیب‌های اجتماعی و شمار زندانیان در ایران مطرح شدند.
این همایش با حضور کارشناسان و برخی مسئولان جمهوری اسلامی روز چهارشنبه (۴ دی) در تهران برگزار شد. این خبر، که ایران در سطح جهان، رتبه چهارم را در تعداد زندانیان به نسبت جمعیت دارد، در کانون توجه این همایش قرار داشت.
حسن موسوی چلک: با آسیب اجتماعی بایست برخورد اجتماعی داشت نه برخورد انتظامی
حسن موسوی چلک: با آسیب اجتماعی بایست برخورد اجتماعی داشت نه برخورد انتظامی
به گزارش این روزنامه، در این همایش رئیس انجمن مددکاری اجتماعی، حسن موسوی چلک، نسبت به مخفی نگاه داشتن موضوع و آمار آسیب‌های اجتماعی در ایران و خطر رشد انواع این آسیب‌ها "در غیاب فعالیت جدی مسئولان و ناآگاهی مردم" هشدار داد.
موسوی چلک با ذکر اینکه هم اکنون به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر در کشور ۸۰۰ نفر وارد زندان می‌شود، به انتقاد گفت که مسئولان با آسیب‌های اجتماعی در جامعه ایران به شیوه نظامی و انتظامی برخورد می‌کنند، "بجای آنکه با آن به عنوان یک واقعیت تلخ، برخوردی اجتماعی کنند".
همچنین محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، به این نکته اشاره کرد که ارتکاب جرایم در ایران افزایش یافته و تا جایی که او می‌داند نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر در زندان‌های ایران به سر می‌برند.
محمدعلی اسفنانی: با بیان و پذیرش واقعیت است که وسایل مقابله با افزایش ارتکاب جرایم فراهم می‌آید
محمدعلی اسفنانی: با بیان و پذیرش واقعیت است که وسایل مقابله با افزایش ارتکاب جرایم فراهم می‌آید
به عقیده اسفنانی، بالا بودن جمعیت در شهرهای بزرگ، ماشینی شدن زندگی‌، گسترش مواد مخدر و مصرف الکل و "دشمن پنهانی که با روش‌های پیچیده‌ای هدف خود را اضمحلال فرد، از بین رفتن خانواده و آسیب به اجتماع" قرار داده، از علل افزایش ارتکاب جرایم در ایران است.
این نماینده مجلس نیز تاکید کرد بر اینکه با بیان نکردن یک مسئله نمی‌توان آن مسئله را حل کرد، بلکه "پذیرش واقعیت‌ها باعث می‌شود که وسایل مقابله فراهم آید".
کاربرد علوم انسانی برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، دکتر مصطفی اقلیما، طی سخنان خود در "همایش ملی آسیب‌های پنهان" به لزوم استفاده مردم از کمک روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و دیگر متخصصان علوم انسانی پرداخت.
او ضمن اشاره به "رتبه چهارم ایران در ورودی به زندان‌ها" گفت: «بزهكاری‌ها و جرم‌هایی كه منجر به زندان می‌شود ناشی از عدم تعادل، ناملایمات، نابسامانی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. اگر چارچوب‌های هنجارها مشخص باشد، علی‌القاعده كمتر با چنین بزهكاری‌ها و هنجارشكنی‌هایی مواجه خواهیم شد.»
مصطفی اقلیما: اگر کسی بخواهد با علوم انسانی به کمک مردم برود او را با هزار قید و بند روبه‌رو می‌سازند
مصطفی اقلیما: اگر کسی بخواهد با علوم انسانی به کمک مردم برود او را با هزار قید و بند روبه‌رو می‌سازند
اقلیما افزود در جامعه‌ای که از جمله بحران تورم، بیکاری و شکاف طبقاتی وجود دارد، شرایط برای ارتکاب جرایم هم فراهم است.
این استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اشاره کرد به اینکه مردم وقتی مشکلی دارند کمتر از کمک و دانش روان‌شناسان و جامعه‌شناسان بهره می‌جویند، چون به کارشناسان علوم اجتماعی در ایران میدان عمل داده نمی‌شود.
اقلیما رجوع به کارشناسان علوم انسانی را "به کار گرفتن امنیت نرم‌افزاری" خواند و وارد عمل شدن نیروهای انتظامی و نظامی را "به‌کارگیری امنیت سخت‌افزاری" دانست.
اقلیما گفت: «اگر کسی بخواهد چنین فرهنگی را [مراجعه به روانشناسان، جامعه‌نشاسان و...] در جامعه جا بیندازد، به راحتی اجازه فعالیت به او نمی‌دهند و با هزار و یک قید و بند روبه‌رو می‌شود. امروز با چماق بر سر علوم انسانی که کار آن ترویج امنیت نرم‌افزاری است می‌زنیم، چگونه انتظار داریم که خروجی در حوزه امنیت غیر از سخت‌افزاری باشد؟»
پیش از این رئيس مجلس شورای اسلامی، علی لاریجانی، نیز از محرمانه نگه داشتن آمار واقعی اعتیاد و طلاق انتقاد کرده و گفته بود که پنهان‌کاری در مورد چنین معضلاتی باعث فراگیرتر شدن آنها می‌شود.
لاریجانی تاکید کرده بود که آمار آسیب‌های اجتماعی باید "از دایره محرمانه بودن خارج شده" و نتایج بررسی‌ها در این زمینه نباید از مردم و رسانه‌ها پنهان شود.
رئیس مجلس شورای اسلامی گفته بود که معضلات و تبعات اجتماعی باید با ابزارهای رسانه‌ای اطلاع‌رسانی شود و مسئولان باید با استفاده از رسانه‌ها ریشه نابسامانی‌ها را توضیح دهند تا افراد جامعه خود از بزه‌کاری رویگردان شوند.

