۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

دادگاه آبکی و فرمایشی سعید مرتضوی جنایتکار کشتارگاه کهریزیک، در پشت دربهای بسته برگزار شد

از زندان کهریزک چه می دانیم؟

اطلاعات مردم عادی از زندان کهریزک و یا در حقیقت قصابخانه و کشتارگاه کهریزک، بسیار ناچیز است. روزی که رژیم سرنگون شود و پرده ها بالا رود، همه شکنجه ها، تجاوزها، و جنایات انجام شده در مورد یکایک قربانیان زجر کشیده و آسیب دیده از این کشتار گاه به خوبی شناخته و بر روی آب می آید. آنچه ما از این قصابخانه ولایت فقیه می دانیم، بسیار اندک، و جزئی از کل است.
با قربانی کردن بره ها به دستور آخوند و در برابر آخوند آشنا شوید. فراموش نشود که نام درست آخوند، " آخون" یعنی آقای خون طلب و خونخوار است.

رفتار با قربانیان در کشتارگاه کهریزک

بگفته کمیته گزارشگران حقوق بشر، بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبیهای پس از آن نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفته‌اند. طی دو سال اخیر حداقل ۱۴ زندانی بر اثر خشونت زندانبانان یا عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داده‌اند. سعید مرتضوی دادستان تهران که بی تردید در شکنجه و کشتار مردم در این کشتارگاه ولایت فقیه شریک است، دلیل انتقال زندانیان به این بازداشتگاه و عدم اجرای دستور تعطیلی آن مورد انتقاد واقع شده از وضعیت کهریزک دفاع کرده‌است. او کهریزک را بازداشتگاهی رسمی و قانونی و دارای امکانات لازم معرفی کرده و هرگونه شکنجه و تجاوز در آن را تکذیب می‌کند و حداکثر شکایت زندانیان را این می‌داند که «مثلا مسئول بند یا زندان‌بان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده‌است».
با چهره تنی چند از قربانیان آخوند در قصابخانه کهریزک آشنا شوید.
آنچنان که گفته شده، قربانیان، در بدو ورود به کهریزک، برهنه فقط با یک زیرشلواری مجبور بودند روی سنگ و خار و خاشاک و آسفالت سینه خیز بروند و همزمان مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند یا تا حد ضعف «بشین پاشو» و «کلاغ پر» می‌رفتند. تعدادی از بازداشت شدگان به دلیل شدت جراحات وارده و شرایط نامناسب نگهداریشان در بازداشتگاه، کشته شدند و نیروهای امنیتی با تهدید خانواده‌های آنان از اعلام اسامی و دادخواهی این خانواده‌ها جلوگیری نمودند.
بازداشت شدگان از زمان بازداشت تا مدتها حق استفاده از حمام را نداشتند، در این مدت به بیماری‌هایی نظیر شپش مبتلا شدند. از جمله کشته شدگان در کشارگاه کهریزک را می توان محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر و دکتر رامین پوراندرجانی را می توان نام برد.

دادگاههای علنی در چه شرایطی برگزار می شود؟

تا آن جا که ما می دانیم، در امور جنایی که مسأله قتل و کشتار در میان است، و یا در مورد محاکمه های سیاسی که در آن ها بحث های جنجال برانگیز و برخوردهای گوناگون پدید می آید، دادگاه رسیدگی با حضور دوگروه شکایت شونده و شکایت کننده، وهمچنین گزارش گران و حتی افراد عادی و معمولی به کار می پردازد، وکیل و شاهدهای دوطرف با مدارک و گفتار خود، توجه داوران و هیأت ژوری را به خود جلب می کنند، و سرانجام، این هیأت در پشت دربهای بسته ساعاتی را به گفتگو و چالش با یکدیگر می پردازند، و آنگاه رأی خود را به اتفاق آراء صادر نموده، به قاضی دادگاه تسلیم می کنند.
این ویدیو گزارش گر تجاوزها، شکنجه ها، و کشتار در کهریزک را نشان می دهد و به گفتگو می پردازد.

آیا در شرایطی یک دادگاه علنی می تواند رأی اشتباه دهد؟

موضوع اصلی و اساسی، برای رسیدن به دادگری و قضاوت های عادلانه، آزاد و مستقل بودن نیروی داوری (قوه قضاییه) و دور از نفوذ و قدرت دستگاه حاکمه است. در کشورهایی که از دموکراسی نسبی برخوردارند و حکمران اعم از شیخ و شاه، و یا رئیس جمهور نمی تواند دخالت و زورگویی بر نیروی داوری (قوه قضاییه) داشته باشد، رأی دادگاههای علنی به حقیقت نزدیک تر بوده، و عدالت رعایت می شود.
برای نمونه، هنگامی که نیکسون رئیس جمهور آمریکا در جریان واتر گیت اقدام به کار جاسوسی نمود، دستگاه قضایی آمریکا او را وادار به استعفاء کرد. همچنین هنگامی که کلینتون رئیس جمهور دیگر آمریکا با یکی از منشی های در روابط عاشقانه و دوستی بود، مورد بازخواست و پرس و جوی دستگاه قضایی آمریکا قرار گرفت، و نزدیک بود پست ریاست جمهوری خود رانیز از دست بدهد. در انگلستان نیز دیده شده که هرکدام از اعضاء خانواده سلطنتی چنانچه کار غیر قانونی انجام دهند، زیر پیگرد پازپرسی قرار می گیرند. تا کنون چند بار شاهزادگانی که با سرعت غیر مجاز رانندگی می کردند، در دادگاه به بازپرسی کشیده شدند، و مورد مجازات قرار گرفتند.
دکتر روح الامینی پیگیر قتل های کهریزک سعید مرتضوی را مقصر اصلی می داند
از آن چه در مورد دادگاه علنی گفته شد، بازهم همیشه اشتباه و در هرحال اجتناب ناپذیر است، ولی میزان و درصد آن می تواند تغییر کند. هر چه اندازه دادگاه علنی تر، و شمار جلسات و مدت آن طولانی تر باشد، امکان به خطا رفتن و رأی غیر عادلانه صادر کردن کمتر است. در کشورهای آزاد جهان که دیکتاتوری مانند آخوند قانون صادر نمی کند، متهم پس از حکم دادگاه زندانی می شود و چنانچه بر اساس قانون آن کشور محکوم به اعدام است، سالیانی چند محکوم را زندانی نگه می دارند، تا شاید حکم صادر شده اشتباه بوده، و مدارک جدیدی اشتباه بودن آن را تأیید کند.
یکی دیگر از قربانیان قصابخانه کهریزک به دستور و به خواست آخوند