۱۳۹۲ دی ۴, چهارشنبه

برگزاری مراسم روز جهانی حقوق بشر در دانشگاه پردیس لیدن در لاهه


ebadi.jpg
در روز ۱۰ دسامبر، روزجهانی حقوق بشر، سمیناری به ابتکار مرکز حامیان حقوق بشر و پشتیبانی چند نهاد هلندی، از جمله هیفوس دردانشگاه لیدن برگزار شد. سخنران اصلی مراسم خانم شیرین عبادی، وکیل، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل بود.

به گزارش زمانه، پروفسور اریک یان تسورشر Erik-Jan Zürcher، متخصص مطالعات فرهنگی و قومی به موضوع تنوع و چندصدایی در جامعه مدنی پرداخت و به این منظور جنبش مدنی میدان تقسیم استانبول را بررسی کرد. مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار، در سخنرانی خود تجربیاتی را در بازتاب دادن صدای جامعه توسط خبرنگاران بیان نمود. او در سخنرانی خود پیامی را که در همان روز ۱۰ دسامبر از پروین فهیمی دریافت کرده بود پخش نمود. مادر سهراب اعرابی در این پیام از بی‌توجهی مسئولان حکومت ایران به دادخواهی او به عنوان مادر یکی از کشته‌شدگان حوادث سال ۱۳۸۸ سخن گفت و تأکید کرد که او از سهراب که سخن می‌گوید به همه جوانان کشته‌شده و همه زندانیان می‌اندیشد.

عنوان مراسم روز جهانی حقوق بشر در لاهه به ابتکار مرکز حامیان حقوق بشر “حقوق بشر و تلاش برای برابری جنسیتی” بود. در بخش دوم سمینار سخنرانان به موضوع زن در ایران پرداختند. در این بخش همچنین فیلمی از جواد منتظری، عکاس ایرانی، با موضوع حجاب نمایش داده شد.

دکتر سید غراب، استاد زبان فارسی در دانشگاه لایدن، در سخنرانی خود پس از توصیفی چهره زن در شعر نظامی گنجوی و شاعر کم‌تر شناخته معاصر “ژاله”، آزادی‌خواهی و مبارزه با تبعیض را در شعر سیمین بهبهانی توصیف کرد. دکتر پیام اخوان، حقوق‌دانان شناخته‌شده بین‌المللی، سخنرانی خود را به جایگاه مبارزه زنان علیه تبعیض در مبارزه عمومی حقوق بشری اختصاص داد. شرکت‌کنندگان در یک پنل سه‌نفره، خانم رضوان مقدم و آقایان کاوه کرمانشاهی و امیر رشیدی بودند که توجه ویژه‌ به نقش مردان در جنبش زنان ایران، کردند.

پیش از سخنرانی پایانی خانم عبادی، خانم فرح کریمی، عضو سابق پارلمان هلند و مدیر کنونی یک ان‌جی‌او هلندی که در زمینه توسعه فعال است، فشرده‌ای از تجربیات خود در مورد مسئله زن در کشورهای فقیر را ارائه کرد. در سخنرانی پایانی، خانم عبادی بر نقش پیشتاز مبارزه زنان در مبارزه حقوق بشری تأکید کرد و گفت غفلتی که در دوره آغازین پس از انقلاب در مورد مسئله زن از جانب بخش عمده فعالان سیاسی اپوزیسیون صورت گرفت، هنوز به این صورت تکرار می‌شود که عده‌ای می‌گویند نباید مسائل حقوق بشری را عمده کنیم، چون در حال حاضر مسائلی مثل مذاکره اتمی اهمیت بیشتری دارد. خانم عبادی از این دیدگاه به شدت انتقاد کرد و تأکید کرد که حقوق بشر نباید تابع هیچ مصلحتی باشد.
به گزارش عرصه سوم، خانم عبادی استدلالات برخی از فعالان که نقد عملکرد حقوق بشری دولت را تضعیف دولت توصیف می کنند، رد کرد و گفت:”. برخی می گویند حرف نزنید. اما با خفقان گرفتن فعالان حقوق بشر مشکل ایران حل نمی شود”.
وی در سخنانش با اشاره به مواردی از نقض حقوق بشر در دوره دولت روحانی از جمله افزایش تعداد اعدامها، تدوام حصر موسوی، کروبی و رهنورد و همچنین فشار بر زندانیان مدنی پرسید طرح این مطالبلت چه ارتباطی با تضعیف دولت روحانی دارد؟
عبادی با اشاره به پیشینیه ای از عقب نشینی فعالان مدنی در سالهای اول پیروزی انقلاب، با استدلالاتی چون تضعیف انقلاب و دولت موقت، نگاه به عقب را آموزنده خواند و گفت تجربه هایی چون سکوت فعالان چپ، ملی گرایان و سایر فعالان مدنی در آن سال ها منجر به حذف تدریجی کلیه نیروهای تحول خواه و فعالان حقوق مدنی و بشر در کشور شد. وی با ذکر مثالی به مخالفت برخی از فعالان سیاسی و مدنی از طیف های مختلف فکری در روزهای ابتدایی انقلاب اشاره کرد و گفت: 40 روز پس از پیروزی انقلاب، آیت الله اشراقی اعلام کرد هر زنی که در ادارات دولتی کار می کند باید حجاب داشته باشد. ما در مخالفت با این موضع در روز 8 مارس تظاهراتی برگزار کردیم اما بسیاری از نیروهای سیاسی وقت از ما حمایت نکردند و ما را تنها گذاشتند. ما حصل آن شد که قانون حمایت از خانواده از سوی شورای انقلاب لغو گردید و حق حضانت فرزند از مادران سلب شد.”
DSC_0547وی توضیح داد که هدف از طرح این مسائل مچ گیری نیست. در آن قضایا همه ما باختیم اما باید از آن تجارب امروز بهره برد. وی ضمن استقبال از روی کار آمدن دولت روحانی آن را نیم گامی به جلو توصیف کرد ولی در عین گفت باید دید مطالبات جامعه مدنی در این میان چه خواهد شد؟
رییس مرکز حامیان حقوق بشر ضمن اشاره به فعالیت های خویش در قالب کانون مدافعان حقوق بشر که از سوی نیروهای امنیتی متوقف شد، بهترین راه برای حل مشکلات ایران همکاری فعالان مدنی سوای از سلیقه های سیاسی موجود خواند و گفت رقابت گروههای سیاسی بر سر قدرت خود مهمترین مانع برای رسیدن به اهداف حقوق بشر است. وی توصیه کرد تا فعالان سیاسی در خارج از ایران بر سر موضوعات حقوق بشری و انتخابات آزاد اتفاق کنند. به باور وی با تحصیل این حقوق است که می توان به رقابتی سالم بر سر قدرت نیز دست یافت.
وی در این مراسم از وکلای در بند عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف زاده یاد کرد و همچنین یاد دانشجویانی چون بهاره هدایت، مجید توکلی و عبدالله مومنی را گرامی داشت.
متن سخنرانی خانم عبادی از طریق لینک زیر قابل دسترسی است:
https://www.youtube.com/watch?v=iirKRqU4Bw4 

۱۳۹۲ آذر ۲۹, جمعه


مگر حکومت، مخ خر خورده که موسوی و کروبی را آزاد کند؟ اگر آنها امروز آزاد بودند قطعاً به خاطر مرگ دلخراش همسر و مادر یک زندانی سیاسی، اعتراض می کردند نه اینکه مثل برخیبی جربزه های پر مدعا ، برای متهم نشدن به " همدردی با حانواده یک پادشاهی خواه " سکوت مرگبار بگیرند. 

چهارسال پیش که آرش رحمانی پور ، هم پرونده و پسر دایی پیمان عارفی به جرم همکاری با انجمن پادشاهی خواهی اعدام شد موسوی و کروبی به صورت مشترک ، با این جملات نسبت به اعدام ها اعتراض کردند : "به نظر می رسد کسانی که اقد
ام به اعدام آنها شد ماه‌ها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته‌اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است.» اما امروز که یکی دیگر از متهمان آن پرونده ، در مصیبتی بزرگ غوطه ور است از کسانی که در غیاب موسوی و کروبی چایگاه رهبری چنبش را اشغال کرده اند صدایی در نمی آید . پس شاید حق دارند که می گویند نباید برای آزادی موسوی و کروبی ، فشار آورد. شما را به خدا ، اگر موسوی آزاد بود برای این مرگ دلخراش ، بیشتر مویه می کرد یا برای گاز گرفته شدن دست دخترش توسط یک مأمور وحشی حکومت؟ می خواهم یک مشاوره مجانی هم به نظام جمهوری اسلامی بدهم . از این به بعد هر کس را خواستند زندانی کنند، اعدام کنند و هر خانواده ای را خواستند تحت فشار بگذارند به آنها اتهام " عیر خودی بودن " بزنند. مثلا به ناحق بگویند جاسوس اسرائیل است ، بهایی است یا اینکه سلطنت طلب است البته سلطنت مشروطه چون برخی دوستان ظاهرا اصلاح طلب با سلطنت مطلقه یعنی ولایت فقیه مشکل ندارند.. اگر این اتهام ها را به هر کسی برنند مطمئنا سران جبهه اصلاحات و حتی تعدادی از سایت های خبری آنها ، یه زندانی شدن و آزار خانواده زندانی ، اعتراضی نخواهند کرد و سکوت شرم آور پیشه می کنند. همانطور که در مورد خانواده پیمان عارفی کردند. اگر چه تا همین جا هم برای ابراز همدردی با این زندانی مظلوم دیر شده است اما امیدوارم در روزهای آینده اتفاقاتی بیفتد که من به خاطر نوشتن این پست آز آقایان خاتمی ، رفسنجانی ، سید حسن خمینی ، عبداله نوری و...... پوزش بخواهم.

مجتبی‌ واحدی
۲۸ آذر ۱۳۹۲

آیت الله احمد جنتی دبیر ۸۶ ساله شورای نگهبان در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ از صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران برای اعدام دو تن از زندانیان سیاسی محاکمه شده پس از انتخابات ریاست جمهوری تشکر و قدردانی کرده و خواستار اعدام‌های بیشتر شده بود …

“ آرش رحمانی پور” که تنها ۱۹ سال سن داشت یکی‌ از آن ۲ نفر بود! و “نسرین ستوده” وکیل مدافع این زندانی سیاسی گفته بود از دیدن این همه بی‌قانونی در پرونده‌های موکلانش به ستوه آمده و وقتی نمی‌تواند برای نجات آنها کاری کند ترجیح می‌دهد همراه آنان اعدام شود …

به گفته نسرین ستوده، آرش رحمانی‌پور به این دلیل اتهام خود مبنی بر اخلال در انتخابات را پذیرفت که بازجوها تهدید کرده بودند در صورت عدم پذیرش اتهام، پدرش را بازداشت خواهند کرد. خواهر باردار آرش رحمانی‌پور هم در فروردین ۸۸، همراه با او بازداشت شده بود.

نسرین ستوده در آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای گفته بود آرش‌ رحمانی‌پور اتهام‌های مربوط به عضویت خود در انجمن پادشاهی را به شرط آزادی خواهر باردارش پذیرفته بود.