زندانی شدن یک روزه سعید مرتضوی

در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۹۱، به دنبال اعلام جرم دادستان تهران، سعید مرتضوی دستگیر و زندانی شد. ولی اندکی بعد بدون هیچگونه بررسی او را آزاد کردند. آیا چه عاملی باعث می شود در رژیمی که یک آفتابه دزد را ماهها در زندان نگاه می دارند، و آنگاه با رأی یک آخوند در پس پرده به بریدن دست و یا پای او رأی می دهند، چگونه ممکن است جنایتکاری مانند سعید مرتضوی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم دستش به خون بسیاری آلوده است، یک شبه آزاد شود؟!.

سعید مرتضوی، نوکر ولی امر

برای پی بردن به این حقیقت تلخ که چرا و چگونه جنایتکاران آزاد می چرخند و به ریش مردم می خندند، به گزارش خبرگزاری ایسنا از گفتار سعید مرتضوی در جمع مدیران سازمان تأمین اجتماعی می پردازیم که گفته است: “خود را در همه حال سرباز ولایت می‌دانم و در طول خدمت خود در دستگاه قضا ثابت کرده‌ام که ذره‌ای از راه ولایت کوتاه نخواهم آمد و مطیع ولایت خواهم ماند”.
این گفتار نشان می دهد که چنین فرد خردباخته، و یا فرصت طلب، مزدور آخوند مشهدی است. آخوند مشهدی هم که از جنایتکاری و ضد بشری بودن، تاکنون روی هیتلر، و استالین را سپید کرده است. آنچه که از گفتار نتیجه گیری می شود، آنست که سعید مرتضوی در این سالها زیر قدرت و نفوذ مجتبی خامنه ای جلاد بزرگ ولایت، مرتکب جنایات گوناگونی می شود.
زهرا کاظمی از جمله قربانیانی است که به دست سعید مرتضوی به قتل رسید. بنابراین، آخوند مشهدی ناچار است که از مزدوران و هم جنایتکاران خود حمایت و پشتیبانی کند وگرنه سعید مرتضوی دهانش باز می شود و همکاری خودش را در انجام جنایت ها به خواسته آقا مجتبی فاش و بر ملا می سازد.
کشتار گروه زیادی از اعتراض کنندگان در انتخاب قلابی ۸۸ در خیابان ها، همگی با برنامه ریزی مجتبی خامنه ای، و شاید هم بسیاری از آنان با مشورت و همکاری سعید مرتضوی صورت گرفت. علت پرده پوشی بر جنایات سعید مرتضوی و آزاد کردن او از زندان، همکاری تنگاتنگ وی با مجتبی خامنه ای، و اطلاعات گسترده وی از کارها و برنامه ریزی های جنایتکارانه او می باشد.
با ابر جنایتکار جهان، خامنه ای کبیر که استالین و هیتلر را روسپید کرده، آشنا شوید. جنایتکاری که سرانجام قصابخانه کهریزک خود را تعطیل کرد تا سرپوشی روی جنایت های تاکنون خود گذاشته باشد.

دادگاه آبکی و پشت پرده سعید مرتضوی

روزنامه ایران در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ از دادگاه پوشالی و پشت پرده سعید مرتضوی گزارش می دهد. گروه اجتماعی هشتم اسفندماه دادگاه رسیدگی کننده به اتهامات افراد پرونده بازداشتگاه کهریزک به صورت غیرعلنی در شعبه ۷۶دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. در حالی که پیش از این رئیس دادگاه محاکم کیفری استان تهران اعلام کرده بود، دادگاه قضات متهم در پرونده کهریزک به صورت علنی برگزار خواهد شد. تصمیم این‌که دادگاه غیر علنی برگزار شود دقایقی قبل از دادگاه گرفته شد، محمدرضا زائری هم که به همراه خانواده روح‌الامینی برای حضور در این دادگاه در محل حاضر شده بود اما از ورود به جلسه دادگاه جا ماند در میان خبرنگاران حاضر شد و نسبت به این موضوع اعتراض کرد. وی این‌گونه ناراحتی خود را بیان کرد که «قانون اساسی می‌گوید دادگاه علنی است و قاضی افتخاری هم گفته بود که دادگاه علنی است اما در نهایت این‌گونه نشد.» زائری سپس این نکته را هم اضافه کرد که اگر امنیت جانی داشته باشد! درباره مرتضوی افشاگری می‌کند.

نکته پایانی

از آنچه گفته شد، میزان شکنجه، تجاوز، و جنایت در کشتارگاه کهریزیک که با به خواست مجتبی خامنه ای و همکاری بی چون و چرای گروهی مانند سعید مرتضوی صورت گرفته است، بسیار دهشتناک و اندوه آور است. بی تردید روزی که مردم ایران بتوانند رژیم آخوندی را برکنار سازد و سرنوشت مملکت را به دست خود گیرد، همه پرده ها بالا رفته و ابعاد درنده خویی و جنایت های رژیم جهل و جنایت اسلامی مشخص و روشن می گردد.
سعید مرتضوی و مجتبی خامنه ای را باید دو جنایتکار همدست، همکار، و ضد ایران و ایرانی دانست
حسن زارع دهنوی، سعید مرتضوی و علی اکبر حیدری سه متهم پرونده کهریزک، در حقیقت سه جنایتکاری که به دستور آخوند جوانان مملکتمان را در کهریزک به سلاخی کشاندند.
ساختمان قصابخانه کهریزک از بیرون. چند انبار و سوله خراب شده مانند کاهدان حیوانات و یا مرغداری ها را برای دربند کشیدن و به عجز و التماس آوردن جوانان غیور و شجاع مملکت اختصاص داده بودند. جایی که در هیچ کجای جهان حتی برای حیوانات هم مناسب و بهداشتی نمی دانند، چه رسد برای انسان. هنگامی که آخوند خونخوار و ضد بشر، برای مقام انسانی ارزشی قائل نیست، یک زباله دان و کاهدان را به عنوان بازداشتگاه به کار میبرد.