پیغام تکان دهنده یکی‌ از هم بندی‌های آرش رحمانیپور و فرزاد کمانگر

http://sepidedam.com/6366



هر لحظه که می‌گذرد حقایق تکان دهنده تری در رابطه با ظلم غیر قابل وصفی که به این خانواده شده آشکار میشود!

ولی صدیقی برادر سعید صدیقی، جوانی که سال گذشته پس از یک دادگاه «۱۴ دقیقه ای»، اعدام شد لحظاتی پیش ( ۱۰ صبح ۲۸ آذر ۱۳۹۲ به وقت اروپا ) پیغام کوتاهی‌ از آلمان برای سایت سپیده دم ارسال نمود:

« زیبا صادقی‌ زاده نوهٔ عمه من هستش هنوز مادرش نمیدونه که دخترش مرده »

مهرماه سال گذشته ( ۲۳ مهر ۱۳۹۱ ) ولی صدیقی در تماسی با گردانندگان سایت سپیده دم گفته بود: « من مدارکی مبنی براثبات بی‌گناهی برادرم دارم ... »

http://goo.gl/R3KDqT

آرش رحمانی پور پسر دایی پیمان عارفی نیز با وجود آنکه وکیلش نسرین ستوده مدارکی جهت ارائه به دادگاه در دست داشت که نشان دهنده بی‌ اساس بودن اتهامات وارد شده بود، در بهمن‌ ۱۳۸۸ اعدام شد و پس از آن نسرین ستوده گفته بود از دیدن این همه بی‌قانونی در پرونده‌های موکلانش به ستوه آمده و وقتی نمی‌تواند برای نجات آنها کاری کند ترجیح می‌دهد همراه آنان اعدام شود …

در فیلمها هم اینقدر ظلم قابل تصور نیست!

حد نصاب بی‌ عدالتی نسبت به خانوادهٔ زندانیان سیاسی چقدر است؟ این همه ظلم به آنها روا شده آنهم به کسانی‌ که حتی حاضر شده بودند در انتخابات شرکت کنند و به آقای روحانی رای دهند …

مصاحبه منشر نشده با مادر پیمان عارفی
http://goo.gl/0mludi

امیررضا (پیمان) عارفی و همسرش در ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی بازداشت شدند. پسردایی او، آرش رحمانی‌پور نیز همان زمان بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود. امیررضا عارفی و آرش رحمانی‌پور با این که ماه‌ها قبل از انتخابات ۱۳۸۸ بازداشت شده بودند، اما در دادگاه‌هایی که پس از انتخابات تشکیل شد اعتراف کردند که در نا آرامی‌‌های انتخابات دست داشته‌اند. امیررضا عارفی بعدتر گفت که در اثر فشار بازجوها و با شرط آزادی همسرش حاضر به شرکت در «دادگاه‌های نمایشی» شده است. به گفته او پسر‌دایی‌اش آرش رحمانی‌پور هم زیر فشار بازجویی و به زور به عضویت در گروه‌های غیرقانونی و اخلال در انتخابات اعتراف کرده بود. آرش رحمانی‌پور در بهمن‌ ۱۳۸۸ اعدام شد.

آیت الله احمد جنتی دبیر ۸۶ ساله شورای نگهبان در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ از صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران برای اعدام دو تن از زندانیان سیاسی محاکمه شده پس از انتخابات ریاست جمهوری تشکر و قدردانی کرده و خواستار اعدام‌های بیشتر شده بود …

“ آرش رحمانی پور” که تنها ۱۹ سال سن’ داشت یکی‌ از آن ۲ نفر بود! و “نسرین ستوده” وکیل مدافع این زندانی سیاسی گفته بود از دیدن این همه بی‌قانونی در پرونده‌های موکلانش به ستوه آمده و وقتی نمی‌تواند برای نجات آنها کاری کند ترجیح می‌دهد همراه آنان اعدام شود …

به گفته نسرین ستوده، آرش رحمانی‌پور به این دلیل اتهام خود مبنی بر اخلال در انتخابات را پذیرفت که بازجوها تهدید کرده بودند در صورت عدم پذیرش اتهام، پدرش را بازداشت خواهند کرد. خواهر باردار آرش رحمانی‌پور هم در فروردین ۸۸، همراه با او بازداشت شده بود.

نسرین ستوده در آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای گفته بود آرش‌ رحمانی‌پور اتهام‌های مربوط به عضویت خود در انجمن پادشاهی را به شرط آزادی خواهر باردارش پذیرفته بود.

پیغام تکان دهنده یکی‌ از هم بندی‌های آرش رحمانیپور و فرزاد کمانگر

http://sepidedam.com/6366

امیررضا عارفی هم در همان دادگاه‌ها به اعدام محکوم شده بود اما حکم او در دادگاه تجدید نظر به پانزده سال حبس و تبعید به مسجد سلیمان کاهش یافت. او در زمستان ۱۳۸۹ از زندان اوین به مسجد سلیمان منتقل شد. امیررضا عارفی چندی پیش گفته بود به دلیل مسیر طولانی تهران تا مسجد سلیمان، مادر و همسرش هر سه ماه یک بار موفق به ملاقات با او می‌شوند. امروز مادر و همسر امیررضا عارفی، بعد از ملاقات با او در حادثه رانندگی در جاده اهواز به تهران کشته شدند.

***

مجتبی‌ واحدی روزنامه نگار مقیم آمریکا می‌نویسد:

خبر خیلی کوتاه بود : مادر و همسر مظلوم یک زندانی سیاسی تبعیدی در حال بازگشت از ملاقات چند دقیقه ای با عزیز خود، تصادف کردند و جان باختند! جرم این زندانی آن بوده است که نظامی را که خامنه ای بی همه چیز برای جفظ آن ، همه چیز را زیر پا می گذارد قبول نداشته است. چرم او که به خاطر آن ، علاوه بر تحمل رنج زندان، اکنون باید داغ مادر و همسر را نیز بکشد حق خواهی است و لابد سربلندی خاتمی و دار و دسته اش، آنکه می خواهند این نظام فاسد و آدمکش را حفظ کنند. خاتمی دیروز با آه و ناله فراوان ، گله کرده که از قول او گزارش غلط به خامنه ای می دهند. ببینم برای دل زندانی مظلومی که اکنون در داخل زندان به خود می پیچد هم از همان آهها می کشد و برای تسلانی آنها چیزی خواهد گفت یا این خانواده را هم مانند خانواده ستار بهشتی ، لایق همدردی نمی داند؟ کسانی که میلیونها فخش نثار کیهان کردند که "چرا با زدن یک تیتر دروغ ، مصدق قلابی دوران را روانه بیمارستان کرده " امروز حاضرند از همان حرف ها در مورد خامنه ای بزنند که دو قهرمان واقعی را راهی گورستان کرده است ؟!

***
رامین یزدانی روزنامه نگار مقیم آلمان می‌نویسد:

مقصر کشته شدن همسر و مادر پیمان عارفی، زندانی تبعیدی رژیم خودکامه ی آخوندی، در صحنه ی تصادف از دو رو جمهوری اسلامی می باشد. دلیل اول اینست که اگر سیستم جنایتکار جمهوری اسلامی جوانان مردم را به اتهامات واهی به زندان و شکنجه و تبعید نمی انداخت این افراد لزومی نداشتند در جاده های نا امن درجه سه ی ایران از شهری به شهری برای دیدن عزیزان دربند خود در راه باشند.
دلیل دوم اینست که دزدان حاکم جمهوری اسلامی بجای ساختن جاده های امن، خانه و مسکن، دبستان و دبیرستان ، بیمارستان و درمانگاه پول های مردم را تا جائی که می توانند به جیب می زنند و آنچه باقی ماند را صرف پروژه های گرانقیمت و بیهوده و بی فایده ی نظامی و اتمی می نمایند که سرانجامش بی خانمان شدن، فقر و مرگ و نابودی مردم ستمدیده می باشد.

اگر دلتان به خاطر حال خود و دیگر همنوعانتان میتپد ، اگر یک ذره آزادی ، زندگی بدون دلهره، پیشرفت اجتماعی و خوش نامی در صحنه ی جهانی را خواهانید چاره ای جز سرنگونی این دستگاه جنایتکار ندارید. برای آزادی خود و همنوعانتان بپاخیزید !!!


***

مجتبی‌ سمیع نژاد فعال حقوق بشر در نروژ می‌نویسد:
«همسر (زیبا صادق‌زاده) و مادر پیمان عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه برگشت از ملاقات پیمان در جاده اهواز به تهران دچار سانحه شدند و متاسفانه جان خود را از دست دادند.»

خبر رو که شنیدم جدای خبر یک چیز دیگه شوکه‌ام کرد، تو ذهن‌ام چرخید که چیزی از این خبر انگار قبلا شنیدم، یک چیز آشنا داشت. رفتم و توی چت‌های قدیمی با زیبا صادق‌‌زاده نگاه کردم... جای گفته بود بهم که «پیمان نمی‌خواد ما بیاییم ملاقاتش، نگران امنیت این راهه»...
برام نوشته که پیمان بهم می‌گه «میترسم اتفاقی تو راه براتون بیوفته و یه عمر بدبخت بشم و دستم به جایی بند نیست آخه آخرین بار سری قبل از عید تصادف کردیم ولی به خیر گذشت»...

آخرش نوشته بود که «اما من هر هفته می‌رم، دل‌ام طاقت نمیاره»...


چه کار کردند این ناقضان حقوق‌بشر؟ می‌فهمند حتا؟ گمان‌ام نیست ...

زیبا جان خواب‌ات آرام …

***
معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی ۶ بعد از ظهر، شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ در صفحه فیسبوک خود زمانی‌ که همسرش در زندان به همراه دیگر زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده بود نوشت:

" آقای روحانی! همان مردمی که مشروعیت را از احمدی نژاد گرفتند به شما مشروعیت بخشیدند، حالا همه منتظرند تفاوت رییس جمهور مشروع و نا مشروع را ببینند ....زندانیان بیمار ، کروبی ، موسوی ، تاج زاده ، دانشجو رونقی ، سلطانی و . ..... بیماران رجائی شهر ...کارون اهواز ، عادل آباد شیراز و .... همه را آزاد کنید . لجبازی بس است! "

بهزاد مهراني روزنامه نگار مقيم آمريكا:
برخي دردها "شركت سوز" هستند و هيچ گونه نمي توان شريك درد و اندوه و غم صاحب درد شد و نمي توان به تعارف گفت كه من را در غم خود شريك بدانيد. غم تو شريك نمي پذيرد پيمان عارفي، حتا اگر همه بخواهيم از بُن وجود شريك غمت باشيم. هيچ تسليت و تسلايي در كار نيست.
تنها آرزوي صبر و صبوري براي تو دارم و ريشه كن شدن درخت ظلم نظام جمهوري اسلامي!
آمين!


اختر قاسمی روزنامه نگار مقیم آلمان نیز می‌نویسد:

خبر وحشتناک مرگ مادر و همسر جوان زندان سیاسی پیمان عارفی در تصادف جاده اهواز به تهران
ناهید رحمانی و زیبا صادق زاده، مادر و همسر پیمان عارفی زندانی سیاسی تبعید شده به مسجدسلیمان، بعد از ملاقات با پیمان در راه بازگشت در یک حادثه رانندگی در جاده اهواز تهران در گشتند...
وحشتناکی این خبر به حدی ست که زبان از گفتن هر جمله‌ای قاصر است...