اسلام، بزرگ ترین شر در تاریخ بشر‎



نگاهی کوتاه به گرفتاری کشورهای منطقه

با نگاهی هر چند ساده و گذرا به جهانی که در آن می زییم پی به رنج و درد بشر کنونی خواهیم برد. خبرهای تکراری که هر روزه از ماهواره و اینترنت پخش می شوند یکی از یکی بدتر و دردآورتر است، از جنگ و بمباران و گورهای دست جمعی گرفته تا کشت و کشتار و خودکشی و سنگسار و… که همه و همه نشانی از رنج و درد دارند. به راستی که بایست گریست به روز و روزگار این جهان و آدم هایش و این همه نگون بختی و پلشتی و اندوه. نگاهی به افغانستان بیندازید. نگاهی به پاکستان و عراق و سودان و سومالی و لیبی و سوریه یا هتا به ایران خودمان بیندازید تا آن چه گفته شد بیشتر برایتان ملموس باشد.
آخوندکی در بحرین که احتمالن فرستاده رژیم اسلامی است، مردم را علیه حکومت آنجا تحریک میکند. گرچه حکومت بحرین هم دموکراسی و مردمی نیست ولی هزاران شرف دارد به رژیم جهنمی اسلامی که خون مردم را توی شیشه کرده و غارتگر است.
میلیون ها و چه بسا میلیاردها زن و مرد و دختر و پسر و کودک و پیر در آسیا و آفریقا در نداری و نکبت دست پا می زنند تا مبادا جیب های سردمداران کشورهای سرمایه داری مانند امریکا و انگلیس و فرانسه و اسراییل لبالب از سیم و زر نباشد. شاید بگویید این چه پیوندی می تواند با اسلام داشته باشد. ولی به دید من بن مایه و آغاز بیشتر این بدبختی های امروز جهان به نیروی اهریمنی به نام اسلام برمی گردد.
این تظاهرات اسلام گرایان بنگلادش است که گویا حکومت افغانستان را لیبرال می خوانند و نمی خواهند مانند افغانستان شوند. آنان می خواهند دولت لیبرال کشور خود را سرنگون کنند و قوانین اسلام را پیاده نمایند. می بینیم که اسلام چگونه خرد و عقل را از گروهی مردم خاورمیانه و آسیا گرفته و آنها را آدم های متجاوز و دگم مذهبی بار آورده است.

اسلام چگونه پای گرفت؟

اکنون به روشن شدن این گفته می پردازم:
تا پیش از زایش اسلام، در ایران امپراتوری توانمند ساسانیان پا به پای امپراتوری روم در حال پیشروی بود. و بنابراین توازنی بین شرق و غرب برقرار بود. ولی پس از پا گرفتن اسلام و یورش مسلمانان متجاوز به کشور های خاورمیانه و شرق مانند ایران و سرنگونی فرمانروایی ساسانی، این توازن از میان رفت و همین خود مایه فزونی توان غرب و پیش زمینه ای برای استثمار شرق از سوی غرب در سال های پس از آن شد که این گفته، جستار بنیادین این نوشتار می باشد.
مسلمانان عرب در آغاز پا پا گرفتن حکومت اسلام، به دور از کم ترین منطق و خردی به دیگر قبیله های عرب یورش می بردند و به نام آفریدگار جهان و این که ما از سوی خداوند آمده ایم، پسران و مردان آن قبیله را یا می کشتند و یا به بردگی در می آوردند و زنانشان را به کنیزی می گرفتند و از آن ها بهره کشی جنسی می کردند، همچنین سرمایه هایشان را نیز می دزدیدند. تنها منطق اسلام از روز نخست همانا زور و خشونت بود و از بن چم (معنای) واژه “اسلام” ، “تسلیم شدن” است. پس یا اسلام بیاورید و باج بدهید یا این که گردنتان را می زنیم. تا جایی که محمد بن عبدالله پیامبر مسلمانان به پادشاه ایران نامه نوشت که یا اسلام آورید یا باید به ما باج بدهید.
این رفتار سپاه پاسداران نظام است با مردم عادی و معترض به حکومت. آیا شما جنایت کارتر از این رژیم، چه ملا، چه پاسدار، و یا بسیجی سراغ دارید؟.

تجاوز مسلمانان به کشورهای دیگر

مسلمانان پس از کشت و کشتار قبیله های دیگر در شبه جزیره عربستان و فزون یافتن توانشان آن گاه بر آن شدند تا با یورش به کشورهای دیگر مانند یمن و شام و مصر و ایران و… سرمایه های آنان را نیز به نام غنیمت و این که خداوند این حق را به آن ها داده است، مال خود کنند. نتیجه این شد که آن کشورها به سبب تجاوز و غارت تازیان هنوز که هنوز است پس از گذشت بیش از هزار سال کمر راست نکرده اند و به خاک سیاه نشسته اند.
در سایه همین خرد شدن کمر مشرق زمین بود کشورهای غربی که آسیب چندانی از دستگاه نابودگر اسلام ندیده بودند، به آسانی توانستند که کشورهای دیگر را زیر استثمار و یوغ خود در آوردند. راه دور نرویم نگاهی به سرنوشت ایران خودمان پس از چیره شدن آدم خواران اسلامی بیندازید. نزدیک به  ۶۰۰ سال ما را غارت و چپاول کردند، ما را نجس و مجوس می خواندند و هر سال سرمایه های ما را به نام خراج بر روی سد ها و هزاران شتر به دارالاخلافه اسلامی می بردند.
این پاره ای از جنایات رژیم اسلامی است. ما می بینیم ولی ساکتیم. زیرا این قربانیان را از فامیل و بستگان خود نمی دانیم.