پیمان دو ماه قبل از انتخابات در حالیکه ۲۱ سال سن داشت به اتفاق همسرش و پسر دایی خود آرش رحمانی به اتهام هواداری از انجمن پادشاهی بازداشت شد. همسر او پس از سه ماه آزاد می شود اما او و آرش را در دادگاه‌های نمایشی پس از انتخابات به عنوان دستگیر شدگان حوادث انتخابات محاکمه و تحت فشار آنها را وادار به اعتراف بمب گذاری از طرف انجمن پادشاهی کردند. قاضی جلاد صلواتی آنها را ابتدا به اعدام محکوم کرد و آرش در همان هفته‌های اول انتخابات بعد از دادگاه نمایشی اعدام شد. حکم پیمان در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال زندان در تبعید تقلیل یافت. او ابتدا در زندان گنبد بود و سپس به مسجدسلیمان منتقل شد.

جمهوری جنایت اسلامی مرگ را به اشکال گوناگون برای مردم به ارمغان آورده و نه تنها با اعدام بکله با عدم رسیدگی به جاده‌ها و ایمنی مردم هر روز ناقوس مرگ بر شهرهای ایران نواخته می شود. آنها حتی خانواده‌ها را از دیدن فرزندانشان در شهرهای خود محروم می کنند تا دوران زندان را به شکنجه‌ای برای خانواده ی آنها هم تبدیل کند. بارها و بارها شنیدیم که خانواده‌ها در راه سفر دیدن فرزندانشان تصادف کردند. جمهوری جنایت اسلامی حتی توانایی و عرضه ی رسیدگی به جاده‌های ایران که بزرگترین تلفات را در جهان را دارد ندارد بعد ادعای مدیریت جهان را دارد. هر بار در گوشه‌ای از دنیا یکی از دزدان جمهوری جهل و جنایت اسلامی با میلیاردها پول ملت شریف ایران دستگیر می شود و ثروت ملت را به سوریه و لبنان و حزب اله و تروریست جهانی کمک می کنند اما مردم در بدترین شرایط ناامنی اجتماعی و اقتصادی بسر میبرند! تاریخ بشریت نشان داده که هیچ جلادی، هیچ آدمخواری همانند خامنه‌ای جاهل عمری طولانی نداشته و مطمئنن روزی که دیر نخواهد بود ملت ایران انتقام خود را از سران جمهوری جنایت اسلامی خواهند گرفت
درگذشت مادر و همسر پیمان را به او و خانواده و فامیل و دوستان عزیزش و همه ی ره روان راه آزادی تسلیت می گویم ...

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل علیه نقض حقوق بشر در ایران

مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه‌ای درباره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد که در آن نسبت به تداوم "نقض جدی" و "هشداردهنده" حقوق بشر درایران ابراز نگرانی شده است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز چهارشنبه (۱۸ دسامبر/۲۷ آذرماه) قطعنامه "وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران" را تصویب کرد. ۸۶ کشور به این قطعنامه رأی مثبت و ۳۶ کشور نیز رأی منفی دادند. آرای ۶۱ کشور دیگر ممتنع بود.

این قطعنامه ماه گذشته (۱۹ نوامبر ۲۰۱۳) در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، موسوم به "کمیته حقوق بشر" تصویب شده بود. این قطعنامه در کمیته سوم ۸۳ رای مثبت داشت.


انتقاد از افزایش اعدام‌ها

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در این قطعنامه نگرانی عمیق خود را درباره‌ی "نقض جدی و مستمر حقوق بشر" و "تداوم هشداردهنده" اجرای گسترده احکام اعدام در ایران ابراز کرده است.

این قطعنامه درباره اجرای احکام اعدام می‌گوید، با وجود بخشنامه رئیس سابق قوه قضائیه که اعدام در ملاء عام را منع کرده بود، این اقدام همچنان ادامه دارد. علاوه براین از اعدام‌های مخفیانه گروهی و اجرای حکم اعدام بدون اطلاع خانواده یا وکیل قانونی زندانی، انتقاد شده است.
این قطعنامه می‌گوید، صدور و اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال و افرادی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشته‌اند، ادامه دارد و این امر به معنی نقض تعهدات ایران در قبال کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

رئیس قوه قضائیه ایران اخیرا "اعدام" را حکمی بر گرفته از قرآن و اسلام توصیف کرد و گفت، مخالفت با اعدام، مخالفت با حکم اسلام است زیرا قصاص "نص قرآن" است.

در ماه‌های اخیر، به ویژه پس از آغاز کار دولت حسن روحانی شمار اعدام‌ها در ایران به شدت افزایش یافته است. براساس گزارش‌های نهادهای حقوق بشری از زمان روی‌ کار آمدن حسن روحانی تا کنون بیش از ۲۰۰ نفر در ایران اعدام‌ شده‌اند. این گزارش‌ها حاکی است که از ابتدای سال جاری تا کنون بیش از ۴۰۰ مورد اجرای حکم اعدام در ایران ثبت شده است.

مجمع عمومی سازمان ملل همچنین از اتهام‌هایی مانند "محاربه" انتقاد می‌کند که "تعریف دقیق و صریحی" ندارند و شهروندان ایران با چنین اتهام‌هایی محکوم به اعدام می‌شوند.


نقض حقوق اقلیت‌ها

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل همچنین از "شکنجه و مجازات یا رفتارهای خشن، غیر انسانی یا تحقیرآمیز از جمله قطع اعضای بدن و شلاق زدن" ابراز نگرانی شده است.

محدودیت‌های گسترده و جدی برای آزادی تشکل و تجمع مسالمت‌آمیز و آزادی بیان و عقیده، از جمله از طریق تلاش برای مسدود کردن، فیلتر کردن یا جلوگیری از دسترسی به اینترنت و محتوای آن، اخلال در فعالیت رسانه‌های ماهواره‌ای از طریق ارسال پارازیت، سانسور یا توقیف روزنامه‌ها و مجلات، از دیگر موارد نقش حقوق شهروندان ایران است که قطعنامه مجمع عمومی به آنها اشاره کرده است.

مجمع عمومی همچنین از ارعاب، آزار و پیگرد منظم مدافعان حقوق بشر، ادامه خشونت و افزایش تبعیض علیه زنان، ادامه تبعض علیه اقلیت‌های قومی و زبانی و تداوم آزار، تا حد زجردهی و نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی به رسمیت شناخته شده انتقاد کرده است.

مجمع عمومی سازمان ملل از دولت ایران خواسته است که به نگرانی‌های جدی مطرح شده در گزارش‌های دبیرکل سازمان ملل و نیز گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران (احمد شهید) توجه نموده و به درخواست‌های مشخص ارائه شده در این قطعنامه و قطعنامه‌های پیشین مجمع عمومی عمل کند.
واکنش ایران به تصویب قطعنامه
یک روز پس از تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل علیه نقض حقوق بشر در ایران، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی این قطعنامه را "مشحون از موارد خلاف واقعیت" دانست و آن را رد کرد.
مرضیه افخم به خبرنگاران در تهران گفت: «جمهوری اسلامی ایران بازی‌های منفعت‌طلبانه و استفاده ابزاری و سیاسی از حقوق بشر علیه کشورهای مستقل از سوی کشورهای غربی را مردود می‌داند و از اینکه سازوکارها و ابزارهای حقوق بشری سازمان ملل متحد دستاویز سیاست بازی قرار می‌گیرد، شدیداً متاسف است.»
مجمع عمومی سازمان ملل همزمان با تصویب قطعنامه در باره ایران، از نقض حقوق بشر در سوریه و تحت حاکمیت بشار اسد نیز به شدت انتقاد کرد. هم‌چنین در قطعنامه‌ای دیگر که با اکثریت بالایی تصویب شد، از وضعیت حقوق بشر در کره شمالی ابراز تاسف نمود.
رژیم‌های سوریه و کره شمالی از دوستان نزدیک جمهوری اسلامی ایران هستند.

۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

"انصراف" خانواده ستار بهشتی از پیگیری پرونده فرزندشان

وکیل خانواده ستار بهشتی گفت، موکلانش "از پیگیری پرونده مرگ مشکوک فرزندشان در بازداشتگاه پلیس فتا منصرف شده‌اند". خانواده وبلاگ‌نویس معترض که در زندان جان سپرد، تاکید می‌کنند که قصدشان از پیگیری پرونده دریافت دیه نیست.
ستار بهشتی و مادرش، خانم گوهر عشقی
ستار بهشتی و مادرش، خانم گوهر عشقی
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گیتی پورفاضل، وکیل مدافع خانواده ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس معترضی که در زندان جان خود را از دست داد، روز شنبه (۲۳ آذر/ ۱۴ دسامبر) در گفت‌وگو با این خبرگزاری اعلام کرد که "موکلان وی از پیگیری پرونده قتل فرزند خود انصراف می‌دهند".
روز ۱۲ آذر (۳ دسامبر) دادگاه کیفری کارکنان دولت اتهام قتل عمد ماموران پلیس فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات ایران) را در مرگ ستار بهشتی نپذیرفته و آن را شبه عمد تشخیص داده بود. به گفته پورفاضل، برای رسیدگی به اتهام قتل شبه عمد نیاز به شکایت مجدد "اولیای دم"، خانواده ستار بهشتی بود.
روز شنبه (۲۳ آذر/ ۱۴ دسامبر) وکیل خانواده ستار بهشتی گفت: «من این موضوع را با اولیای دم ستار بهشتی در میان گذاشتم و آن‌ها گفتند ما قصد دریافت دیه نداریم که بخواهیم برای آن شکایت کنیم.»
پیشتر محمد شهریاری، بازپرس شعبه‌ی اول دادسرای جنایی تهران، با استناد به نظریه رسمی پزشکی قانونی، اکبر تقی‌زاده، یکی از بازجویان پلیس فتا را به قتل "شبه عمد" متهم کرده و پرونده را به دادگاه عمومی تهران ارجاع داده بود که این تصمیم با اعتراض گیتی پورفاضل روبه‌رو شده بود. وکیل خانواده ستار بهشتی تاکید کرده بود: «ما مرگ ستار بهشتی را همچنان قتل عمد می‌دانیم و شبه عمد را قبول نداریم.»
ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس و ساکن رباط کریم تهران بود که در وبلاگ خود مطالبی انتقادی درباره حکومت جمهوری اسلامی نوشته بود. او در روز ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا بازداشت شد و ۴ روز بعد، در سیزدهم آبان ماه ۹۱، در بازداشتگاه درگذشت.
پس از مرگ ستار بهشتی، ۴۱ زندانی سیاسی در نامه‌ای شهادت دادند که او در روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان در بند ۳۵۰ زندان اوین حضور داشته و آثار شکنجه شدید بر بدن وی دیده می‌شده است.
پزشکی قانونی در گزارشی که آذرماه ۹۱ منتشر کرد مدعی شد، "تعیین علت قطعی" مرگ ستار بهشتی ممکن نیست. گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، پزشکی قانونی را به دروغ‌گویی متهم کرد و گفت که پسرش جان خود را بر اثر شکنجه از دست داده است.
همزمان با نخستین سالروز درگذشت ستار بهشتی، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به نقل از یک منبع آگاه نوشت، گزارش‌های پزشکی موجود در پرونده ستار بهشتی وجود آثار شکنجه بر بدن او را تایید می‌کند. در گزارش پزشک کشیک بهداری زندان اوین، دکتر رضا حیدرپور، آمده بود که "آثار ضرب و شتم و شکنجه" بر روی بدن ستار بهشتی در پرونده او وجود دارد. همچنین به گفته‌ی منابع آگاه، گزارش دیگری در پرونده وجود دارد که مرگ ستار بهشتی را ناشی از "خونریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه" عنوان می‌کند.
گوهر عشقی تا کنون در مصاحبه‌ها و نامه‌های مختلف تاکید کرده که پسرش بر اثر شکنجه کشته شده و خواهان رسیدگی نهادهای بین‌المللی و مسئولان داخلی به پرونده‌ی ستار بهشتی شده است.
مادر ستار بهشتی همزمان با سفر اول مهرماه حسن روحانی به نیویورک، از بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل خواست، در دیدار با رئیس دولت یازدهم زمینه رسیدگی به پرونده کشته شدن پسرش را فراهم کند. او همزمان با نخستین سالروز درگذشت فرزندش نیز در نامه‌ای به حسن روحانی از او خواست، به سوگند خود مبنی بر دفاع از "حقوق شهروندی" پای‌بند باشد و برای تسریع در محاکمه مقصران مرگ فرزندش با رئیس قوه قضاییه رایزنی کند.

۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

حمایت کانون مدافعان حقوق بشر از کارزار لغو گام به گام اعدام


arm.jpg
کانون مدافعان حقوق بشر با صدور اطلاعیه ای مطبوعاتی از فراخوان کارزار "لغو گام به گام اعدام" (لگام) که توسط هشت تن از فعالان سیاسی، نویسندگان و هنرمندان آغاز شده است، حمایت کرد.
بابک احمدی (نویسنده و مترجم)، سیمین بهبهانی ( نویسنده و شاعر)، علی رضا جباری (نویسنده و مترجم)، فریبرز رئیس دانا (اقتصاددان و فعال سیاسی)، پروین فهیمی (فعال حقوق بشر – مادر شهید سهراب اعرابی)، اسماعیل مفتی زاده (فعال حقوق بشر)، محمد ملکی (فعال سیاسی و رییس اسبق دانشگاه تهران) ومحمد نوری زاد (نویسنده و فیلمساز) فراخوان دهندگان اولیه کارزار"لغو گام به گام اعدام" هستند.
کانون مدافعان حقوق بشر در اطلاعیه خود از هموطنان دعوت کرد تا با پیوستن به این کارزار حمایت خود را از این حرکت اعلام کنند.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن اطلاعیه این سازمان مردم نهاد که در تاریخ 13 آذر ماه 1392 صادر شده، به شرح زیر است:

هموطنان ارجمند
بعد از انقلاب اسلامی در سال 1357 سیستم حقوقی ایران تغییر کرد و مجازات هایی از قبیل سنگسار، قطع دست و پا، شلاق زدن، به صلیب کشیدن، اعدام افراد کمتر از 18 سال و ... وارد قوانین کیفری ایران شد. اجرای چنین مجازات هایی که از مدت ها قبل در جهان منسوخ و مغایر با ضوابط حقوق بشر شناخته شده بود، باعث شد تا جامعه بین المللی نسبت به نقض قانونمند حقوق بشر در ایران حساس شده و نسبت به آن واکنش نشان دهد؛ که در این زمینه می توان به صدور قطعنامه های متعدد سازمان ملل متحد اشاره کرد.
علاوه بر موارد فوق برای بسیاری از جرایم نیز "مجازات مرگ" در نظر گرفته شد تا حدی که ایران بالاترین سرانه اجرای چنین مجازاتی را در جهان دارد. معایب سیستم کیفری ایران که "علم قاضی" را در بسیاری از موارد جایگزین "دلایل متقن حقوقی" می کند نیز مزید بر علت شده است و به همین دلیل شاهد صدور احکام غیر عادلانه ای هستیم که وجدان عمومی جامعه را می آزارد.
کانون مدافعان حقوق بشر از ابتدای تأسیس همواره بر این نکته پای فشرده که قوانین کیفری نیازمند بازنگری و اصلاح بوده و می بایستی با تعهدات بین المللی حکومت ایران در زمینه اجرای ضوابط حقوق بشر، سازگار باشد. در این راستا مهم ترین اعتراض ما به تعداد کثیر اعدام ها است؛ به ویژه آنکه تعدادی از متهمان سیاسی و عقیدتی نیز به چوبه دار سپرده شده اند. هم اکنون نیز طبق اطلاعات واصله از داخل زندان های ایران بیش از دویست نفر با اتهامات متعدد سیاسی و غیر سیاسی و با قطعیت حکم صادره در نوبت مرگ ایستاده اند.
اخیرا کارزاری برای "لغو گام به گام اعدام" (لگام) توسط تعدادی از فعالان سیاسی، اجتماعی و مدنی در داخل کشور به راه افتاده است که ثمربخش بودن این حرکت نیازمند وفاق ملی و خواست همگان است. لذا کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعلام پشتیبانی از چنین کارزاری از هموطنان گرامی دعوت می کند تا با پیوستن به این کارزار، حمایت خود را از این حرکت مردمی اعلام داشته و مطمئن باشند که اتحاد ما نوید آینده بهتر ایران است.