رهایی از چنگال غارتگری مستقیم  تازیان

تازه پس از این ۶۰۰ سال، با زور مغول ها بود که ما از شر آن ها آسوده شدیم. ولی پس از آن نیز این اهریمن گریبان گیریمان بود و به جز بازه های زمانی کوتاه که دلاور مردان و رادمردانی چون نادرشاه بزرگ دل به بازسازی ایران زمین بستند یا هنگامی که دکتر مصدق کوشش برای استقلال و سربلندی ایران کرد، همواره و همواره ما زیر استعمار عثمانی ها یا پرتغالی ها یا انگلیس ها یا امریکایی ها بودیم.

فقر و بدبختی مردم کشورهای مسلمان

دیگر کشورهای زخم خورده از اسلام هم به همین گونه بودند. در عراق، در سوریه در افغانستان و پاکستان و هتا عربستان که مهد اسلام است و بیایید تا کشورهای آفریقایی مانند سودان و مصر و لیبی و تونس و آفریقای جنوبی و سومالی و… آفریقایی که از برای داشتن سرمایه های گرانبهایی چون زر یا خاورمیانه ای که انباشه از زر سیاه (نفت) است، چرا باید مردمانش در چنین نکبت و بدبختی به سر برند؟.
هشتاد درسد از سرمایه های جهان کنونی در دست یک درسد مردم جهان است. به راستی فاجعه ای بزرگ تر از این هم هست؟.  اکنون شاید به نگارنده حق بدهید که چرا فرنود (دلیل) جنگ و ناامنی و خونریزی و ستم و اندوه و اشک آدمیان را در اسلام می دانم. بی گمان اگر اهریمنی به نام اسلام در کار نبود، اکنون جهان بسیار بسیار زیباتری داشتیم.
بریتانیایی ها چهارسد سال پیش بود که در شهرهایشان سیستم آب و فاضلاب داشتند، در حالی که ایران ما در هنگام امپراتوری سترگ هخامنشی مجهز به راه فاضلاب بود. باستان شناسی به نام ویلهلم کونیک ۶۲ سال پیش در عراق کنونی که تیسپون شهر باستانی ما می شود، پیل های الکتریکی را کشف کرد که نشان می داد ایرانیان در هنگام اشکانیان باتری درست کرده بودند. اکنون خودتان به این بیندیشید که اگر ویروسی به نام اسلام نبود روزگار کنونی ایران به چه ترتیبی بود. به یقین همه این پیشرفت های علمی و فناوری که در این چند سد ساله در غرب رخ داده را ایران سال ها پیش به آن ها می رسید.
پیش از به پایان بردن نوشتارم، از مسلمانان باورمند می پرسم که اگر این گونه نیست و منطق اسلام زور و شمشیر نبود و این گونه که به ما از کودکی فهمانده اند که این دین، دینی آزاد و منطقی بوده، پس به این پرسش بنیادین نگارنده پاسخ دهند: “چرا این اسلام عزیز به جز از کشورهای خاورمیانه و اندکی هم در اروپا مانند اسپانیا و فرانسه، به جاهای دیگر نرفت؟ به بیان دیگر چرا ما در کشورهای امریکای جنوبی مانند برزیل و آرژانتین و کلمبیا یا کشورهای قاره اقیانوسیه، مانند استرالیا شاهد شمار چندانی از مسلمانان به مانند کشورهای خاورمیانه نیستیم و در آن جا خبری از اسلام نیست؟”.
این ویدیو کشتار اسلام به دست طالبان را در افغانستان نشان می دهد. سالهاست که طالبان نماینده اسلام در افغانستان  و پاکستان به کشت و کشتار مردم می پردازد و مردم خردباخته  این دو کشور از این آدم کشان طرفداری می کنند. همانگونه که ۱۸ میلیون خردباخته و عده ای مزدور  با رأی دادن، رژیم اسلامی را سر پا گذاشته اند.

دلیل گسترش اسلام در بخشی از جهان

اگر این دین، دین خردورزی و بر پایه استدلال و اندیشه بود و این گونه که می گویید که هر کسی با اندیشه و کنکاش و مطالعه دین اسلام را پیشه کرده است، پس چگونه است که ما تنها در کشورهای بهم چسبیده ای مردمان مسلمان می بینیم؟.
آیا جز این است که چون شمشیر جلادان  و خونخوارهای اسلام مانند خالدبن ولید، سعدبن ابی وقاص، وعبدالرحمن بن عوف و… به آن کشورها نرسید تا با زور شمشیر آن ها را مسلمان کنند، بوده؟، پاسخ ساده است، چون که بین اون کشورها آب و اقیانوس بود و شمشیرهای دیگر سیف الله های اسلام به آن جا نرسید. این سخن را بدین جهت گفتم که به این سخن یاوه “اسلام و مسلمانان یک واندی میلیاردی در جهان” ننازید و دلخوش به آن نباشید، چون که ارزشی نداره.
کشتار دسته جمعی مسیحیان به دست اسلام گرایان در نیجریه. این نیز یکی از صدها جنایت مسلمانان است که به دستور قرآن و محمد صورت گرفته است.
یک آدم پست و جاه طلبی که به کاروان ها شبیخون می زده و کارش دزدی از دست رنج دیگران بوده به این کشوها یورش برده و آن ها را به بردگی کشانده و سرمایه هایشان را دزدیده. اکنون شما به این می نازید؟.  هیتلر هم اگر اندکی شانس با او یار بود و دچار آن سرمای جانفرسا در هنگام یورش به شوروی نمی شد، چه بسا که همه جهان را گرفته بود و امروز همه زیر فرمانروایی نازی ها بودند. ولی آیا این ارزشی دارد که کسی به زور آدم های آزاده جهان را به بردگی بکشاند؟.
تازه هیتلر که ادعای فرستاده شدن از سوی خدا و این سخن ها را هم نداشت. ولی درباره محمد که خود را پیامبر خدا شناسانده بود و این همه ستم و آدم کشی را با نام خدا کرد، چه می توان گفت؟. وانگهی، هیتلر فردی سازنده بود و کارهای بزرگی برای آلمان انجام داد که هنوز هم مردم آلمان از آن بهره می گیرند.

نکته ای چند از آنچه گذشت

امید است که مردم جهان با اندیشه ورزی و پیشه کردن خرد، این ویروس مرگبار و بلای شوم که اسلام نام دارد را و تا کنون میلیون ها و میلیون ها قربانی گرفته را به کنار نهند تا جهان ما آدم ها از شری به نام اسلام آسوده باشد. خیزش مردم مصر در همین راستا و همچنین در آینده نزدیک در دیگر کشورهای اسلامی و از جمله ایران، بر علیه اسلام سیاسی، برای همیشه این اهریمن زشت چهره را به مکان های اصلی خود یعنی مساجد بر خواهد گردانید. همین که اجازه بدهیم چنین اهریمنی در مساجد هم باشد، نهایت گذشت و دست و دل بازی است.

ما از اسلام، قرآن و محمد چه می دانیم؟

آنچه از اسلام به ما رسیده

تاریخ همواره گنگ و پر از ابهامات است، اما آنچه که قریب به اتفاق مسلمانان و اسلام پژوهان سنتی از این جریان می دانند، وابسته به کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) و کتب تاریخی است، که حدودا یک قرن بعد از ظهور اسلام به رشته تحریر در آمده و همچنین کتب حدیثی که از قول پیامبر اسلام نقل می شود.
محمد بن عبدالله بر طبق روایات سنتی، به سال ۵۷۰ میلادی در شهر مکه زاده شد، از خانواده ای دارای نفوذ اجتماعی ولیکن فقیر. او، پدر و مادر خود را در کودکی از دست داد و سرپرستی وی نخست به پدر بزرگش عبدالمطلب، و آنگاه به عمویش ابیطالب سپرده شد،
محمد ابن عبدالله یک زنباره ای بیش نبود. ازدواج نخست او با خدیجه ۱۷ سال بزرگتر از خودش، اوج شهوت رانی و مال پرستی او را نشان می دهد. ازدواج های مکرر بعدی و تصرف زنهای کشته شدگان در جنگ، همگی حکایت از زنبارگی اوست. قوانین زن ستیزی اسلام که برخاسته از هوسرانی های محمد است در این تصویر می بینید. همانگونه که آخوندها یاتفاله های همان اسلام ساخته و پرداخته محمد، در زنبارگی و بی ارزش دانستن زنان نشان داده اند.

دوران کودکی و نوجوانی محمد

محمددوران کودکی و نوجوانی خود را در فقر و تنگدستی سپری کرد و برای امرار معاش به شغل چوپانی مشغول بود، در دوران نوجوانی چند بار به خارج از عربستان و به بین النهرین و شام (سوریه کنونی) سفر کرد و این سفرها و البته شغل چوپانی که وی را مدام در بیابان ها و به دور از مردم نگاه می داشت تأثیرات عمیقی بر وی نهاد.

بلند پروازی ها و علاقه به شهرت و ثروت

الهامات فکری که بعدها سبب دعوی پیامبری می شد، عمدتا ریشه در این دوران از زندگی وی دارد، محمد در جوانی به شغل مباشری اموال بیوه ای میان سال مشغول شد و آن زن که اتفاقا دارای نفوذ اجتماعی بود دل در گرو وی نهاد و با وجود مخالفت ها با محمد ازدواج کرد،
محمد که پس ازدواج با خدیجه، صاحب نفوذ شده و از دغدغه های زندگی خالی می شد، مدت بسیاری را در اعتکاف های طولانی و به دور از مردم طی می کرد، تا روزی با پیام رسالت خود، مردم مکه را غافل گیر نمود، ۱۳ سال در مکه با دوستی و محبت مردم را به اسلام ساخته خود دعوت کرد که جمعاً حدود ۶۰ نفر آنهم از دوستان و نزدیکان به او پیوستند.
این  قرآن است که از آن نور پخش می شود. گویا لامپی در آن کار گذاشته اند که نور می دهد. ماشاالله این اسلام عربستانی سرتا پا نور است. همه چینز و همه جا با نور ختم می شود. در این تبلیغ نوشته شده که  هنه ما باید الله را پرستش کنیم، قربان او برویم که ما را راهنمایی کرده!. نخست آن که این الله چقدر عقده ای است که همه را وادار می کند که از او تعریف کنند و او را ستایش نمایند. دیگر این که  کجا و چگونه این الله ما را راهنمایی کرده؟ ما که چیزی ندیدیم. سالی ۶ میلیون در افریقا میمیرند و الله از آن بی خبر است.

فرار از مکه

مخالفت، دشمنی، و سرسختی مردم مکه موجب گردید که او ناموفق و نا امید شبانه از مکه به سوی مدینه فرار کند. و  ۱۰ سال در مدینه دعوی خود را مصرانه ولی با خشونت و خونریزی پی گیری نمود و طی یک سلسله جنگ ها و نزاع های خونین، به رهبری شبه جزیره ی عربستان رسید و پایه گذار آیین جدیدی با نام اسلام بر اساس ظلم بی پایان، کشتار بی حد و حصر، تجاوز  و همچنین موسس امپراطوری اسلامی شد که از بزرگترین امپراطوری های طول تاریخ است.
امروزه تمامی باورمندان به اسلام و اکثریت منتقدین این دین، این روایت سنتی از تاریخ را که محمد با خونریزی به قدرت رسید و دیکتاتوری بزرگ اسلامی را پایه گذاری نمود، قبول دارند و هر دو برای دفاع و یا انتقاد از اسلام و محمد به روایات سنتی استناد می کنند.

دیدگاههای مخالف و موافق محمد

منتقدین، محمد را کلاهبردار و شیادی معرفی می کنند که سودای ریاست به سر داشت و برای رسیدن به قدرت از هیچ کاری فرو گذار نشد، همچنین این شخصیت را یک شهوت ران و زنباره  می دانند که ازدواج های متعدد و گهگاه با دختران خردسال داشت، دشمنان خود را با وحشی ترین صورت ممکنه از میان بر می داشت، ( به عنوان مثال جریان بنی قریضه)، یا جمع آوری قرآن را حاصل کوشش جانشینانش و به حدود سه دهه پس از مرگ وی مرتبط می دانند، کتاب قرآن را دارای تحریف می دانند (مانند واقعه غرانیق) و در این داستان با بعضی از مسلمانان هم رأی هستند و برای اثبات گفته ی خود درست مانند مسلمانان، به قرآن، کتب حدیث مسلمانان و تواریخ سنتی اسلام مانند تاریخ طبری استناد می کنند،
اسلام ساخته و پرداخته محمدابن عبدالله خیابان یک طرفه است و راه بازگشت ندارد. ورود بدان هم اجباری است. زیرا نوزادان، خود به خود وارد این خیابان یک طرفه می شوند. سزای کسی که در این خیابان بایستد (قوانین فاشیستی اسلام را اجراء نکند)، جریمه های سنگین دارد، و جریمه دور زدن و بازگشت از این خیابان نیز مرگ است.
اما امروزه و از نیمه ی اول قرن بیستم جریانی دیگر در بین اسلام پژوهان به راه افتاده که به شکاکیت در این دین و تاریخ آن نگاه می کند، این اسلام پژوهان آکادمیک که جملگی غیر مسلمان هستند، روایات سنتی از اسلام را مردود می دانند و به طبع هر دو گروه منتقد و مدافع را به سبب دست یازیدن به روایات سنتی بر خطا!
این جریان که با تحقیقات و پژوهش های ایگناس گلدزیهر Ignaz Goldziher) اسلام شناس برجسته مجارستانی، جرقه های آن خرد، تاریخ اسلام را سراسر پر از ابهاماتی می دانند که به سادگی و بدون متد های علمی قابل بررسی نیست.

درستی و یا نادرستی کتاب های تاریخی

باید توجه کرد که کتب تاریخ اسلام حدود یک قرن و نیم بعد از محمد به رشته ی تحریر در آمده و به سبب این گسست تاریخی به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند، کتب حدیث که حداقل با پنج واسطه از محمد نقل می شود، بیش از آنکه از زندگی او بازگویی کند به حوادث و نیازهای تاریخی و حقوقی جامعه ی اسلامی مربوط می شود که در قرن های بعدی به وجود آمده، دو سلسله ی امویان و عباسیان هریک برای حذف رقیب دست به حدیث سازی می کردند، پس کتب حدیث هم چندان قابل اعتماد نیستند و تنها سند و مرجع برای شناخت شخصیت محمد کتاب قرآن است.
این ویدیو به تناقضات و بیهوده گویی قرآن با مراجعه به بخش های آن می پردازد.
اما کتاب قرآن هم حاوی ابهامات زیادی ست، در کتاب قرآن تنها ۴ بار مفهوم محمد نقل شده است، یک بار نام مکه آنهم بی ارتباط به آیات پیش و بعد از آن آمده و احتمالا بعدها به قرآن اضافه شده است، مدینه ۳ بار در قرآن آمده، و آن هم مشخص نیست که به شهر اشاره دارد و یا مدینه النبی، با این ترتیب و با استناد به گواهی های تاریخی، اسلام پژوهان معاصر که لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده می شود، جریان شکاکیت و تجدد خواهی را به راه انداخته اند و خود به چندین دسته تقسیم می شوند.
بخش عظیمی از این جریان وثاقت تاریخی شخص محمد را رد کرده و وی را یک افسانه بیش نمی دانند که به علت نیاز جامعه عربی ساخته شده است، به عنوان مثال یهودا نو و باستان شناس معروف متون مکتوبی که با یک قرن فاصله از اوایل اسلام حکایت می کند را منبعی معتبر نمی داند و ادعا دارد باید به دنبال شواهد عینی در یافته های باستان شناختی (سکه ها، کتیبه ها و غیره بود) و از آنجا که یافته های باستان شناسی از اوایل اسلام هیچ نشانی از پیامبر و همچنین دین اسلام به عنوان یک دین ندارد، نتیجه میگیرد که محمد وجود تاریخی نداشته و شخصیتی است که بعدها ساخته شده.
در این ویدیو آقای بهرام مشیری رسیدن پیام از آسمان بنام معجزه و فرستادن قرآن از آسمان و مسائل مختلف دینی دیگر را با منطق و برهان رد  می کند.

دیدگاه اسلام شناس دیگر اروپایی

از طرفی  پروفسور کارل – هاینتس اولیگ  اسلام شناس برجسته ی دیگر استناد می کند که تکه های بدست آمده از دست نوشته های قرآن یعنی قدیمی ترین نسخه هایی که از نیمه ی دوم قرن هشتم میلادی به دست ما رسیده تصویر کاملا دیگری را نشان می دهند، هم ترتیب سوره ها فرق می کند و هم در آنها متونی وجود دارند که در نسخه های کنونی قرآن موجود نیست.
قرآن در آن زمان هنوز در حال شکل گیری بوده و اولین نسخه ی کامل آن به سال ۸۷۰ میلادی بر می گردد. باید توجه کرد قدیمی ترین دست نوشته ها به خط ناقص نوشته شده بودند، این دست نوشته ها فاقد حروف صدا دار هستند و حروف بی صدا در عربی امکان دارد به چند معنی خوانده شوند. همچنین این حروف فاقد نقطه هستند، بدین ترتیب هرحرف بدون نقطه گذاری می تواند دو تا پنج حرف را نمایندگی کند، به عبارتی این متون بدون توضیح و تفسیر قابل خواندن نیست.
اولین قرآن نقطه گذاری شده به شکل کامل در انتهای قرن ۹میلادی تکمیل شده و این راه را برای شناخت اسلام سخت می کند.
اولیگ می گوید آنچه که قابل اثبات است این است که اولین سکه های ضرب شده با نام محمت در شرق بین النهرین و مربوط به سال ۶۶۰ میلادی یافت شده است و سپس به غرب (سوریه) راه پیدا کرده، این منطبق بر سنگ نبشته های قبه الصخره است جایی که لقب یا عنوان محمد به مسیح، عیسی، پسر مریم و بنده ی خدا ( عبدالله) داده شده است و به این ترتیب استناد می کند که محمد در واقع شخصیت خیالی- مسیحی که عرب ها با پذیرش و الهام از مسیحیت پذیرفته و رفته رفته به آن شکل تاریخی داده اند.

جایگاه پایه گذاری اسلام

از طرفی کریستف لوکسنبرگ یکی دیگر از پژوهشگران معاصر که قرآن را با اتکا به زبان سریانی- آرامی که در زمان محمد همگانی بوده، باز خوانی کرده، اثبات می کند که قرآن در یک محیط زبانی آرامی-عربی نوشته شده بند های زیادی از قرآن فقط زمانی معنا پیدا می کند که ما آن متون را آرامی-سریانی که به خط عربی نوشته شده اند بخوانیم. بدین ترتیب اعتقاد دارد که محل شکل گیری اسلام با استناد به مدارکی که از روم شرقی و امپراطوری ایران مقارن ظهور اسلام به دست آمده باید اسلام در جایی در بحر المیت ( اردن و فلسطین امروزی) شکل گرفته باشد.

محمد، مددکار و اصلاح گر اجتماع

دسته ی دیگر و کم تعداد تر این پژوهشگران تجدد خواه همچون فرد دانر در وجود محمد شکی ندارند اما اعتقاد دارند که وی قصد تأسیس دین را نداشته و صرفا یک مصلح اجتماعی بوده و دین اسلام در حدود پنج دهه پس از مرگ وی شکل گرفته است، عده ای هم بر این باورند که گرچه محمد در ایجاد اسلام نقش داشته اما رهبریت را بر عهده نداشته و نقش وی بسیار اندک است.
نخستین قربانیان در اسلام و در قوانین فاشیستی اسلامی پس از کشتار بیرحمانه و قربانی کردن حیوانات، زنانند. زیرا ارزش آنان از یک مبل و چمدان کمتر است. تنها هنر آنان از دید آخوندها و مردان زنباره، ایفای رل یک ماشین جوجه کشی، و یا زینت دادن به مجلس بزم و هوسرانی مردان است. بر اساس همین بی ارزش بودن زن در اسلام است که  رژیم جهنمی ولایت وقیح حاضر نشد ازمیان بیش از ۳۵ میلیون جمعیت زنان ایران، یک کاندیدای ساده حتی به صورت ظاهر برای افتضاحات ریاست جمهوری خود بپذیرد. بنابراین، باید گفت ننگ بر این اسلام، و نفرین بردکانداران آن.
به هر روی با همه  این جریانات، تجدد خواهان و البته اکثریت قریب به اتفاق اسلام پژوهان سنتی آکادمیک معاصر، در یک چیز با یک دیگر اشتراک نظر دارند و آن اینکه حداقل بیش از ٪۹۰  تاریخ اسلام خرافه است و شناخت، اثبات وجود یا عدم وجود محمد به سادگی ممکن نیست و نیازمند روش های آکادمیک است.
حال آن که جوامع اسلامی جهان، در شرایطی همچون قرون وسطا در اروپا به سر می برند. آنان هرگونه پژوهش آکادمیک را توهین به مقدسات خود تلقی کرده و دست به هرکاری برای متوقف کردن آن می زنند.، از سوی دیگر، منتقدین سنتی اسلام که مبارزه با این دین را با استناد به روایات سنتی سهل تر می بینند، آنها نیز با این جریانات مخالف هستند.


۱۳۹۲ مرداد ۱۴, دوشنبه

فرق انسان و حیوان


چه فرقی میبینید بین انسان و حیوان؟؟؟؟؟!!!!


این تنها یک نمونست از خرافی گری و وحشی گری امت به اصطلاح مسلمان

همه چی بوی خون میدهد در این جوامع دین مدار
با خون ارضا میشوند
با خون پاک میشوند
و با خون به بهش میروند
با خون رفع بلا میکنند
با خون وظیفه شرعی و دینی انجام میدهد




و این هم نمونه ایست از موجودی که به او حیوان میگوییم



و او را میکشیم برای این که بیشتر خونریز بودنمان را

با صدای بلند افتخار کنیم


و این هم نمونه ایست از حیوانی که به او وحشی میگوییم





ادمهای به اصطلاح مسلمان وحشی مرتب  میکشند و خون میریزند

به اسم خدا و سنت و پیغمبر و برای بهشششششت






حیوانات هم عشق میورزند بی هیچ توحشی





انسانهای وحشی مرتب اعدام میکنند و انگشت دست قطع میکنند

به اسم خدا و رسم و سنت و پیغمبر دین و ایین






ننگ بر شما ها باددددددد




من از همه شماها متنفرم از دینتون ایینتون و رسمتون و سنتتون نتیجه


وحشی تر از 

ملتهای خرافی گرا 

و خونریز 

و به اصطلاح دین دار 

وجود ندارد




اینجا فقط میتوانم بسنده کنم به جمله زیبای تولستوی


از حیوان کشی تا آدم کشی
و 
از حیوان آزاری و تا انسان آزاری

تنها 

یک قدم فاصله است.





همش کشتار همش خونریزی.

کلا این ملتها با خونریزی و کشتار ارضا میشن

چون اعیادشون خونریزیه . عزاداریشون خونریزیه

بهشت و جهنمشون کشتاره .  همش کشتن

جهاد . سر بریدن.  اعدام . دست قطع کردن

همش کشتن و خونریزی فقط به اسم خداااااااااا

حالمممممممممممم دیگه داره از همه مسلمانها بهم میخوره





الان چند وقتیه هر چی بلا و مصیبت سر ملت میاد میگم حقشونه

و هیچ دلم نمیسوزه. چون هر اتفاقی که در هر کشوری میفته

فیدبک اعمال خود اون مردمو که

توسط کائنات به خودشون باز میگرده.



اندکی تفکر کنید؟ 

ملتهای اروپا و امریکا رو ببینید

به قول گفته گاندی

 تمام مدنیت یک جامعه را میشه از

رفتارشون با حیوانات شناخت.

گرچه در جمهوری منحوس اسلامی حیوان و انسان نداره

 فقط فاشیست حکومتی هست که حق زیستن داره.


 

 اینجا تو کوچه و خیابون سگها

و گربه ها ازادن و مردم بهشون غذا میدن و واقعا با چشمهام

دارم میبینم که چه قدر مملکت فراوانی و نعمت

و خداوند واقعا نعمتو براشون تموم کرده








وقتی جهل و خرافه گری ناشی از دین مداری افراطی

 پای ملتی رو میگیره همین میشه

که ملتها در بدبختی و بفلاکت و فقر باید دست پا بزنند

و بنظر من لیاقتشان هم هست




البته این را هم ذکر کنم که در تمام مملکتها خیلی از حیوانات بینوارو

با بدترین شکل میکشن و میخورن

ولی حداقل به اندک حیواناتی احترام میزارن

 و اذیتشون نمیکنن کاری که

در بیشتر مملکتهای عقب مانده انجام نمیشه









ایا میدانستید اگر میلیونها نفری که چند میلیون خرج سفر حج می کنند

این پول ها را به گرسنگان جهان هدیه میکردند

امروز در جهان هیچ کس از گرسنگی نمی مرد؟

روزانه 18 هزار کودک در جهان از گرسنگی میمیرند





کدامین مکه و کدامین حج و کدامین ثواب بالاتر از این 









تا وقتی که ملتها اینقدر دچار عقب ماندگی فکری هستند

و بهشت جهنمشان را کشتار حیوانات

 و گشتنن در دور یک خانه میبیند

جایی که خود اعراب وسیله ای شده براشون

 تا به عنوان ثروتمند ترین ادمها از پول این همه ملت نادان

به روز افزونی بسیار برسن.




پس هر چه بر سر این ملتها بیایید حقشان هست

 و این ملتها تا اخرین لحظه عمرشون هم در جاهلیت میمانند.

 شک نکنید






کاری که کشور های مدرن و دلسوز ملت خودشان انجام نمیدن

و این همه هزینه را صرف مردم خودشان میکنند

و میبینیم که به کجا رسیدن و از طرفی 


ملتهای به اصطلاح مسلمان هیچ و همه هیچ. 


.

و سخن اخر



.
.
.


گالیله تو چطور جرات میکنی بگی زمین گرده





.وقتی تمام مردم دنیا معتقدند زمین مسطحه ؟

 فکر می کنی همه در اشتباه هستن

 و فقط تو یک نفر درست میگی ؟

(دقیقا عقیده ای است که همیشه مسلمانهای وحشی افراطی

 به اسم خدا و اسلام کشتار میکنن )



.گالیه میگه:


روزگاری اکثریت مردم دنیا فکر میکردند که

سیاهپوستان برده اند....


روزگاری بسیاری از مردم فکر می کردند که

خورشید را باید پرستید...


روزگاری اکثریت مردم دنیا به

بت های سنگی و چوبی باور داشتند....




بله !

 اگر اکثریت مردم یک جامعه

به یک چیز اعتقاد داشتند،

این اکثریت بودن دلیلی بر

 درستی آن عقیده نیست.

افرین بر این جواب. و جواب من هم نیز همین است

اسلام+جنایت


اسلام همچون ویروسی است که تمام سیستم فیزیکی و روانی شما را برهم میزند.
 این چگونه است که میگویید
 اسلام واقعی آن اسلامی نیست که این آخوندها معرفی میکنند
 ولی در عوض با شور هیجان آخوندی را به ریاست کشور خود منسوب میکنید؟

 
چرا نمیخواهید باور کنید که هرکس این لباس آخوندی را بپوشد 
تبدیل به آدمکش و دزد و جانی خرافی میشود. 
چرا باور ندارید که آخوند اسلام را خراب نکرده است
بلکه اسلام آخوند را خراب کرده است.  
هرکس دیگر به اندازه آخوندها با اسلام آشنا شود
 و به تحصیل در این خصوص بپردازد 
 به موجودی پست و نفرت انگیز همچون آخوند تبدیل میشود، 






آخوند منفور است زیرا اسلامگرایی حقیقی است.
و دین اسلام یعنی جنایتی بزرگ

یعنی خون یعنی کشتاررررر برای خدا

و من متنفرممممممممممممممم

از مسلمان و این دین و این تحجر

 

آخوندها از اسلام سوء استفاده نمیکنند،
 بلکه از آن استفاده میکنند.
 آخوند خراب است چون اسلام خراب است، 
 آخوند جنایتکار است زیرا اسلام آیین جنایت است،
آخوند معلول است 
و اسلام علت و بجای مبارزه با معلول و رد و پای اژدها 

شایسته است
 که با علت و خود اژدها مبارزه کرد، 
و آن اژدهای پلید خود اسلام است، 






فرق علم ودین:

 هیچ دانشمندی برای اثبات حقانیت علم خود به

 تبلیغ وفریاد یا لشکر کشی وقتل وخونریزی نیاز ندارد

 زیرا آنچه حق است خودپذیرفته میشود 


وآنچه دروغ است شمشیر میکشد تا خود را بقبولاند!

 
هرچیزی که به سلاحی غیر از


 "محتوای درست خود"

 نیاز دارد دروغ است.. 

وحشیگری ملت ایران و مسلمان



وقتی ملتی در افراطی گری و خرافات دینی غرق میشن

نتیجش میشه عقب ماندگی و فقر و فلاکت و بیچارگی ملت


و به کوری چشم همونای که بهم گفتن غرب زده نوکر امریکا 

باید بگم اری افتخار میکنم که یک امریکای با فرهنگ و باشعور باشم 

تا یک مسلمان وحشی خونریز جانی که در مملکتی زندگی کنه 

که یک مشت جنایتکار اخوند حاکم آن هستند






تا وقتی آخوند و دینی بنام اسلام وجود داره

 کشتار و تروریست و جنایت هم وجود داره .







باید ریشه این افراطی گری و خرافه گری اسلامی رو سوزوند.




داریا

ق
بهترین سخن را صادق هدایت میزنه که میگهه